نمونه‌ای از صهیونیسم هویت‌گرا و دینی؛ روایت موشه فیگلین از جنگ غزه و آینده اسرائیل

یهودیت، صهیونیسم

 موشه فیگلین، رهبر حزب «هویت» (Zehut)، در تاریخ ۱۶ آگوست ۲۰۲۶ برابر با ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، در آستانه انتخابات، در پادکست دانیل دوشی حاضر شد و دیدگاه خود درباره جنگ غزه، آینده دولت اسرائیل و مسئله هویت یهودی این کشور را تشریح کرد.

 

فیگلین در این گفت‌وگو جنگ غزه را صرفاً یک درگیری امنیتی نمی‌داند، بلکه آن را بخشی از نبردی بزرگ‌تر بر سر تعریف ماهیت اسرائیل معرفی می‌کند؛ نبردی میان آنچه او «هویت اسرائیلی» و «هویت یهودی» می‌نامد.
دیدگاه‌های مطرح‌شده در این مصاحبه، نمونه‌ای از رویکرد جریان‌های هویت‌گرا در صهیونیسم دینی است؛ جریانی که مشروعیت دولت اسرائیل را بیش از هر چیز بر پیوند میان قوم یهود، سرزمین موعود و حاکمیت یهودی استوار می‌کند.

جنگ غزه؛ نبرد بر سر هویت یا امنیت؟
فیگلین معتقد است که اسرائیل در غزه تنها با یک تهدید نظامی مواجه نیست، بلکه با مسئله‌ای هویتی روبه‌رو است. از نگاه او، روندهای سیاسی گذشته، از جمله توافق‌های اسلو و خروج اسرائیل از غزه، بخشی از یک اشتباه راهبردی بوده‌اند که به وقایع ۷ اکتبر انجامیده‌اند.
او استدلال می‌کند که اسرائیل زمانی می‌تواند از تکرار چنین رخدادهایی جلوگیری کند که ماهیت جنگ را از یک عملیات محدود امنیتی به یک پروژه تعیین‌کننده برای آینده هویت یهودی دولت تغییر دهد.

اشغال، اخراج و شهرک‌سازی؛ طرح مورد حمایت فیگلین
یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های سخنان فیگلین، طرح او درباره آینده غزه است. او از اشغال کامل، خروج اجباری ساکنان غزه و ایجاد شهرک‌های یهودی در این منطقه دفاع می‌کند.
منطق اصلی او بر این ایده استوار است که مشروعیت اسرائیل از هویت یهودی آن و پیوند تاریخی قوم یهود با سرزمین اسرائیل سرچشمه می‌گیرد. در این چارچوب، حضور فلسطینیان در این سرزمین به‌عنوان مانعی در برابر تحقق حاکمیت یهودی تلقی می‌شود.
فیگلین در سخنان خود مواضعی بسیار سخت‌گیرانه درباره ساکنان غزه مطرح کرد و حتی درباره محدود کردن دسترسی آنان به منابع حیاتی سخن گفت؛ دیدگاهی که از سوی منتقدان، مصداق سیاست‌های غیرانسانی و مغایر با اصول حقوق بشری دانسته شده است.

طرح ترامپ و انتقاد از رویکرد نتانیاهو
فیگلین معتقد است طرح پیشنهادی دونالد ترامپ درباره آینده فلسطینیان و غزه، فرصتی بود که اسرائیل از دست داد. او معتقد است رویکرد فعلی دولت اسرائیل، به دلیل نداشتن هدف نهایی روشن، قادر به ایجاد امنیت پایدار نخواهد بود.
او همچنین از بنیامین نتانیاهو انتقاد می‌کند و مدعی است که نتانیاهو به تدریج پروژه صهیونیستی را از مسیر اصلی خود منحرف کرده و بیش از حد به حمایت آمریکا وابسته شده است.
فیگلین با اشاره به تجربه افغانستان هشدار می‌دهد که اتکا به قدرت خارجی برای تضمین امنیت، می‌تواند در بلندمدت خطرناک باشد. از نگاه او، تلاش اسرائیل برای کسب رضایت افکار عمومی جهان باعث تضعیف اراده ملی و افزایش فشارهای بین‌المللی شده است.

تغییر ساختار نظامی و ایجاد قدرت منطقه‌ای
فیگلین خواهان تغییر در ساختار ارتش اسرائیل و جایگزینی بخشی از رهبری امنیتی این کشور است. او معتقد است ارتش باید توانایی اشغال، کنترل و تثبیت سرزمین را داشته باشد، نه اینکه تنها بر عملیات محدود و بازدارندگی تکیه کند.
چشم‌انداز نهایی او ایجاد یک دولت مدرن یهودی است که به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شود. در این نگاه، اماکن مقدس یهودی، به‌ویژه کوه معبد، جایگاهی مرکزی در آینده هویتی و دینی اسرائیل دارند.

مهاجرت یهودیان جهان و آینده اسرائیل
فیگلین در بخش دیگری از سخنان خود از احتمال افزایش مهاجرت یهودیان جهان به اسرائیل سخن گفت و معتقد بود آینده این کشور بسیار بزرگ‌تر از وضعیت کنونی خواهد بود.
این نگاه بر ایده‌ای استوار است که اسرائیل نه صرفاً یک دولت ملی مدرن، بلکه مرحله‌ای از بازگشت تاریخی قوم یهود و تحقق یک پروژه تمدنی یهودی است.

تحلیل: استفاده گزینشی از متون دینی در خدمت سیاست هویتی
دیدگاه‌هایی مانند مواضع فیگلین، نمونه‌ای از پیوند میان صهیونیسم دینی و سیاست هویت‌گرا هستند؛ جریانی که تلاش می‌کند مشروعیت سیاسی و ارضی اسرائیل را از منابع دینی یهود استخراج کند.
طرفداران این رویکرد گاه به بخش‌هایی از متون تورات درباره سرزمین موعود و رابطه بنی‌اسرائیل با اقوام ساکن آن سرزمین استناد می‌کنند. برای نمونه، در کتاب خروج (۲۳:۲۷-۳۳) درباره راندن اقوام کنعانی از سرزمین موعود و جلوگیری از تأثیر آیین‌های آنان بر بنی‌اسرائیل سخن گفته شده است.

با این حال، منتقدان این برداشت معتقدند که شرایط تاریخی و دینی آن متون با وضعیت سیاسی مدرن متفاوت است. در روایت توراتی، مسئله اصلی جلوگیری از بت‌پرستی و حفظ هویت دینی بنی‌اسرائیل در چارچوب یک جامعه دینی خاص است، در حالی که دولت مدرن اسرائیل یک ساختار سیاسی-ملی است که جمعیت آن شامل گروه‌های سکولار، غیرمذهبی و حتی بی‌دین نیز می‌شود.
از این منظر، منتقدان استدلال می‌کنند که استفاده از این متون برای توجیه اخراج جمعی یک جمعیت معاصر، نوعی انتقال گزینشی مفاهیم دینی به یک پروژه سیاسی مدرن است.

تفاوت میان سنت دینی یهود و صهیونیسم سیاسی
یکی از نقدهای اصلی به صهیونیسم دینی افراطی این است که میان «حفظ هویت دینی بنی‌اسرائیل» در متون مقدس و «حاکمیت قومی-ملی مدرن» تفاوتی بنیادین وجود دارد.
بر اساس این نقد، بسیاری از بنیان‌های اولیه صهیونیسم سیاسی در قرن نوزدهم و بیستم، تحت تأثیر ملی‌گرایی اروپایی و شرایط استعمار آن دوره شکل گرفت و لزوماً همان اهداف الهیاتی سنت یهودی را دنبال نمی‌کرد.
بنابراین، منتقدان معتقدند که در برخی جریان‌های صهیونیسم دینی، عناصر دینی برای مشروعیت‌بخشی به اهداف سیاسی، ارضی و قومی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

جمع‌بندی
سخنان موشه فیگلین نمونه‌ای از یک قرائت هویت‌محور از صهیونیسم است که جنگ غزه را نه صرفاً مسئله امنیتی، بلکه بخشی از نبرد بر سر تعریف آینده اسرائیل می‌بیند.
این دیدگاه بر پیوند میان یهودیت، سرزمین و حاکمیت سیاسی تأکید می‌کند، اما منتقدان آن را متهم می‌کنند که با انتخاب گزینشی از منابع دینی، مفاهیم الهیاتی را در خدمت یک پروژه ملی‌گرایانه و سیاسی قرار می‌دهد.
مناقشه بر سر چنین دیدگاه‌هایی، در نهایت بخشی از پرسش بزرگ‌تر درباره ماهیت اسرائیل است: آیا این کشور باید به‌عنوان یک دولت ملی مدرن، یک دولت یهودی دینی، یا ترکیبی از این دو تعریف شود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *