کانال یوتیوبی دانیل دوشی در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۲۵ برابر با ۲۲ بهمن ۱۴۰۳ گفتوگویی با حاخام دکتر میخائیل آبراهام منتشر کرد که در آن موضوعات مختلف فلسفی و الهیاتی، بهویژه مسئله «شبهه شر»، مورد بحث قرار گرفت.
حاخام میخائیل آبراهام از چهرههای شناختهشده در حوزه فلسفه یهودی معاصر است که تلاش میکند از خداباوری، اعتبار عقلانی باور دینی و جایگاه تورات با استفاده از روشهای فلسفی و علمی دفاع کند. او در کنار فعالیت در حوزه فیزیک و فلسفه، از عالمان شریعت یهودی نیز به شمار میرود و در مؤسسه عالی تورات دانشگاه بار-ایلان تدریس کرده است.
با این حال، این گفتوگو نشان میدهد که دیدگاههای الهیاتی او از نگرش سیاسی و صهیونیستی او جدا نیست و برخی برداشتهای دینی او، بهویژه در موضوع جنگ و دشمن، تحت تأثیر قرائت خاصی از هویت یهودی و دولت اسرائیل قرار دارد.
مسئله شر و پاسخ الهیاتی آبراهام
یکی از مهمترین استدلالهای فلسفی علیه وجود خدا، «شبهه شر» است. این استدلال بهطور خلاصه میپرسد: اگر خداوند موجودی مطلقاً قادر، دانا و خیرخواه است، چگونه وجود حجم گستردهای از رنج، ظلم و شر در جهان قابل توضیح است؟
حاخام آبراهام در پاسخ، میان دو نوع شر تمایز میگذارد:
شر طبیعی؛ مانند بیماری، بلایای طبیعی و رنجهایی که مستقیماً از انتخاب انسانها ناشی نمیشوند.
شر انسانی؛ مانند خشونت، جنایت و اعمال آگاهانه انسانها علیه دیگران.
او تلاش میکند با این تفکیک، بخشی از مسئله شر را به حوزه اختیار، مسئولیت انسانی و ساختار جهان مرتبط کند.
پیوند میان مفهوم شر و نگاه سیاسی
در بخشی از گفتوگو، آبراهام هنگام سخن گفتن درباره مصادیق شر، به مردم غزه و جوامعی که آنها را «تروریستی» میداند اشاره میکند و آنها را در چارچوب تهدیدی قرار میدهد که باید بهطور کامل از میان بروند.
این بخش از سخنان او محل مناقشه شده است؛ زیرا منتقدان معتقدند که در این نگاه، میان افراد غیرنظامی، جامعه مدنی و گروههای مسلح تمایز کافی گذاشته نمیشود و یک جمعیت انسانی بهصورت کلی در جایگاه «شر» تعریف میشود.
از دیدگاه منتقدان، چنین انتقالی از بحث فلسفی درباره «شر اخلاقی» به قضاوت درباره یک جامعه کامل، میتواند پیامدهای خطرناک اخلاقی داشته باشد؛ زیرا در سنتهای مختلف فلسفی و دینی، مسئولیت اخلاقی معمولاً متوجه کنشگر و عمل مشخص است، نه یک جمعیت صرفاً بر اساس هویت یا محل زندگی.
استناد به داستان عمالیق در تورات
آبراهام در دفاع از دیدگاه خود به فرمان توراتی درباره عمالیق اشاره میکند. در متون یهودی، عمالیق بهعنوان دشمن تاریخی بنیاسرائیل معرفی شدهاند و در برخی بخشهای کتاب مقدس، دستور برخورد شدید با آنان آمده است؛ از جمله در کتاب اول سموئیل (۱۵:۳) که به نابودی کامل عمالیق اشاره میکند.
او با استناد به این نمونه تاریخی-دینی، استدلال میکند که گاهی حکم اخلاقی یا دینی الزامآور ممکن است با احساسات انسانی و تمایل طبیعی به رحمت سازگار نباشد، اما انسان باید از حکم عقل و حقیقتی که به آن باور دارد پیروی کند.
چالش اخلاقی: از روایت دینی تا سیاست مدرن
یکی از مسائل اصلی در این نوع استدلال، نحوه انتقال مفاهیم متون دینی باستانی به شرایط سیاسی مدرن است.
منتقدان میپرسند آیا فرمانهایی که در متون مقدس درباره اقوام خاص در شرایط تاریخی مشخص آمدهاند، میتوانند مستقیماً برای جوامع معاصر و جمعیتهای غیرنظامی به کار گرفته شوند؟
در مقابل، برخی جریانهای صهیونیسم دینی معتقدند که داستانهای کتاب مقدس صرفاً روایت تاریخی نیستند، بلکه دارای پیامهای دائمی درباره رابطه قوم یهود با دشمنان و سرزمین موعود هستند.
نقد تناقض میان دفاع فلسفی از عقل و پیامدهای اخلاقی
یکی از نکات قابل توجه در این گفتوگو، تضادی است که منتقدان میان دو بخش از رویکرد آبراهام مشاهده میکنند:
از یک سو، او با ابزار فلسفی تلاش میکند نشان دهد که باور دینی میتواند با عقلانیت و استدلال سازگار باشد.
از سوی دیگر، منتقدان معتقدند برخی نتایج اخلاقی که از این چارچوب استخراج میشود، مانند تعمیم مفهوم «شر» به یک جامعه انسانی، با اصول اخلاقی مدرن درباره مسئولیت فردی، حقوق غیرنظامیان و کرامت انسانی در تعارض قرار میگیرد.
به بیان دیگر، پرسش منتقدان این است که آیا استناد به یک متن دینی برای تعریف دشمن، میتواند جایگزین داوری اخلاقی درباره رفتارهای واقعی انسانها شود؟
جمعبندی
گفتوگوی حاخام میخائیل آبراهام نمونهای از پیوند میان فلسفه دینی یهود، صهیونیسم مذهبی و مسائل سیاسی معاصر است.
او تلاش میکند از خداباوری در برابر شبهه شر دفاع کند و برای این منظور به مفاهیمی مانند اختیار انسان، عقل و فرمان الهی تکیه میکند. اما هنگامی که این چارچوب فلسفی به مسائل جنگ و دشمن سیاسی منتقل میشود، پرسشهای اخلاقی جدی درباره حدود استفاده از متون مقدس، تعریف «شر» و تمایز میان دشمن نظامی و جمعیت غیرنظامی مطرح میشود.
این مناقشه نشان میدهد که اختلاف بر سر صهیونیسم دینی تنها یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه به پرسشهای عمیقتری درباره رابطه میان دین، اخلاق، تاریخ و قدرت سیاسی بازمیگردد.

