انجمن و روحانیت (۲)

انجمن حجتیه
آقای حلبی سال های حدود ۱۳۱۰ شمسی راجع به موفقیت و ناکامی شیخ احمد احسائی، علی محمد باب و سید کاظم رشتی، تحقیقی نسبتا تفصیلی کرده و نتیجه را با خط خویش نوشته است.( کتابخانه آستان قدس رضوی)

وی در آن نوشتار، به چند جنبه جریان شیخیه توجه نموده است. از جمله میزان دانش آن سه در برخی رشته ها، مقدار هوش آنان و ترفندها و زرنگی های آنان را آورده و قضاوت کرده است. آقای شیخ حلبی دانش سید کاظم را بیشتر و هوش و ذ‌کاوت او را نیز برتر می داند.

در نوشتار مذکور نکته ای ویژه به چشم می خورد و آن اینکه چرا مشت شیخ احمد احسائی و علی محمد باب نزد علما باز شد ولی کسی از عالمان دین نتوانست از سید کاظم رشتی خرده بگیرند.

نمی دانیم آقای حلبی چرا آن سال ها چنین مطالعه ای کرده و چرا به دنبال کشف دلیل و یا دلایل ناکامی جریان شیخیه و خصوصا علت شکست شیخ احمد احسائی و علی محمد باب بوده است. ایرادی هم وارد نیست لابد حس کنجکاوی او چنین کششی در وی پدید آورده است. اما خودش جایی گفته که شنیده بوده شیخ احمد احسائی اسم اعظم را می دانسته لذا آثار شیخ احمد را خوانده تا به اسم اعظم دست یابد اما موفق به دستیابی اش نشده است.

اما به هر حال علت کاوی وی از ناکامی شیخ احمد و علی محمد بیشتر جلب نظر می کند. او عمده ترین علت شکست شیخ احمد و باب را باز شدن مشت آنها نزد علما می داند.

البته اکنون بر اساس روایت های تاریخنگاران و محققان می دانیم که عالمان دین دژ استوار در برابر تهاجم فرقه های منحرف به دین مردم بوده اند و همین یافته مهم تاریخی از نتیجه گیری شیخ حلبی هم قابل فهم می نماید. یعنی مهمترین علت ناکامی فرقه ها و مسلک های انحرافی از جمله شیخیه ایستادگی روحانیت بود چون علما به زودی انحراف و کجروی شیخیه را دریافتند و به مقابله علمی با آنها بر خاستند و بدین ترتیب سران شخیه از جامعه روحانیت طرد شدند.

پرسش کلیدی آقای حلبی این است که علما چرا و چگونه به ماهیت انحرافی شیخیه پی بردند.
رضایی
تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *