برگزاری کارگاه یوگای خنده در میان زرتشتیان؛ آیا این برنامهها با آموزه های «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» همخوانی دارد؟
به گزارش برساد، یکشنبههای فرهنگی انجمن همازور در ماه شهریور با موضوع «یوگای خنده و سواد خوردن» دنبال میشود. در تازهترین برنامه، شرکت کنندگان با تکنیکهای خنده درمانی و تأثیر شادی بر سلامت روان و جسم آشنا شدند. سازمان زنان زرتشتی تهران نیز پیش از این برنامههای مشابهی با موضوع یوگای خنده برگزار کرده است.
اما آنچه در این میان جای پرسش دارد، نه خودِ خنده و شادی — که همواره در فرهنگ زرتشتی جایگاهی والا داشته — بلکه ابزاری است که برای رسیدن به این هدف به کار گرفته شده است: یوگا.
یوگا، ریزشی از آیین هندو، نه میراث زرتشتی
یوگا ریشه در سنتهای دینی و فلسفی شبه قاره هند دارد. این آیین با مفاهیمی همچون چاکراها، مدیتیشن، و پرانایاما گره خورده است؛ مفاهیمی که نه در اوستا ریشه دارند و نه در سنت کهن موبدان.
برخی منابع تاریخی حتی به تأثیرپذیریِ پارسیان هند از یوگای هندی اشاره کردهاند. اما پرسش اینجاست: آیا یک آیین کهن با بنمایههای استوارِ ایرانی، نیاز به وام گیری از یک سنتِ بیگانه دارد؟
«پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک»؛ آیا یوگا در این چارچوب میگنجد؟
شعار سهگانه «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» اگرچه در متون کهن زرتشتی با تعابیر دیگری مانند «منش نیک، گویش نیک، کنش نیک» آمده است، اما امروز به عنوان هویت اخلاقی این آیین شناخته میشود.
حال باید پرسید:
– پندار نیک: آیا ورودِ مفاهیمِ بیگانه به دستگاه اندیشگیِ یک آیین، مصداقِ «پندار نیک» است یا نوعی التقاطِ فکری؟
– گفتار نیک: آیا ترویجِ یوگا به عنوان یک «راهحل»، به جای بازخوانیِ آموزههایِ خودی، با «گفتار نیک» همخوانی دارد؟
– کردار نیک: آیا برگزاریِ کارگاههایی با ریشه هندی، به جای احیایِ آیینهایِ بومیِ شادی، «کردارِ نیک» محسوب میشود یا انفعالِ فرهنگی؟
خنده، نیازی به یوگا ندارد
در آیین زرتشتی، خنده و شادی نه یک تکنیکِ وارداتی، که جوهره آفرینش است. بر اساس باورهای زرتشتی، زرتشت تنها پیامبری است که هنگام تولد خندید. خنده در این آیین، «کردار اهریمنی» نیست؛ بلکه از «سرچشمه سپنت مینویی» است.
پس اگر خودِ آیین، به اندازه کافی ظرفیتِ شادی آفرینی دارد، چرا باید به سراغِ یوگا رفت؟ مگر نه اینکه در گاتها، شادیِ درخشان (اشتا) از محورهایِ بنیادینِ فلسفه زرتشتی است؟
تلاقیِ پارسیانِ هند و زرتشتیانِ ایران
نکته دیگر، تلاقیِ فرهنگی است. پارسیانِ هند — که جامعهای زرتشتی در دلِ شبه قاره هستند — به دلیل همجواری با فرهنگِ هندی، ممکن است به سمتِ یوگا گرایش پیدا کنند. اما این گرایش، چه نسبتی با زرتشتیانِ ایران دارد؟
آیا پذیرشِ یوگا توسطِ زرتشتیانِ ایران، نوعی همسانسازیِ فرهنگی با پارسیانِ هند است؟ یا نشانهای از ضعفِ هویتی در مواجهه با عرفانهایِ نوظهور؟
جمعبندی: شادیِ زرتشتی، خودبسنده است
بیتردید، شادی و خنده در آیین زرتشتی نه فقط مجاز، که ستوده شده است. اما برای تحققِ این شادی، نیازی به یوگا — که ریشه در آیینِ هندو دارد — نیست.
آیینِ زرتشتی، خود به اندازه کافی سرشار از جشنها، گاهنبارها، سرودها و آیینهایِ شادیآفرین است. اگر قرار است یکشنبههای فرهنگیِ انجمن همازور، به راستی «فرهنگی» باشند، شاید بهتر باشد به جایِ وام گیری از سنتهایِ بیگانه، به گنجینه غنیِ خودی بازگردند.
چرا یوگا، وقتی خودِ آیین، هزاران سال است که خنده را میستاید؟

