واکنش یهودیت صهیونیستی به جنگ تحمیلی و تشییع امام شهید انقلاب (ره)

یهودیت، صهیونیسم

دومین مدرسه فرق، ادیان، مذاهب و معنویت های نوظهور در شهریور ۱۴۰۵ به همت مرکز  فام (فرق،ادیان،مذاهب و معنویت‌های نوظهور)معاونت تبلیغ حوزه علمیه قم با همکاری دفتر تقریب مذاهب دانشگاه آزاد اسلامی استان البرز برگزار شد.

 

خلاصه‌ی نقد یهودیت صهیونیستی که توسط حجت الاسلام و المسلمین مرادیانی بتاریخ ۶ شهریور ۱۴۰۵ ارائه کردید.

اورشلیم و معبد حضرت سلیمان (ع) برای یهودیان مقدس است و عنوان «صهیون» در متون دینی آنان بر این سرزمین اطلاق شده است. اگرچه دلبستگی به سرزمین موعود در یهودیت ریشه‌ای کهن دارد، اما جنبش سیاسی صهیونیسم که در اواخر سده‌ی نوزدهم پدید آمد، با نگاه سنتی یهود تفاوت بنیادین دارد. صهیونیسم مسیحی حتی پیش از صهیونیسم یهودی شکل گرفت و شخصیت‌های مسیحی در اروپا بر بازگشت یهودیان به فلسطین تأکید داشتند. تئودور هرتزل در کنگره‌ی نخست صهیونیست‌ها (۱۸۹۷)، این جنبش را مکتبی سیاسی برای تأسیس دولت یهود معرفی کرد و در کتاب «دولت یهود»، آرمانی جهانی را ترسیم نمود که فراتر از مرزهای فلسطین است.

در یهودیت سنتی، اعتقاد به «ماشیح» (منجی موعود) از اصول بنیادین است و انتظار می‌رفت که او با امدادهای غیبی، جهان را زیر سیطره گیرد؛ اما با تضعیف قدرت کلیسا در اروپا، ظهور ملی‌گرایی و نفوذ اندیشه‌های سکولار، برخی روشنفکران یهودی دریافتند که می‌توانند خود و با تکیه بر ثروت و حمایت دولت‌های اروپایی، سرزمین موعود را تصرف کنند. هرتزل بر سکولار بودن دولت آینده تأکید داشت و خاخام‌ها را از حاکمیت کنار می‌نهاد. هم‌زمان، عرفان کابالا نیز به‌گونه‌ای تفسیر شد که منجی را در درون انسان جست‌وجو کند. با فروپاشی امپراتوری عثمانی و استعمار بریتانیا، صهیونیست‌ها با صدور اعلامیه‌ی بالفور (۱۹۱۷) جواز تأسیس «وطن یهودی» را دریافت کردند. با این‌حال، یهودیان سنتی (مانند ناتوری‌کارتا) و جریان‌های اصلاح‌گرا، با صهیونیسم به‌دلیل ماهیت سکولار و سیاسی آن مخالفت می‌ورزیدند، اما هولوکاست و مهاجرت‌های گسترده به فلسطین، زمینه‌ساز اعلام دولت اسرائیل در ۱۹۴۸ به‌ره‌بری داوید بن‌گوریون گردید.

از معماران صهیونیسم، آش گینزبرگ (احدهاعام) بر احیای فرهنگ و زبان عبری تأکید داشت و نگاهی غیرمذهبی به موسی (ع) ابراز می‌کرد؛ خاخام اسحاق کوک نیز با تفسیر عرفانی، مشروعیت دینی برای صهیونیسم فراهم آورد. در ادامه، مناخیم بگین و بنیامین نتانیاهو، رویکردی توسعه‌طلبانه و هویتی به آن بخشیدند. صهیونیسم از دین یهود سوءاستفاده کرده و آموزه‌های آن را گزینشی به‌کار می‌گیرد؛ در حالی که خود ماهیتی سکولار دارد و بنیانگذارانش به شریعت متعهد نبوده‌اند. این جنبش در جهان اسلام نیز با ایجاد تفرقه، ترویج جریان‌های انحرافی مانند کابالای مدرن و «جنبش ابراهیمی» (که در پس‌زمینه‌ای سیاسی عمل می‌کند)، و تخریب چهره‌ی اسلام، به‌دنبال نفوذ و تضعیف مسلمانان است. قرآن یهودیان را به‌خاطر نقض پیمان، محکوم به ذلت دانسته، مگر آنکه توبه کنند یا به حمایت مردمی روی آورند؛ اما صهیونیست‌ها با اتکا به قدرت‌های غربی، به‌جای توبه، بر دشمنی افزوده‌اند.

در نقد صهیونیسم، تورات در کتاب تثنیه، بقا در سرزمین موعود را مشروط به عمل به شریعت می‌داند، حال آنکه صهیونیست‌ها دین را ابزاری برای اهداف خود ساخته‌اند. نیز کتاب ارمیا، یهودیان را در دوران پراکندگی، از تشکیل دولت در فلسطین نهی کرده و بر وفاداری به سرزمین تبعید فرمان می‌دهد تا زمان ظهور ماشیح؛ بنابراین، دولت اسرائیل نه‌تنها با یهودیت سنتی همخوانی ندارد، بلکه نقض آموزه‌های دینی است. برای مقابله با صهیونیسم، شناخت دقیق و واقع‌گرایانه (و پرهیز از نظریه‌های توطئه)، مقاومت چندوجهی (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی)، تقویت وحدت اسلامی و افزایش هزینه‌های حمایت غرب از این رژیم، راهکارهای اساسی به‌شمار می‌روند. از جمله انحرافات در شناخت، مستند «ظهور» است که با نقد ظاهری، در واقع به تفسیر کابالایی از اسلام پرداخت. در نهایت، مقابله‌ی مؤثر نیازمند تحلیل مستند و علمی و پرهیز از توهم‌پردازی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *