در دنیای مدرن، با کمرنگ شدن نگاهی که کمال معنوی و اخلاقی انسان را در اولویت قرار میداد، موفقیت ظاهری اهمیت بیشتری یافته است. در این شرایط، افراد موفق در حوزههای مختلف، از ورزش و هنر گرفته تا سیاست، به الگوهای زندگی تبدیل میشوند.
الگو شدن سلبریتیها و تقلید از افراد موفق، به سبک زندگی آنها محدود نمیماند. این افراد بهتدریج به مروجان دیدگاههایی تبدیل میشوند که نه خود شناخت کافی از مبانی و لوازم آنها دارند و نه پیروانشان از مقدمات و پیامدهایشان آگاهاند. در چنین وضعیتی، موضعگیری درباره موضوعات فردی، دینی، سیاسی و اجتماعی، بهجای آنکه حاصل اندیشیدن، مطالعه و مراجعه به آثار متخصصان و متفکران باشد، از مواضع سطحی افراد معدودی تأثیر میپذیرد که لزوماً اهل اندیشه و تأمل نیستند.
به این ترتیب، با محوریت یافتن موفقیت و ارزشمند شمرده شدن دستاوردهای ظاهری، مانند ثروت، مقام و موقعیت اجتماعی، افرادی فاقد صلاحیت فکری در جایگاه رهبران فکری جامعه قرار میگیرند. انسانها نیز ناآگاهانه در خدمت افکار و ارزشهایی درمیآیند که صاحبان ثروت، رسانه و قدرت از آنها حمایت میکنند. در این میان، حتی مشاهیر و چهرههای موفق نیز ممکن است به ابزار تحقق اهداف خودخواهانه این صاحبان قدرت تبدیل شوند.

