در جهان مدرن، معنای انسان بودن و زندگی درست از دست میرود. در نتیجه، معنای کمال انسانی نیز از میان میرود و کسب موفقیت ظاهری به ارزش محوری زندگی انسانها بدل میشود. در این جهان، سلبریتیها و مشاهیری که صرفاً بهواسطه موفقیتهایشان در عرصههایی مانند ورزش، سیاست، سینما و حتی بلاگری شهرت یافتهاند، به الگوهای بزرگ و محترم جامعه بدل میشوند. ظاهر زندگی آنان نیز مورد تقلید انبوهی از مردم قرار میگیرد.
از آنجا که در چنین جهانی، انسانهای ارزشمند دیگر بزرگان دین، معنویت و انسانیت نیستند، بلکه افراد موفقاند، هر آنچه به این افراد مربوط میشود نیز با مفهوم ارزشمندی گره میخورد. در نتیجه، انسانهای بسیاری بهنحوی نیندیشیده از شیوه زندگی، پوشش و تفریحات آنها پیروی میکنند. بدینترتیب، ابتذال و سطحینگری، زندگی همگان را در بر میگیرد.
در این جهان، افراد بسیاری از شکل و شیوه واحدی از زندگی تقلید میکنند. منشأ این شیوه، فردی است که خود نیز به زندگی و کمال خویش نیندیشیده است. او صرفاً بهواسطه موفقیتهای ظاهری به شهرت و محبوبیت دست یافته است. به این ترتیب، با عادیشدن این تقلید، این شیوه از زندگی، که با دوری جستن از کمال و معنای حقیقی و معنوی همراه است، ادامه مییابد. انسانها نیز همواره از غایت حقیقی خویش دورتر و دورتر میشوند.
این روند تا آنجا پیش میرود که تمام خواستهها، افکار و انگیزههای افراد به یکدیگر شبیه میشود. از شخصیترین حوزههای زندگی تا عمومیترین فعالیتها، افکار و تحلیلهای اجتماعی، همه و همه ذیل صورتی نیندیشیده، خام و مبتذل متعین میشوند. در چنین وضعیتی، درباره هر انسانی که در این جهان چشم میگشاید، میتوان از پیش حدس زد که چه رفتارها و افکاری خواهد داشت.

