کانال یوتیوبی «عَل هَمَشْمَعوت» (על המשמעות) در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ گفتوگویی با حاخام اوری شرکی درباره دیدگاه او نسبت به روابط میان ادیان ابراهیمی، بهویژه یهودیت و اسلام، منتشر کرد.
اوری شرکی، نویسنده کتاب «یهودیت درباره اسلام چه میاندیشد؟» و رئیس یک مؤسسه بینادیانی، در این مصاحبه به تشریح دیدگاه خود درباره امکان همزیستی میان پیروان ادیان مختلف پرداخت. او رویکرد خود را فراتر از صرفاً گفتوگو، احترام متقابل و همزیستی اجتماعی دانست و بر ارائه یک چارچوب الهیاتی خاص برای رابطه میان یهودیت و اسلام تأکید کرد.
دیدگاه اوری شرکی درباره رابطه اسلام و یهودیت
شرکی در این گفتوگو اظهار کرد که طرح او درباره روابط میان ادیان در امارات متحده عربی مطرح شده و پس از ارائه آن، مورد استقبال قرار گرفته است.
به گفته او، هدف این طرح صرفاً ایجاد روابط مسالمتآمیز میان پیروان ادیان نیست، بلکه مبتنی بر بازتعریف رابطه اسلام و یهودیت از منظر الهیات یهودی است.
او معتقد است مسلمانان باید بپذیرند که تورات دچار تحریف نشده و شریعت یهودی همچنان دارای اعتبار است. همچنین در چارچوب این دیدگاه، قرآن متأثر از سنت توراتی دانسته میشود و اسلام در جایگاه یک سنت دینی مرتبط با یهودیت تفسیر میشود.
شرکی برای توضیح این نگاه، به رابطه میان اسحاق و اسماعیل در روایتهای دینی اشاره میکند و معتقد است همانگونه که اسماعیل در مسیر اصلاح قرار گرفت، اعراب و مسلمانان نیز با بازنگری در برخی باورهای خود میتوانند زمینه همزیستی گستردهتر با یهودیان را فراهم کنند.
مفهوم «بنی نوح» در اندیشه یهودی
یکی دیگر از مفاهیم مطرحشده در این گفتوگو، ایده «بنی نوح» یا «فرزندان نوح» است؛ مفهومی در سنت یهودی که بر اساس آن، غیر یهودیان میتوانند با پایبندی به هفت قانون منسوب به نوح، انسانهای صالح تلقی شوند، بدون آنکه ملزم به پذیرش کامل شریعت موسی باشند.
در برخی قرائتهای یهودی، این مفهوم چارچوبی برای تعریف رابطه یهودیان با دیگر ملتها فراهم میکند؛ به این معنا که غیر یهودیان نیازمند یهودی شدن نیستند، اما باید اصول اخلاقی عمومی مورد قبول این سنت را رعایت کنند.
اختلاف بر سر ماهیت گفتوگوی ادیان
گفتوگو و همزیستی میان پیروان ادیان مختلف، در دهههای اخیر به یکی از موضوعات مهم روابط بینالادیان تبدیل شده است. بسیاری از جریانهای دینی و فکری بر ضرورت شناخت متقابل، کاهش تنشها و همکاری در مسائل مشترک تأکید میکنند.
با این حال، منتقدان برخی قرائتهای «گفتمان ابراهیمی» معتقدند که این رویکرد گاهی از چارچوب گفتوگوی برابر میان ادیان فاصله گرفته و به ارائه یک سلسلهمراتب الهیاتی منجر میشود؛ به این معنا که یک دین، خود را معیار نهایی حقیقت و دیگر ادیان را در جایگاهی فرعی تعریف میکند.
از این منظر، منتقدان بر این باورند که اگر گفتوگوی ادیان به معنای درخواست از یک طرف برای پذیرش برتری دینی طرف دیگر باشد، دیگر گفتوگوی متقابل محسوب نمیشود، بلکه نوعی دعوت به تغییر هویت اعتقادی است.
نقدهای مطرحشده درباره جریان ابراهیمی
برخی منتقدان جریانهای موسوم به «ابراهیمی» معتقدند که این طرحها، بهویژه در عرصه سیاسی معاصر، ممکن است از چارچوب دینی فراتر رفته و به ابزاری برای اهداف ژئوپلیتیک تبدیل شوند.
از نگاه این منتقدان، نگرانی اصلی آن است که مفاهیمی مانند «وحدت ادیان ابراهیمی» یا «همزیستی دینی» در برخی کاربردهای سیاسی، به جای تأکید بر احترام متقابل، به کاهش مرزهای هویتی و اعتقادی جوامع مسلمان منجر شود.
برخی جریانهای منتقد همچنین معتقدند که بخشی از پروژههای مرتبط با «صلح ابراهیمی» که با حمایت برخی دولتهای منطقهای دنبال شدهاند، ممکن است تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و روابط با اسرائیل قرار داشته باشند.
جمعبندی
دیدگاههای اوری شرکی نمونهای از یک قرائت خاص یهودی درباره رابطه میان اسلام و یهودیت است؛ قرائتی که بر پیوند تاریخی میان دو سنت دینی تأکید دارد، اما در عین حال جایگاه ویژهای برای تورات و شریعت یهودی قائل است.
در برابر این دیدگاه، گروهی از منتقدان معتقدند که چنین رویکردهایی اگر به پذیرش برتری یک سنت دینی بر سنت دیگر منجر شوند، با مفهوم گفتوگوی برابر میان ادیان فاصله خواهند گرفت.
بنابراین، مناقشه بر سر «گفتمان ابراهیمی» تنها درباره همزیستی ادیان نیست، بلکه به پرسشهای عمیقتری درباره هویت دینی، مرزهای اعتقادی، قدرت سیاسی و نسبت میان گفتوگوی بینالادیان و اهداف ژئوپلیتیک بازمیگردد.

