در جهان مدرن، موفقیت تحسین میشود و همه برای انسانهای موفق چنان احترامی قائلند که گویی با برترین و عالیترین نمونهها و معیارهای انسانیت روبرو شده اند. اما حقیقت این است که انسان مدرن از آن رو که از درک معنای بودن و کمال خویش غافل شده، احساس ارزشمندی خود را در کسب موفقیتهای بیرونی مییابد، چنانکه گویی بی کسب موفقیت، حقی برای بودن و زنده بودن ندارد. فرد دائما به مقایسه خود با دیگران میپردازد و چون معیاری جز موفقیت بیرونی به چشم او نمیآید (چراکه پیشاپیش نسبت به تمامی ارزشها و کمالات معنوی و معنای بودن و انسان بودن خویش نابینا گشته) و از آنجا که همواره انسانهایی موفقتر از او در جهان هستند، احساس تحقیرشدگی به او دست میدهد و خود را در کنار انسانهای موفقتر، ناچیز مییابد. محوریت یافتن آنچه بدان «اعتماد به نفس» میگویند و در زمانه ما به موضوع پرمخاطبی بدل شده که ادبیات وسیعی حول آن شکل گرفته، به جهت همین احساس تحقیر و فقدان ارزشمندی انسان است، که روی دیگر از دست رفتن معنا و کمال در زندگی اوست.

