مدتی است جناب آقا صادق تلاش میکند تا در جامعه شیعی ایران، همانند برخی دیگر از مدعیان معنویت، برای خود مرجعیت معنوی ایجاد کند و در این بازار متشتت معنوی، مریدانی پیرامون خود گرد آورد.
ایشان با کمک مجموعه آقای … (که فعلاً قصد نقد آن مجموعه را نداریم)، در میان بخشی از دانشآموختگان آن مجموعه، جایگاهی پیدا کرده است؛ بهگونهای که برخی از طرفداران ایشان، تبعیتی کامل از وی داشته و حتی کمترین نقد یا پرسش درباره سخنان او را برنمیتابند.
روند صعودی صدور «دستورات سلوکی»
مدتی است که ایشان، همانند بسیاری از مدعیان معنویت، بهصورت مستمر در حال ارائه توصیهها و دستورالعملهای بهاصطلاح سلوکی است؛ توصیههایی که از سوی مریدان نیز بهطور گسترده در فضای مجازی بازنشر میشود.
جدیدترین دستور ایشان چنین است:
> «شش آیه نخست سوره حدید و سه آیه پایانی سوره حشر؛ در این آیات، ۱۴ بار کلمه “هو” آمده که متناظر با ۱۴ معصوم است و هر یک از آنها سری دارد… لطفاً هر شب و هر صبح بر خواندن آن مداومت کنید و برای دیگران نیز ارسال نمایید.»
سابقه توصیههای فاقد پشتوانه
این نخستینبار نیست که چنین توصیههایی از سوی ایشان مطرح میشود.
پیشتر نیز برای نشان دادن اینکه ایشان در مباحث مربوط به ادعیه، اذکار و توصیههای عبادی فاقد تخصص لازم است، یکی از توصیههای ایشان را بهصورت مستند نقد و بررسی کردیم:
https://eitaa.com/sufi110/9753
نکته قابل توجه آنکه پس از انتشار آن نقد، مطلب مذکور از کانال ایشان حذف شد؛ هرچند تصویر (اسکرینشات) آن در کانال ما موجود است.
—
یک پرسش اساسی
اگر کسی حتی در تشخیص اعتبار یک ذکر یا توصیه عبادی دچار خطا شود و پس از نقد، ناچار به حذف آن گردد، بر چه اساسی دوباره خود را مجاز میداند که دستورهای سلوکی جدید صادر کند؟
مهمتر آنکه اینبار ادعا میشود میان تعداد کلمه «هو» و چهارده معصوم علیهمالسلام رابطهای رازآلود وجود دارد و گویی گوینده از «اسرار» نهفته در این اعداد آگاه است.
این پرسش مطرح است که:
* منشأ این ادعا چیست؟
* مستند روایی یا قرآنی آن کدام است؟
* کدام یک از علمای شیعه چنین برداشتی را تأیید کردهاند؟
تا زمانی که پاسخ مستندی به این پرسشها ارائه نشود، طرح چنین مطالبی صرفاً یک ادعای اثباتنشده خواهد بود.
—
گسترش باطنگرایی افراطی
با توجه به پیوند فکری میان جناب آقا صادق و جناب آقای بیات، طرح چنین ادعاهایی چندان دور از انتظار نیست.
به نظر میرسد جریانی از باطنگرایی افراطی در حال شکلگیری است که بهتدریج میکوشد در حوزههای مختلف برای خود مرجعیت ایجاد کند؛ جریانی که بهجای تکیه بر معیارهای علمی، فقهی و روایی، بر ادعاهای شخصی، برداشتهای ذوقی و کشفهای غیرقابل ارزیابی تکیه میکند.
در این میان، هرگونه نقد نیز بهجای پاسخ علمی، گاه با برچسبهایی مانند «شیاطین انسی» یا «همراهان شیاطین جنی» مواجه میشود؛ ادبیاتی که بیش از آنکه زمینه گفتوگوی علمی را فراهم کند، به انسداد فضای نقد و تقویت مرادمحوری میانجامد.
جمعبندی
نفوذ و گسترش جریانهای باطنگرای فاقد ضابطه، اگر با معیارهای علمی، قرآنی و روایی مورد ارزیابی قرار نگیرد، میتواند زمینهساز شکلگیری مرجعیتهای غیررسمی و غیرپاسخگو در جامعه دینی شود؛ مرجعیتهایی که با صدور دستورهای سلوکی بدون پشتوانه معتبر، بهتدریج جایگزین معیارهای اصیل اجتهاد، حدیث و اخلاق اسلامی خواهند شد.

