دستور نابودی عمالیق در تورات: از فرمان دینی تا کارکرد نمادین در سیاست سکولار صهیونسیتی

یهودیت

مفهوم «عمالیق» در متون کهن یهودیت، ریشه در روایتی تاریخی-اسطوره‌ای دارد که در آن، قوم عمالیق به دلیل حمله به واماندگان بنی‌اسرائیل در بیابان، به عنوان دشمنی ابدی معرفی می‌شوند. فرمان محو یاد ایشان در تورات، با زبانی صریح به نسل‌کشی کامل فرمان می‌دهد. اما آنچه در قرن بیست و یکم رخ می‌دهد، خروج این مفهوم از چارچوب دینی و ورود آن به عرصه‌ی سیاست مدرن و سکولار است؛ جایی که رهبران سیاسی از آن به عنوان استعاره‌ای برای دشمنان معاصر خود استفاده می‌کنند.

 

۱. ریشه‌شناسی دینی: دستوری برای نابودی

در هسته‌ی داستان عمالیق، فرمانی صریح برای فراموش نکردن و نابود کردن قرار دارد. در سِفْر تثنیه (۲۵: ۱۷-۱۹) آمده است:
[۱۷] «به یاد آورید آنچه را که عَمالیقیان در راه به هنگام بیرون آمدنتان از مصر با شما کردند؛ [۱۸] چگونه زمانی که خسته و کوفته بودید، در راه بر شما حمله آورده، همۀ واماندگان را که در آخر صف حرکت می‌کردند، از پا درآوردند و از خدا نترسیدند. [۱۹] پس چون یهوه خدایتان شما را در سرزمینی که به شما برای تصرف به ملکیت می‌بخشد، از تمامی دشمنان پیرامونتان آسودگی بخشد، یاد عَمالیق را از زیر آسمان محو سازید؛ آری، این را فراموش مکنید.»
خود متن تورات در این جا به صراحت بر فراموش‌نکردن تأکید کرده و می‌گوید: זכור את אשר־עשה לך עמלק (به یاد آورید آنچه را که عمالیق با شما کرد) و سپس فرمان می‌دهد: תמחה את־זכר עמלק מתחת השמים לא תשכח (یاد عمالیق را از زیر آسمان محو کنی، فراموش مکن).
کتاب اول سموئیل (۱۵: ۳) فرمان نسل‌کشی توراتی را با زبان صریح‌تری تفسیر می‌کند:
[۳] «پس اکنون برو و عَمالیقیان را شکست داده، تمامی اموالشان را به نابودی کامل بسپار. بر ایشان رحم مکن، بلکه مرد و زن و کودک و نوزاد، گاو و گوسفند و شتر و الاغ، همه را بِکُش.»
چنین فرمانی، در سنت یهودی، نه فقط یک دستور تاریخی، بلکه یکی از سه واجب دینی پس از استقرار در سرزمین اسرائیل محسوب می‌شود. موسی‌بن‌میمون در کتاب «میشنا تورا»، کتاب مربوط به پادشاهان و جنگ‌ها، باب ۱، بند ۱، این سه واجب را به ترتیب «نصب پادشاه، نابود کردن عمالیق و ساختن معبد» برمی‌شمارد و صریحا از تقدم نابودی عمالیق بر بازسازی معبد، سخن می‌گوید
این جایگاه، به عمالیق هویتی فراتاریخی و نمادین می‌بخشد و آن را به نماد «شر مطلق» در تفکر دینی-سیاسی یهود تبدیل می‌کند که نابودی آن، پیش‌زمینه ساختن معبد سلیمان (ع) است.

