دومین مدرسه فرق، ادیان، مذاهب و معنویت های نوظهور در شهریور ۱۴۰۵ به همت مرکز فام (فرق،ادیان،مذاهب و معنویتهای نوظهور)معاونت تبلیغ حوزه علمیه قم با همکاری دفتر تقریب مذاهب دانشگاه آزاد اسلامی استان البرز برگزار شد.
خلاصه ای از جلسه: یوگا در ترازوی نقد؛ فرقهای پنهان در پوشش ورزش.
یوگا امروزه به عنوان پدیدهای جهانی، با ادعای سلامت جسم، آرامش ذهن، تمرکز فکر، تناسب اندام و حتی زیبایی پوست و مو معرفی میشود. عموم مردم آن را ورزشی مفید میپندارند، اما در لایههای پنهان، حقیقتی دیگر نهفته است. این نوشتار برگرفته از دورههای نقد فرق و جریانهای انحرافی مرکز تخصصی فرق و ادیان (فام) حوزه علمیه قم، با نگاهی پژوهشی به ابعاد مختلف این آیین کهن هندی پرداخته و نشان میدهد که چگونه یک طریقت عرفانی، در پوششی مدرن و با ادعای سلامتی، به جوامع راه یافته است.
پیشکسوتان یوگا مانند عبدالحمید موحدی نائینی تصریح میکنند که یوگا «رهاییست و خداییست» و با تمرینات آن میتوان به خویشتن و سعادت ابدی رسید. خانم شاکری یوگا را «دینی کامل» میخواند و سید جلالالدین موسوینسب، پدر یوگای ایران، آن را «علم خودشناسی» میداند که به خداشناسی میانجامد. بنابراین، نگاه اولیه به یوگا به عنوان ورزش، نگاهی تبلیغاتی و سطحی است.
ریشههای یوگا به تمدن ودایی پنج هزار ساله بازمیگردد. آموزههای آن سینهبهسینه و محرمانه منتقل میشد، تا اینکه پاتانجلی در فاصله ۴۰۰ سال قبل تا ۲۰۰ سال پس از میلاد، آنها را به صورت کتاب «یوگا سوترا» تدوین کرد. در دنیای معاصر، بیکانادا و شاگردانش، یوگا را با ادبیات علمی غرب آمیختند و آن را ترویج کردند، غالباً با همکاری کمپانیهای هندی و استعمار انگلیس که از آن برای خنثیسازی ملتها بهره میجستند. در ایران، مجید مقر از درباریان پهلوی، یوگا را در سالهای ۱۳۴۲-۱۳۴۳ همزمان با قیام امام خمینی ترویج کرد. پس از انقلاب، در سال ۱۳۷۳ موحدی نائینی و همکارانش، یوگا را به عنوان ورزش ثبت و فعالیتهای گستردهای آغاز کردند که تا سال ۱۳۹۳ با موج جدید تبلیغات و فضای مجازی جهش یافت.
یوگا در آیین هندو، طریقت عملی برای رهایی از چرخه تناسخ و نظام طبقاتی (کاست) است. طبقه «نجسها» با ریاضتهای یوگا میکوشیدند کارمای خود را بسوزانند و در زندگی بعدی به طبقات بالاتر روند. این آموزه کاملاً مبتنی بر تناسخ است.
مراحل هشتگانه یوگا (آشتانگا) شامل یاما، نیاما، آسانا، پرانایاما، پراتیاهارا، دارانا، دیانا و سامادهی است. در نگاه تبلیغاتی، اینها اصول اخلاقی و بهداشتیاند، اما در واقعیت، معنایی کاملاً متفاوت دارند:
نیاما، الزامات پنهان، شامل مواردی است: شائوچا (پاکیزگی) که در ظاهر نظافت است، اما در باطن به اعمالی مانند نوشیدن آب نمک و استفراغ، شستشوی روده از مقعد، نظافت بینی با نخ، و چرخاندن روده با پارچه منجر میشود. هدف، بیتفاوتی نسبت به بدن و ترک وابستگیهای مادی است. تاپاس (ریاضت) به خودآزاری بدل میشود؛ قرار گرفتن در معرض آتش، راه رفتن روی آتش، و حتی خوردن گوشت مردگان در قبرستان برای یکسان شدن لذت و رنج. این ریاضتها برای نیل به فروپاشی اخلاق و واژگونی ارزشهای انسانی طراحی شدهاند. ایوارا پرانیدانا (تسلیم خدا بودن) در ظاهر تسلیم خدای واحد است، اما در واقع تسلیم «ایوارا»، خدای خدایان هندوئیسم، و قرار گرفتن کامل در اختیار اوست. سانتوشا (قناعت) به ترک احساسات و خاموش کردن ذهن میانجامد. سوادیایا (خودشناسی) در باطن خداانگاری و اتحاد با خدای مورد نظر است. آهیمسا (پرهیز از خشونت) به معنای آزارپذیری و مبارزه منفی است که استعمارگران از آن برای خنثیسازی ملتها بهره بردند. برهماچاریا (ترک شهوت) به خودآزاری جنسی و استخراج مایع منی برای بیداری کندالینی تبدیل میشود و آپاریگراها (رها کردن دلبستگیها) در واقع خودستیزی و انهدام هویت فردی است.
هدف نهایی یوگا، سامادهی یا توقف خودآگاهی است؛ یعنی فرد آنقدر اراده و شخصیت خود را نابود کند که کاملاً تحت اختیار نیروی برتر قرار گیرد. این هدف با انهدام کامل شخصیت ذهنی و روانی انسان محقق میشود.
آساناها (وضعیتهای بدنی) در ظاهر حرکات ورزشیاند، اما در واقع عبادت خدایان هندو (شاکتی، کالی، شیوا) هستند. معروفترین آن، سوریا ناماسکار (احترام به خورشید) است که در روایات اسلامی، پرستش خورشید با اجنه و شیاطین مرتبط دانسته شده است.
چاکراها، به عنوان مراکز انرژی، هیچ پشتوانه علمی ندارند و اساتید یوگا نیز به ماورایی بودن آن اعتراف کردهاند. بیداری کندالینی با نماد مار آتشین، همراه با علائمی چون تب، لرز، بیخوابی، گریه و خنده بیجا توصیف شده و در صورت مقاومت فرد، آسیبهای جدی به دنبال دارد.
یوگا آسیبهای جسمانی (آسیب به کمر، زانو، گردن، پارگی تاندون)، روانی (برای افرادی که نتوانند تسلیم شوند) و اعتقادی (فاصله گرفتن از نماز، روزه و عبادات) به همراه دارد و کالری سوزی آن حتی از تماشای تلویزیون کمتر است. هدف اصلی آن، دینزدایی از مردم به اسم سلامت و آرامش است.

