این روزها کلیپهایی در فضای مجازی دستبهدست میشود که در آن، برخی شبکههای وابسته به جریان معروف به «شیعه انگلیسی»، به بهانهٔ «عیدالزهرا» اقدام به ترویج رقص و شادیهای غیرمتعارف میکنند.
این در حالی است که سید صادق شیرازی ــ شخصیتی که این جریان خود را منتسب به او میداند ــ فتوایی صریح دربارهٔ رقص دارد. در این استفتاء آمده است:
«هل یجوز رقص الرجال بین الرجال والنساء بین النساء، فی مجالس التبری؟»
پاسخ:
«کلا، الرقص لا یجوز مطلقاً إلا رقص الزوج والزوجه فی خلوتهما.»
ترجمه:
«آیا رقص مردان در میان مردان و زنان در میان زنان، در مجالس تبری جایز است؟»
پاسخ: «خیر؛ رقص به هیچوجه جایز نیست، مگر رقص زن و شوهر در خلوت خودشان.»
بر اساس این فتوا، حکم در مقام نظر روشن است؛ اما آنچه در عمل مشاهده میشود، فاصلهای قابل تأمل میان این حکم و رفتار برخی افراد و رسانههای منتسب به این جریان است. این فاصله زمانی پررنگتر میشود که در برخی موارد، در فضای پیرامونی این جریان نیز با سکوتها یا تسامحهایی مواجه میشویم که پرسش درباره نسبت میان دیدگاه فقهی و عملکرد عملی را افزایش میدهد.
پرسش اساسی این است که اگر معیار اصلی، پایبندی به احکام شرعی است، چگونه رفتاری که حتی بر اساس فتوای مرجع مورد استناد این جریان نیز پذیرفته نیست، در قالب مراسمی مانند «عیدالزهرا» ترویج میشود؟
نکته قابل توجه آنکه سید صادق شیرازی در کتاب احکام النساء نیز رقص در مجالس عیدالزهرا را نپذیرفته و استناد به روایت «رفع القلم» برای توجیه چنین اعمالی را صحیح ندانسته است.
فارغ از بحث فقهی، مسئله از منظر اجتماعی نیز قابل تأمل است. در شرایطی که جهان اسلام بیش از هر زمان دیگری نیازمند کاهش تنشها و تقویت همبستگی است، ترویج رفتارهایی که هم از منظر فقهی محل اشکال دانسته شدهاند و هم در نگاه بخش بزرگی از جامعه اسلامی نوعی هنجارشکنی تلقی میشوند، میتواند پیامدهای منفی برای تصویر عمومی از دینداری و انسجام میان مسلمانان داشته باشد.
از این منظر، این پرسش مطرح میشود که آیا چنین اقداماتی واقعاً در راستای اهداف دینی و مذهبی انجام میشود، یا آنکه ناخواسته به تقویت برداشتهایی کمک میکند که همواره از سوی جریانهای مخالف اسلام برای ایجاد اختلاف و ارائه تصویری مخدوش از جامعه مسلمانان مورد بهرهبرداری قرار گرفته است؟