۲. تولد یک استعاره سیاسی: نتانیاهو و «عمالیق» مدرن

دگردیسی اصلی زمانی رخ می‌دهد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، از این مفهوم دینی در سخنرانی‌های رسمی خود استفاده می‌کند. او سیاست‌مداری سکولار است که در راس یک حکومت سکولار قرار دارد اما سخنانی در ابتدای جنگ چهل‌روزه با ایران، به صراحت از این مفهوم استفاده کرد. فیلم این سخنرانی در کانال یوتیوبی «میدل ایست آی» با عنوان «Netanyahu invokes genocidal ‘Amalek’ call amid war on Iran» منتشر شده است. او در آن سخنرانی، با استناد به فرمان تورات، بر لزوم به یاد داشتن و نابودی عمالیق تأکید کرد.
همین رویکرد در محتوای تولید شده توسط صفحه اینستاگرامی «یهودیان ایران» نیز به وضوح دیده می‌شود. مثلاً این صفحه با انتشار ویدیوهایی در تاریخ‌های ۱۸ اسفند، ۲۲ اسفند و ۱۲ فروردین، نه تنها حکومت ایران، بلکه طیف گسترده‌ای از رهبران عرب مخالف با صهیونیسم مانند صدام و قذافی تا سیدحسن نصرالله و سنوار را با انتشار فیلم کوتاهی در کنار رهبر شهید انقلاب، ذیل عنوان عمالیق دسته‌بندی کرده است که باید محو شوند. این اقدام، نشان‌دهنده تلاش برای برچسب‌زنی به طیف وسیعی از دشمنان سیاسی با یک انگاره‌ی دینی-اسطوره‌ای است تا آن‌ها را فاقد هرگونه وجاهت اخلاقی و انسانی کند.
کاربرد این مفهوم توسط نتانیاهو، که در دادگاه لاهه به عنوان مدرکی بر «تحریک به نسل‌کشی در غزه» مورد استناد قرار گرفته، نشان می‌دهد که او به دنبال مشروعیت‌بخشی دینی به اهداف سیاسی و نظامی خود است. در جلسه ۱۱ ژانویه ۲۰۲۴ در دیوان بین‌المللی دادگستری، وکلای آفریقای جنوبی به استناد اظهارات نتانیاهو در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۳ که گفت: «باید به یاد آورید که عمالیق با شما چه کرد، کتاب مقدس ما می‌گوید و ما به یاد داریم»، این سخن را به عنوان مدرکی بر «قصد نسل‌کشی» علیه فلسطینیان در غزه به دیوان ارائه کردند.
در واقع، او از یک دستور کهن و الهیاتی برای توجیه منازعاتی استفاده می‌کند که ریشه‌هایی کاملاً زمینی در رقابت بر سر قدرت، منابع و هژمونی منطقه‌ای دارند.

۳. واکنش مخالف: بازتعریف عمالیق از درون

جالب‌ترین واکنش به این رویکرد، از درون سنت یهودیت و توسط خاخامی ارتدوکس از جریان ناطوری‌کارتا صورت می‌گیرد. «ربای الحانان بِک» در مصاحبه‌ای که در تاریخ ۲۱ فروردین در کانال یوتیوبی «تحلیلات عمیقه» منتشر شد، برداشتی کاملاً متفاوت از این مفهوم ارائه می‌دهد. به گفته او، «عمالیق اکنون یک مفهوم است. نشان کسانی است که مفسد هستند و از خدا نمی‌ترسند و دیگران را از خدا دور می‌کنند».
او با چرخشی آشکار، خودِ صهیونیسم و نتانیاهو را مصداق این مفهوم معرفی می‌کند و معتقد است که پروژه صهیونیستی و اقدامات نتانیاهو، مردم را از خدا دور می‌سازد. این بازتعریف نشان می‌دهد که مفهوم «عمالیق» می‌تواند به ابزاری برای نقد خودِ قدرت سیاسی اسرائیل نیز تبدیل شود گرچه اصل مفهوم نسل‌کشی یک قوم به هرحال از جهت اخلاقی محکوم است.

۴. تحلیل نهایی: کارکرد نمادین در سیاست سکولار

نتانیاهو و دولت اسرائیل، علی‌رغم هویت سکولار خود، از این مفاهیم به عنوان «سرمایه‌ی نمادین» بهره می‌برند. همانند اینکه ایرانیان، شاهنامه را به عنوان سند تاریخی یا قانونی نمی‌نگرد، اما از آن به عنوان منبعی برای هویت ملی، دلاوری‌های اسطوره‌ای و الهام‌بخشی فرهنگی بهره می‌گیرد. داستان‌های فریدون، ضحاک یا رستم، برای او نه روایت تاریخی، بلکه بخشی از حافظه جمعی و میراث فرهنگی‌اند. و یا ایلیاد و اودیسه هومر برای غربیان چنین کارمزدی دارند
در این چارچوب، «عمالیق» نیز به اسطوره‌ای برای بسیج سیاسی تبدیل می‌شود که دو کارکرد اساسی دارد:

۱. قداست دادن به دشمنی: نبرد با عمالیق یک تکلیف الهی و پایانی است، بنابراین هرگونه مصالحه با آن ناممکن و هرگونه تعلل در نابودی آن، خیانت به فرمان خداوند تلقی می‌شود. شما در عین اینکه سیاست‌مداری سکولار هستید می‌توانید احساسات دینی را هم به سود خود بسیج کنید.

۲. غیرانسانی‌سازی دشمن: با برچسب «عمالیق»، دشمن از یک رقیب سیاسی به موجودیتی شرور و فاقد هرگونه حق حیات تنزل می‌یابد، که نابودی کامل او توجیه اخلاقی و الهی پیدا می‌کند.
به این ترتیب، آنچه در متون دینی به عنوان یک فرمان تاریخی برای یک قوم خاص آمده است، در دست سیاستمداران سکولار به ابزاری قدرتمند و سیّال برای تبدیل منازعات پیچیده و انسانی به روایتی ساده‌انگارانه از نبرد خیر و شر مبدل می‌شود؛ روایتی که در آن، هرگونه نرمش، معنای خود را از دست می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *