کمال الماسی جاف، موسس «بنیاد بنی»، در تازهترین مطلب خود با ارائه یک روایت تاریخی ساختگی، برخی اساطیر و شخصیتهای تاریخی را به عنوان «استادان اک» معرفی کرده و تلاش کرده است رفتارهای غیرمتعارف و معاشرتهای روزمره خود را با پیروانش به عنوان «سبک و سیره استادان» توجیه کند.
الماسی جاف در شبکههای اجتماعی خود با عنوان «سبک خیابانی» نوشته است: «استادان اک در اعصار، همواره سبکی را نسبت به عصری که زندگی میکردند داشتند. به طور مثال سقراط در قالب فلسفه در خیابانها و کوچهها انسانها را هدایت میکرد… ریبازار در قالب یک خردمند در بازارها آشکار میشد… شمس از طریق صوفیگری وارد عمل شد. و آپولونیوس تیانا و سِنکا همچون رهبران اجتماعی، تعالیم را آموزش و ترویج میدادند.»
او در ادامه با اشاره به اینکه «بورچاگونها» او را «خیابانی» بار آوردهاند، مینویسد: «من با شبدا مینشینم و در مورد چرندیات زندگی با او صحبت میکنم و با او میخندم و مزاح میکنم… بنابراین تعجب نکنید که بسیاری مرا با گفتگوهای ساده و روزمره میبینند. این سبک بورچاگونهاست که از مقام و منزلت معنوی دوری میکنند.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که سقراط در یونان باستان و قرنها پیش از میلاد میزیسته و شمس تبریزی، عارفی مسلمان، در چند قرن گذشته در محدوده ایران زندگی میکرده است. همچنین «ریبازار تارز» که الماسی به عنوان استاد خود معرفی میکند، شخصیتی کاملاً ساختگی و دروغین است.
کمال الماسی جاف با ساختن این «تاریخچه دروغین» و نام بردن از شخصیتهای تاریخی و اساطیری به عنوان استادان خود، در واقع در تلاش است تا ولگردیها، عیاشیها و سبک زندگی غیرمتعارف خود را با استناد به سیره این افراد توجیه کند. او سعی دارد با این ترفند، رفتارهای خود را به عنوان بخشی از یک سنت کهن و معنوی جلوه دهد تا شاید در نظر پیروان سادهلوح خود موجه به نظر برسد. اما این تناقضات آشکار، بیش از پیش عمق انحراف و بیپایگی این فرقه را آشکار میسازد.

