بازنمایی مساجد اروپا به‌مثابه «اسب تروآ»؛ از روایت خبری تا تولید هراس اخلاقی

مسیحیت

آژانس خبری «محبت‌نیوز» در گزارشی با عنوان «آیا مساجد اروپا اسب تروای قرن بیست‌ویکم هستند؟» رشد جمعیت مسلمانان و افزایش شمار مساجد در اروپا را نه صرفاً به‌عنوان یک تحول جمعیتی و اجتماعی، بلکه به‌مثابه تهدیدی امنیتی، فرهنگی و تمدنی بازنمایی کرده است. در این گزارش ادعا می‌شود که یک قرن پس از افتتاح مسجد جامع پاریس، تعداد مساجد فرانسه به نزدیک سه هزار و شمار مساجد سراسر اروپا به بیش از سی هزار باب رسیده و جمعیت مسلمانان اتحادیه اروپا و بریتانیا نیز از مرز پنجاه میلیون نفر عبور کرده است.

 

متن با تکیه بر این آمارها و با کنار هم قرار دادن مجموعه‌ای از رخدادهای امنیتی، اعتراضات اجتماعی، پرونده‌های بزهکاری و نگرانی‌های مربوط به مهاجرت، تلاش می‌کند میان گسترش حضور مسلمانان و افزایش بی‌ثباتی اجتماعی در اروپا رابطه‌ای مستقیم برقرار کند. به مواردی مانند دشواری ورود پلیس به برخی مناطق شهری، اعتراضات اسلام‌گرایان، افزایش یهودستیزی، پرونده‌های سوءاستفاده جنسی در بریتانیا و احساس تبعیض برخی مسیحیان اشاره شده و این تحولات به‌صورت اجزای یک روند واحد و منسجم معرفی می‌شوند.

در ادامه، دیدگاه برخی چهره‌های سیاسی، دانشگاهی و مذهبی بازتاب یافته است. رالف شولهامر، دانشمند علوم سیاسی اتریشی، از شکل‌گیری مناطقی در حومه پاریس، مالمو، برلین، منچستر و شرق لندن سخن گفته که به ادعای او تحت نفوذ باندهای مسلمان قرار دارند. همچنین به تجمعاتی اشاره شده که در آن‌ها گروهی از جوانان خواستار تشکیل خلافت شده‌اند. برخی فعالان یهودی نیز افزایش رفتارهای یهودستیزانه را نشانه بحرانی گسترده دانسته و از احتمال مهاجرت یهودیان بریتانیا سخن گفته‌اند.

گزارش همچنین تغییر توصیف جایگاه پادشاه بریتانیا از «مدافع ایمان» به تعبیری ناظر بر حفاظت از فضای ایمان در جامعه چندمذهبی را نشانه‌ای از عقب‌نشینی هویت مسیحی اروپا معرفی می‌کند. در همین چارچوب، گوین اشندن، کشیش سابق دربار، این رویکرد را مغایر با سوگند تاج‌گذاری پادشاه دانسته و «برادر رشید»، مجری مسیحی و مسلمان‌زاده، مدعی شده است که مسلمانان از باز شدن درهای اروپا به روی اسلام به‌عنوان زمینه‌ای برای تسلط آینده استقبال می‌کنند.

نقطه اوج این روایت آنجاست که مساجد کشورهای اروپایی «اسب‌های تروآ» و «پایگاه‌های نظامی پیشرو» توصیف می‌شوند؛ مکان‌هایی که به ادعای گویندگان گزارش، هدف نهایی آن‌ها گسترش حاکمیت سیاسی و مذهبی اسلام است. متن در پایان نیز آینده اروپای غربی و بریتانیا را در قالب یک دوگانه مطلق و هراس‌آفرین تصویر می‌کند: «سلطه اسلام» یا «جنگ داخلی».

ساختار روایی این گزارش نشان می‌دهد که متن بیش از آنکه صرفاً در پی اطلاع‌رسانی درباره مهاجرت، رشد جمعیت مسلمانان یا چالش‌های سیاست چندفرهنگی باشد، در چارچوب گفتمان سازمان‌یافته اسلام‌هراسی عمل می‌کند. در این چارچوب، رشد طبیعی جمعیت مسلمانان و توسعه فضاهای عبادی آنان از یک پدیده جمعیت‌شناختی و اجتماعی به نشانه‌ای از «اشغال خزنده هویتی» تبدیل می‌شود. آمار مربوط به جمعیت و تعداد مساجد نیز بدون ارائه زمینه‌های مقایسه‌ای، پراکندگی جغرافیایی، تفاوت میان کشورهای اروپایی یا سهم مسلمانان از کل جمعیت، به‌گونه‌ای ردیف می‌شوند که احساس گسترش سریع و مهارناپذیر یک تهدید را در مخاطب ایجاد کنند.

این شیوه بازنمایی از الگوی شناخته‌شده «هراس اخلاقی» پیروی می‌کند؛ فرایندی که در آن یک گروه اجتماعی به‌عنوان خطری حاد برای ارزش‌ها، امنیت و ثبات جامعه معرفی می‌شود و رفتارهای متنوع یا حتی مجرمانه برخی افراد به هویت جمعی آن گروه تعمیم داده می‌شود. در چنین روایتی، تفاوت میان مسلمانان عادی، مهاجران، گروه‌های تبهکار، جریان‌های سیاسی اسلام‌گرا و سازمان‌های افراطی از میان می‌رود و همگی در یک تصویر تهدیدآمیز و یکپارچه ادغام می‌شوند.

استفاده از استعاره «اسب تروآ» برای مسجد مهم‌ترین نشانه این صورت‌بندی گفتمانی است. مسجد در این تعبیر دیگر مکانی برای عبادت، آموزش دینی، فعالیت اجتماعی یا حفظ هویت فرهنگی نیست، بلکه پوششی برای نفوذ سیاسی و زمینه‌ای برای فتح آینده اروپا معرفی می‌شود. عبارت «پایگاه نظامی پیشرو» نیز با انتقال مسجد از حوزه دین و جامعه مدنی به حوزه جنگ و امنیت، زمینه ذهنی لازم را برای محدودسازی فعالیت مساجد، افزایش نظارت‌های امنیتی و برخورد با نهادهای اسلامی فراهم می‌کند. چنین بازنمایی‌ای می‌تواند آزادی مذهبی مسلمانان را نه به‌عنوان یک حق قانونی، بلکه به‌عنوان امتیازی پرخطر و قابل تحدید جلوه دهد.

گزارش همچنین با کنار هم قرار دادن بزهکاری‌های شهری، پرونده‌های سوءاستفاده جنسی، خشونت‌های خیابانی و یهودستیزی، نوعی رابطه ذاتی میان اسلام و ناامنی اجتماعی القا می‌کند. در حالی که جرائم باید براساس مسئولیت فردی، شرایط اجتماعی، ضعف نهادهای نظارتی و زمینه‌های اقتصادی و فرهنگی بررسی شوند، متن آن‌ها را به یک هویت دینی گسترده نسبت می‌دهد. استفاده از تعبیرهایی مانند «سونامی یهودستیزی» نیز ضمن برجسته‌سازی نگرانی‌های واقعی درباره نفرت‌پراکنی، به ایجاد صف‌بندی هویتی میان یهودیان و مسیحیان از یک‌سو و مسلمانان از سوی دیگر کمک می‌کند.

بنابراین، گزارش با حذف پیچیدگی‌های اجتماعی و تقلیل تحولات اروپا به تقابل اسلام و غرب، بحران‌های مهاجرتی، ناکارآمدی برخی سیاست‌های ادغام اجتماعی و عملکرد گروه‌های افراطی را به کل جامعه مسلمانان تعمیم می‌دهد. پایان‌بندی متن با قرار دادن مخاطب در برابر انتخابی میان «سلطه اسلام» و «جنگ داخلی»، نمونه‌ای از بن‌بست‌نمایی آخرالزمانی است؛ گویی امکان اصلاح سیاست‌های مهاجرتی، تقویت ادغام اجتماعی، مقابله قانونی با افراط‌گرایی و حفظ هم‌زمان آزادی‌های دینی وجود ندارد.

از این منظر، متن محبت‌نیوز را نمی‌توان صرفاً گزارشی درباره وضعیت مسلمانان و مساجد اروپا دانست. این محتوا بیشتر بیانیه‌ای هویتی و هشدارآمیز است که با امنیتی‌سازی مسجد، تعمیم رفتار اقلیت‌های افراطی به کل مسلمانان و استفاده از استعاره‌های نظامی، مدل چندفرهنگی اروپا را شکست‌خورده و آینده آن را در آستانه فروپاشی نشان می‌دهد. پیامد چنین روایتی می‌تواند تعمیق شکاف‌های مذهبی، افزایش بدبینی نسبت به مسلمانان و مشروعیت‌بخشی به سیاست‌ها و رفتارهای رادیکال علیه اقلیت‌های اسلامی باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *