آیا کوروش هخامنشی در منابع یهودی همیشه ستوده شده است؟ نقد و بررسی استفاده ابزاری از تاریخ و دین

یهودیت، صهیونیسم

می‌دانیم که در برخی عبارات از کتاب مقدس یهود، کوروش هخامنشی از جایگاه والایی برخوردار است. به‌عنوان نمونه، کتاب اشعیا وی را به‌عنوان «برگزیده» خداوند معرفی می‌کند: «این‌گونه خداوند به مسیح خود، به کوروش می‌گوید: دست او را گرفته‌ام تا او را در برابر ملل مغلوب گردانم…» (اشعیا ۴۵:۱) . این لقب که معمولاً برای پادشاهان، کاهنان و انبیای اسرائیلی به‌کار می‌رود، به‌صورت بی‌سابقه به یک پادشاه غیریهودی نسبت داده شده است. همچنین در کتاب عزرا، فرمان کوروش برای بازگرداندن یهودیان و بازسازی معبد، به الهام و انگیزش الهی نسبت داده می‌شود (عزرا ۱:۱) .

 

اما آنچه در نگاه صهیونیست‌ها و جریان‌های سلطنت‌طلب مطرح می‌شود، استفاده ابزاری از وقایع تاریخی و متون دینی است، چنان‌که در ادامه خواهد آمد. این‌گونه نیست که منابع یهود همیشه کوروش را تمجید کرده باشند. یهودیان حاضر نبودند این عنوان برگزیدگی را برای کوروش (به‌عنوان شخصیتی خارج از قوم یهود) بپذیرند و در نتیجه در پی تقلیل نقش او برآمدند.

تقلیل جایگاه کوروش در رساله مگیلا (۱۲الف)

تلمود بابلی، در رساله مگیلا، صفحه ۱۲ الف، تلاش می‌کند این عنوان برگزیدگی را از کوروش سلب کند و تصویری از خداوند ارائه می‌دهد که به‌عنوان یک «شاکی» ظاهر می‌شود:

«رَبی نَحمان بَر رَبی حِیسْدا: معنای عبارت “این‌گونه خداوند به مسیح خود، به کوروش می‌گوید” چیست؟ مگر کوروش مسیح بود؟ بلکه این‌گونه تفسیر می‌شود: خداوند به مسیح (حقیقی) گفت: “من بر علیه کوروش شکایت دارم! من (خداوند) گفتم او خانه مرا بنا خواهد کرد و تبعیدیان مرا گرد خواهد آورد، اما او گفت: ‘هر که از قوم اوست، خدایش با او باد و به اورشلیم برود’ (عزرا ۱:۳)”» .

بنابر این قطعه، خداوند انتظار داشت که کوروش همه یهودیان را به سرزمین موعود بازگرداند و خودش معبد را بسازد، اما کوروش صرفاً به داوطلبان اجازه داد و بقیه را در بابل رها کرد. در نتیجه «حدس» خدا «اشتباه» از آب درآمد! در واقع، برای نفی این جایگاه درباره کوروش هخامنشی، علم خدا را محدود دانسته‌اند . این نمونه‌ای از بازتفسیر ایدئولوژیک است که در پژوهش‌های دانشگاهی نیز به‌عنوان چالش میان متن و ملاحظات الهیاتی مطرح می‌شود (مثلاً از سوی دکتر یامائوچی در کتاب «ایران در کتاب مقدس»).

داوری روز قیامت و پارسیان در رساله عوودا زارا (۲ب)

تلمود در رساله عوودا زارا، صفحه ۲ب، به‌طور مشابه نیت پارسیان را رد می‌کند. این بخش، ماجرای روز داوری را روایت می‌کند که در آن تمام ملل جهان در برابر خداوند حاضر می‌شوند. پارسیان ادعا می‌کنند که با فتوحات و ساختن راه و بنا و ساخت معبد برای یهودیان، زمینه‌ای برای زندگی دینی و مطالعه تورات فراهم کرده‌اند. ولی خداوند این مطلب را رد می‌کند و پاسخ می‌دهد که همه این کارها را برای سود خود کرده‌اید .

همچنین می‌دانیم که صهیونیسم یک ایدئولوژی سیاسی است که در قرن نوزدهم میلادی شکل گرفته و تفاوت بنیادینی با یهودیت دارد. اما حزب صهیونیسم به‌طور کلی تلاش دارد حتی پیامبرانی مانند موسی، داود و سلیمان (علیهم‌السلام) را هم به سود ایدئولوژی خود مصادره کند. همچنین در راستای این هدف، به شخصیت‌های تاریخی گوناگونی چهره صهیونیستی داده و نگاه آن صرفا ابزاری است تا هم برای صهیونیسم سابقه‌ای طولانی‌تر ساخته شود هم بتوان در تبلیغات بر ضد دشمنان استفاده کرد. در همین راستا می‌بینیم که گاه کوروش و تمدن ایرانی ستایش می‌شوند، اما در آغاز جنگ چهل‌روزه، نتانیاهو هنگامی که با مخاطبان عبری سخن می‌گوید، ایران را با قوم عمالیق یکسان‌انگاری می‌کند . می‌دانیم که قوم عمالیق بنابر تورات، شر مطلقی معرفی شده که باید کاملاً محو و نسل‌کشی شود (تثنیه ۲۵:۱۷-۱۹ و در ارتباط با آن، کتاب اول سموئیل ۱۵:۳)

جمع‌بندی

این بررسی نشان می‌دهد که اولا موضع منابع یهودی نسبت به کوروش هخامنشی همیشه یکدست نبوده است بلکه از همان ابتدا نگرش‌های مختلفی در این باره وجود داشته است. در دوران معاصر اما صهیونیسم از همین دوگانگی به‌صورت کاملاً ابزاری بهره می‌گیرد: برای مخاطب ایرانی از کوروش و تمدن ایرانی سخن می‌گوید، اما نسبت به مخاطبانش در سرزمین‌های اشغالی، همان تمدن ایران را با «عمالیق» و «شر مطلق» همانندسازی می‌کند که باید نابود شوند. این رویه، نشان می‌دهد که شخصیت‌های تاریخی و متون دینی در گفتمان صهیونیستی نه به‌عنوان حقیقت، بلکه به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به اهداف سیاسی به‌کار گرفته می‌شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *