یکی از راههای هدایت انسان در منطق قرآن، تأمل در تاریخ و سرگذشت گذشتگان است؛ تأملی که هدف آن صرفاً آگاهی از گذشته نیست، بلکه باید به «عبرت» و پرهیز از تکرار خطاها بینجامد. خداوند متعال میفرماید:
«لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِأُولِی الْأَلْبَابِ»[۱]
«بهراستی در سرگذشت آنان، برای خردمندان عبرتی است.»
و در آیهای دیگر میفرماید:
«فَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الْمُکَذِّبِینَ»[۲]
«پس در زمین گردش کنید و بنگرید عاقبت تکذیبکنندگان چگونه بوده است»
امیرالمؤمنین علی(ع) نیز در نامه ۳۱ نهجالبلاغه، خطاب به امام حسن مجتبی(ع)، بر همین حقیقت تأکید میکنند:
«وَاعْرِضْ عَلَیْهِ أَخْبَارَ الْمَاضِینَ، وَذَکِّرْهُ بِمَا أَصَابَ مَنْ کَانَ قَبْلَکَ مِنَ الْأَوَّلِینَ، وَسِرْ فِی دِیَارِهِمْ وَآثَارِهِمْ…»
یعنی سرگذشت پیشینیان را بر دل خود عرضه کن، آنچه بر آنان گذشته است به یاد آور و در آثار و سرزمینهایشان بنگر تا دریابی چه کردند و سرانجامشان چه شد.
با وجود چنین تأکید روشنی، یکی از آسیبهای تکرارشونده در تاریخ جوامع دینی، پیشی گرفتن برخی افراد و خواص از ولیّ و امام جامعه و نادیده گرفتن مصالحی است که از نگاه آنان پنهان مانده است. در ماجرای صلح حدیبیه، گروهی از مسلمانان نسبت به تصمیم پیامبر اکرم(ص) معترض بودند و در ماجرای صلح امام حسن مجتبی(ع) نیز برخی یاران، تصمیم امام را برنتافتند. این رخدادها نشان میدهد که صرفِ ادعای همراهی با جبهه حق کافی نیست؛ شناخت جایگاه امامت و اعتماد به تشخیص او در مصالح کلان جامعه نیز ضرورتی اساسی است.
این مسئله امروز نیز در موضوع «وحدت اسلامی» قابل تأمل است. امام شهید(ره) درباره معنای وحدت تصریح کردند که مراد از وحدت، وحدت مذهبی نیست؛بلکه مقصود، «وحدت در حفظ منافع امت اسلامی» و اشتراک عمل در برابر نقشههای دشمنان اسلام است
حالا وحدت یعنی چه؟ مراد از وحدت قطعاً وحدت مذهبی نیست؛ یعنی اینکه این به مذهب آن دربیاید، آن به مذهب این دربیاید، یک مذهب [باشد]؛ نه، این قطعاً مراد نیست. وحدت جغرافیایی هم نیست؛ مثل آن چیزی که در دهههای شصت میلادی و هفتاد میلادی، بعضی از کشورهای عربی با هم اتّحاد پیدا کردند و اعلام کردند یکی هستند، که نشد و نمیشود و امکان ندارد؛ مراد این هم نیست. مراد از وحدت، وحدت در حفظ منافعِ امّت اسلامی است. اوّل تشخیص بدهیم منافع امّت اسلامی کجا است، در چیست، بعد در این زمینه ملّتها با هم توافق کنند. دولتها هم اگر چنانچه انشاءالله به این راه هدایت بشوند، خدا دلهایشان را به این سمت بکشاند، در جهت منافع امّت اسلامی توافق کنند؛ ببینند امّت اسلامی امروز به چه احتیاج دارد، با چه کسی باید دشمنی کرد، با چه کسی بایستی چه جوری دشمنی کرد، با چه کسی باید دوستی کرد و چه جوری دوستی کرد؛ این جهتگیریها را در ضمن گفتگوها و مذاکرات، به توافق برسند و در این جهت حرکت کنند. مراد این است: اشتراک عمل در برابر نقشههای استکبار…….[۳]
بر این اساس، وحدت به معنای کنار گذاشتن باورهای مذهبی نیست، بلکه به معنای رعایت مصالح عمومی مسلمانان و پرهیز از اقداماتی است که امنیت، جان و حیثیت آنان را در نقاط مختلف جهان به خطر میاندازد. گاه یک سخن یا رفتار نسنجیده، بهویژه توهین به مقدسات دیگر مذاهب اسلامی، میتواند زمینه دشمنی، خشونت و سوءاستفاده جریانهایی را فراهم کند که اساساً خیرخواه هیچیک از مسلمانان نیستند.
در اینجا پرسشی اساسی مطرح میشود: اگر اهلبیت(ع) را بنا بر روایات «نور واحد» میدانیم، در مواجهه با پیروان دیگر مذاهب، سیره آنان چه بوده است؟ اگر امام زمان(عج) امروز در میان ما حضور آشکار داشتند، آیا راهی جز راه و روش جدشان امام صادق(ع) برمیگزیدند؟
تاریخ برای خواندن نیست؛ برای عبرت گرفتن است. و شاید مهمترین عبرت آن، پرهیز از تکرار همان خطاهایی باشد که پیشینیان، با وجود حضور حجت الهی، مرتکب شدند.
[۱] یوسف، ۱۱۱
[۲] آلعمران، ۱۳۷
[۳] بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی، ۲۲/۰۷/۱۴۰۱

