دستور العمل های بی ضابطه و ذوقی مقدمه ای بر دکانداری معنوی شیخ عبدالزهرا

مدعیان معنویت

دستورالعمل جدید از سوی شیخ عبدالزهرا یعنی سجاده کردن پیراهن مشکی عزای ارباب و خواندن نماز استغاثه بر روی آن و سپس پوشیدن همان لباس به اذن حضرت زهرا (سلام الله علیها) – نه تنها هیچ پشتوانه‌ای در قرآن و سنت معتبر اهل بیت (علیهم السلام) ندارد، بلکه نمونۀ بارز همان جریان انحرافی است که پیشتر نیز با ترویج نجوم و علوم غریبه، جامعه را از مبانی اصیل فهم دین دور می‌ساخت.

این گونه دستورالعمل‌ها که با الفاظ مقدسی چون «اذن بی‌بی» و «نماز استغاثه» آراسته می‌شوند، در واقع نوعی معنویت‌زدایی از شریعت هستند؛ چرا که عبادت را از حالت حضور قلبی و اخلاص به اموری شکلی، رمزآلود و وهمی تنزل می‌دهند. در هیچ منبع حدیثی معتبری چنین تشریفات جزئی برای عزاداری یا نماز وارد نشده و نسبت دادن «اذن» به معصوم در این مسائل، خود نوعی تشریع بی‌مدرک است هر چند به گمان برخی با عمومات منافاتی ندارد ولی چنین مسئله ای اگر اهمیت و ضرورت سلوکی داشت چرا در دستورات خود حضرات معصومین نبود آیا حضرات اولی به هدایت جوامع بشری نبودند؟!

اما آنچه این مسئله را به خطری جدی‌تر تبدیل می‌کند، روند روزافزون گسترش این «معنویت‌های بی‌ضابطه» در میان شیوخ و مدعیان مختلف است که هر کدام بنا به ذوق و وهم خویش، نسخه‌های عجیب و غریبی را به خورد مردم می‌دهند و دین را از یک سیستم منسجم عقلی و نقلی به مجموعه‌ای از خرافات و اوهام تبدیل می‌کنند. این پدیده اگر مهار نشود، نه تنها چهرۀ حقیقت‌طلب تشیع را در نظر خردمندان مخدوش می‌سازد، بلکه به تدریج بنیان‌های فکری جامعه را سست کرده و مردم را از قرآن، روایات صحیح و عقل سلیم – که سه منبع اصلی تصمیم‌گیری و امیدبخشی هستند – دور می‌کند. نهادهای متولی اخلاق و معنویت اسلامی همچون حوزه‌های علمیه، سازمان تبلیغات و مراکز پاسخگویی به شبهات، وظیفه دارند پیش از آنکه این خرافه‌پراکنی دامنه‌ای گسترده‌تر یابد و به وهن مذهب بینجامد، با نقد علمی و مستند، مرز بین ارادت به اهل بیت و بدعت‌های بی‌ضابطه را شفاف سازند و جامعه را به عقلانیت دینی اصیل بازگردانند؛ عقلانیتی که عزاداری را به بصیرت و اصلاح پیوند می‌زند، نه به تشریفات وهمی که جز سردرگمی و انفعال ثمری ندارد.

1 دیدگاه در “دستور العمل های بی ضابطه و ذوقی مقدمه ای بر دکانداری معنوی شیخ عبدالزهرا

  1. عرشیا میگوید:

    همه چیز که قرار نیست عقل باشد. کل خلقت که منحصر به عقل نیست. خدا غیر از عقل، چیزهای دیگری هم به نام عشق و ذوق و عاطفه و خلاقیت و احساس و معرفت، خلق کرده که لزوماً منطبق با عقل نیستند.
    اگر قرار بود همیشه عقل را اولویت بدهیم حضرت عباس علیه‌السلام می‌بایست وقتی به رود فرات رسید اول خودش را سیراب می‌کرد تا بتواند تعداد بیشتری از لشکر دشمن را به هلاکت برساند اما عقل را کنار گذاشت و عشق را اولویت داد و به احترام امامش، لب به آب نزد و ترجیح داد با ضعف و تشنگی و شکست خوردن از دشمن به شهادت برسد نه این‌که بر دشمنش پیروز شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *