واکنش وهابیت به جنگ تحمیلی و تشییع امام شهید انقلاب (ره)

وهابیت تکفیری

دومین مدرسه فرق، ادیان، مذاهب و معنویت های نوظهور در شهریور ۱۴۰۵ به همت مرکز  فام (فرق،ادیان،مذاهب و معنویت‌های نوظهور)معاونت تبلیغ حوزه علمیه قم با همکاری دفتر تقریب مذاهب دانشگاه آزاد اسلامی استان البرز برگزار شد؛

خلاصه جلسه واکنش وهابیت در جنگ تحمیلی سوم:

۱. پیشینه‌ی تاریخی و زمینه‌های پیدایش وهابیت از بستر اهل سنت

اهل سنت متشکل از چهار مذهب فقهی معتبر حنفی (عقل‌گرا)، مالکی (سنت‌گرای مدینه)، شافعی (نظام‌دهندهٔ اصول فقه) و حنبلی (نص‌گرا) بوده و مکاتب کلامی اشعری و ماتریدی را نیز در بر می‌گیرد. در طول تاریخ، میان این مذاهب، با وجود اختلافات فقهی، هرگز اقدام به تکفیر یکدیگر و جنگ مسلحانه نشده است.

وهابیت به‌عنوان یک جریان فکری انحرافی، نه یک مذهب مستقل، در قرن ۱۸ میلادی توسط محمد بن عبدالوهاب در منطقهٔ نجد عربستان پدید آمد. این جریان، ریشه در اندیشه‌های ابن تیمیه (قرن هفتم هجری) دارد که با تفسیر خاصی از مفاهیم توحید، بسیاری از مسلمانان (اعم از شیعه و حتی اکثر سنی‌ها) را مشرک و واجب‌القتل می‌دانست. مهم‌ترین شاخصه‌های این جریان عبارتند از:

· تکفیر مسلمانان و حلال دانستن خون و مال آن‌ها.
· مخالفت با عقل‌گرایی و اصرار بر برداشت ظاهری از قرآن و حدیث (تجسیم صفات خداوند).
· ائتلاف سیاسی-نظامی با خاندان آل سعود؛ بدین صورت که قدرت سیاسی در دست سعود و مشروعیت دینی و فتوا در اختیار وهابیت قرار گرفت.

لازم به ذکر است که نام‌گذاری این فرقه نخستین بار توسط برادر خود محمد بن عبدالوهاب (سلیمان) انجام شد و در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، آن‌ها برای فاصله گرفتن از چهرهٔ خشونت‌بار این نام، خود را «سلفی» خواندند. تاریخچهٔ این فرقه مملو از جنایات علیه مسلمانان از جمله قتل عام در کربلا، تخریب قبور در مکه و مدینه و حمله به نجف است.

۲. واکنش اهل سنت و وهابیت به جنگ ایران و اسرائیل

بر اساس گزارشات رصدی و محتوای جلسه، واکنش این دو طیف به‌طور قابل‌توجهی متفاوت و حتی متضاد بوده است:

الف) موضع اهل سنت ایران (همسو با نظام):
برادران اهل سنت در ایران (به‌ویژه در مناطق مرزی مانند سیستان و بلوچستان، کردستان، خراسان و هرمزگان) در سه رویداد اخیر (جنگ رمضان، جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات دی‌ماه)، با دشمنان نظام همکاری نکرده و پشت جمهوری اسلامی ایستادند. دلایل این همراهی بدین شرح است:
۱. تکلیف شرعی جهاد با یهود و پیروی از آیات و روایات در زمینهٔ مبارزه با اسرائیل.
۲. آگاهی از خطر سکولاریسم؛ چراکه به‌درستی دریافته‌اند در صورت سقوط نظام اسلامی، آزادی‌های مذهبی و فعالیت‌های دینی آن‌ها (چون نماز جمعه و مدارس علوم دینی) توسط جریان‌های سکولار یا لیبرال به شدت محدود خواهد شد.

ب) موضع وهابیت (سعودی) و جریان‌های تکفیری:
وهابیت به دلیل بنیان‌های تکفیری خود، رفتاری دوگانه و متناقض دارد:

· ذاتاً دشمنی اصلی‌اش با شیعه است و تاکنون فتاوی متعددی مبنی بر عدم کمک به مسلمانان (از جمله لبنان) در جنگ با اسرائیل صادر کرده است.
· با وجود دشمنی عقیدتی با ایران، در مقاطع خاص به دلیل منافع سیاسی و بقای حکومت آل سعود، ناچار به ابراز حمایت ظاهری از مواضع ایران در برابر اسرائیل شده‌اند (همانند برخی برخوردهای محترمانه در مراسم حج اخیر). با این حال، این رفتار را نباید نشانهٔ تغییر ماهیت تکفیری آن‌ها تلقی کرد، بلکه صرفاً یک راهبرد تاکتیکی محسوب می‌شود.

۳. جمع‌بندی نهایی

روند تاریخی نشان می‌دهد که وهابیت، برخلاف مذاهب چهارگانهٔ اهل سنت، نه تنها مبانی صلح‌آمیز و مدارا با سایر مسلمانان را ندارد، بلکه با تفسیر انحرافی از توحید، زیرساخت‌های فکری لازم برای همگرایی اسلامی را تخریب کرده است. این در حالی است که اهل سنت معتدل ایران، با اتکا به آموزه‌های قرآنی و درک صحیح از منافع ملی، در مقابله با اسرائیل در کنار نظام جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند. ماهیت تکفیری وهابیت به‌گونه‌ای است که حتی اسرائیل نیز این جریان را به‌عنوان یک تهدید بالقوه می‌شناسد و به‌همین دلیل، با وجود حمایت تسلیحاتی از معارضان سوریه، نسبت به تثبیت قدرت گروه‌های تکفیری در منطقه حساسیت دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *