«اهورامزدا» در قلب تنگه هرمز؛ توئیت جنجالی ایلان ماسک و موج واکنش‌های ایرانیان

زرتشت، باستان گرایی

ایلان ماسک، مالک شبکه اجتماعی «ایکس» و ثروتمندترین فرد جهان، با انتشار توئیتی درباره ریشه نام «تنگه هرمز»، بار دیگر به صدر اخبار رسانه‌های فارسی‌زبان بازگشت. ماسک در این توئیت مدعی شد: «نام تنگه هرمز از اهورامزدا، خدای آیین زرتشت، گرفته شده است.»

این اظهارنظر در شرایطی صورت گرفت که منطقه خاورمیانه و به‌ویژه این آبراه راهبردی، در کانون تنش‌های سیاسی و نظامی قرار دارد. بلافاصله پس از این انتشار، موجی از تحلیل‌ها و واکنش‌ها در فضای مجازی شکل گرفت که از تحسین‌های ملی‌گرایانه تا بدبینی‌های سیاسی را شامل می‌شد.
بخش اول: واکنشی‌سنجی و رصد افکار عمومی
بررسی شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که واکنش کاربران ایرانی به این توئیت، به سه دسته اصلی تقسیم شده است:
۱. استقبال ملی‌گرایانه و هویتی: بخشی از کاربران، به‌ویژه فعالان حوزه آیین زرتشت و تاریخ باستان (مانند صفحه رادیو زرتشتیان)، این حرکت را نوعی به رسمیت شناختن هویت تاریخی ایران توسط یک چهره تأثیرگذار جهانی دانسته‌اند. برای این گروه، اشاره به «اهورامزدا» نوعی پیروزی فرهنگی در سطح بین‌المللی تلقی شده است.

۲. نگاهِ «کد محور» و سیاسی: برخی دیگر از تحلیل‌گران فضای مجازی (نظیر صفحات خبری سیاسی)، این توئیت را فراتر از یک نکته تاریخی می‌بینند. آن‌ها معتقدند ماسک با استفاده از این واژگان، در حال ارسال «کدهای سیاسی» در مورد آینده ایران و تغییرات احتمالی در نظم منطقه است. این گروه، نزدیکی ماسک به ترامپ را دلیلی
بر این می‌دانند که هر توئیت او، بخشی از یک پازل دیپلماتیک بزرگتر است.

۳. رویکرد اطلاع‌رسانی در بحران: دسته‌ای از مخاطبان نیز با نگاهی واقع‌بینانه معتقدند که تنش‌های اخیر باعث شده است که افکار عمومی جهان تشنه دانستن درباره ایران شوند. از نظر این کاربران، توئیت ماسک نتیجه‌ی «کنجکاوی جهانی» است که در میانه‌ی جنگ و بحران، توجهات را به سمت ریشه‌های غیرسیاسی و تاریخی ایران جلب کرده است.

بخش دوم: تحلیل انتقادی؛ ایلان ماسک؛ تاجری در لباس مورخ یا پاپولیسم دیجیتال؟
در حالی که بسیاری از ایرانیان سرگرم تحلیل ریشه‌های تاریخی واژه «هرمز» شده‌اند، نباید از رویکرد انتقادی به عملکرد شخص ایلان ماسک غافل شد:

۱. تاریخ‌زنی سلبریتی‌وار: ورود ایلان ماسک به مباحث تخصصی تاریخ و ریشه‌شناسی واژگان، بیش از آنکه جنبه علمی داشته باشد، نوعی «گردشگری تاریخی دیجیتال» است. ماسک بارها نشان داده که با استفاده از موضوعات حساسیت‌برانگیز (اعم از مذهب، تاریخ یا هویت ملی کشورها)، به دنبال حفظ جایگاه خود در صدر اخبار و افزایش «اینگیجمنت» (تعامل) در پلتفرم شخصی‌اش است. او از «اهورامزدا» به عنوان ابزاری برای «ترند ماندن» استفاده می‌کند.

۲. مسئولیت‌ناپذیری در دیپلماسی: ماسک به عنوان فردی که قدرت اقتصادی‌اش با دولت‌ها پهلو می‌زند، با دخالت در نام‌گذاری‌های حساس ژئوپلیتیک، عملاً در حال انجام یک «دیپلماسی آماتوری» است. این نوع مداخلات، بدون در نظر گرفتن پیچیدگی‌های حساس منطقه، می‌تواند به سوءتفاهم‌های سیاسی دامن بزند. او بدون آنکه هزینه‌ی تصمیمات سیاسی را بپردازد، با افکار عمومی بازی می‌کند.

۳. استاندارد دوگانه و نفع شخصی: منتقدان بر این باورند که علاقه ناگهانی ماسک به تاریخ ایران، با پروژه‌های اقتصادی و پیوندهای او با جریان‌های سیاسی خاص در آمریکا گره خورده است. او زمانی از ریشه‌های باستانی حرف می‌زند که این موضوع بتواند به نفع «برند شخصی» او در تقابل با جریان‌های فعلی باشد.
بنابراین:
در نهایت، توئیت ماسک را نباید لزوماً یک ادای احترام به فرهنگ ایران دانست؛ بلکه این یک حرکت «پوپولیستی دیجیتال» است. او با استفاده از مفاهیم مقدسی چون «اهورامزدا»، تلاش می‌کند خود را به عنوان یک فیلسوف-سرمایه‌دار جا بزند، در حالی که در واقعیت، او تنها یک «تکنوکرات فرصت‌طلب» است که می‌داند چگونه از نوستالژی‌های یک ملت برای مهندسی افکار عمومی و تثبیت قدرت رسانه‌ای خود استفاده کند. تاریخ ایران بسیار عمیق‌تر از آن است که به «کد سیاسی» در حساب کاربری یک میلیاردر تبدیل شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *