یکی از قواعد مهم در اصول فقه شیعه، حجیت «سنت» است؛ یعنی قول، فعل و تقریر معصوم علیهالسلام در کنار قرآن کریم، از منابع اصلی استنباط احکام شرعی و معارف دینی به شمار میرود. همانگونه که پذیرش قرآن در استنباط، گزینشی و سلیقهای نیست، تبعیت از قول، فعل و تقریر معصوم نیز باید بر همین مبنا باشد و نمیتوان در پذیرش احکام و معارف برگرفته از سنت، برخوردی سلیقهای داشت. این اصل، تنها یک بحث نظری در اصول فقه نیست، بلکه پیامدهای عملی مهمی در سبک زندگی دینی، تنظیم روابط اجتماعی و چگونگی تعامل شیعیان با پیروان دیگر مذاهب اسلامی دارد.
امام صادق علیهالسلام در روایت معاویه بن وهب، در پاسخ به این پرسش که شیعیان با کسانی از غیرشیعیان که بر آیین آنان نیستند، چگونه رفتار کنند، فرمود: «تَنْظُرُونَ إِلی أَئِمَّتِکُمُ الَّذِینَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا یَصْنَعُونَ؛ به امامان خودتان که از آنان پیروی میکنید بنگرید و همانگونه عمل کنید که آنان عمل میکنند.» سپس فرمود: «فَوَاللّهِ إِنَّهُمْ لَیَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ، وَ یَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ، وَ یُقِیمُونَ الشَّهَادَهَ لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ، وَ یُؤَدُّونَ الْأَمَانَهَ إِلَیْهِمْ؛ به خدا سوگند که پیشوایان شما از بیماران آنان عیادت میکنند، در تشییع جنازهشان حاضر میشوند، به نفع و زیان آنان شهادت میدهند و امانت را به آنان بازمیگردانند»[۱]
امام علیهالسلام در این روایت، بدون تأویل و توضیح اضافی، شیعیان را به مشاهده فعل امامان و پیروی از آنان در تعامل با اهل سنت ارجاع میدهد. مصادیق بیانشده در روایت، نشان میدهد که این تعامل صرفاً در حد توصیههای کلی و زبانی نیست، بلکه در رفتارهای عینی و روزمره، از جمله عیادت بیمار، مشارکت در مراسم تشییع جنازه، رعایت عدالت در شهادت و پایبندی به امانت، تحقق مییابد. از این منظر، رعایت حقوق اجتماعی دیگر مسلمانان، فارغ از اختلافات مذهبی، بخشی از التزام عملی به سنت معصومان علیهمالسلام است.
این دستور، هم مستند به سیره عملی امامان است و هم با اصل حجیت فعل معصوم سازگاری دارد. اگر گفته شود که سیره امامان در هدایت شیعیان با یکدیگر متفاوت بوده و ممکن است به تعارض یا انحراف بینجامد، چنین برداشتی با عصمت و وحدت روش ائمه علیهمالسلام ناسازگار است؛ زیرا فعل معصوم، در مقام هدایت و بیان شیوه صحیح رفتار دینی، حجت است و نمیتواند پیروان را به گمراهی دعوت کند. تفاوت شرایط تاریخی و اجتماعی نیز لزوماً به معنای تفاوت در اصول و مبانی هدایت نیست، بلکه میتواند بیانگر تطبیق یک اصل ثابت بر موقعیتهای گوناگون باشد.
بنابراین، تعامل و همزیستی مسالمتآمیز با اهل سنت، صرفاً یک تاکتیک موقت یا مصلحتی زودگذر نیست، بلکه راهبردی ریشهدار در سنت ائمه علیهمالسلام است. البته این تعامل اجتماعی و اخلاقی به معنای چشمپوشی از باورهای اعتقادی، انکار اختلافات مذهبی یا ذوب شدن در دیگری نیست؛ بلکه نشاندهنده الگویی از رفتار دینی است که در آن، حفظ عقیده با رعایت عدالت، امانتداری، حسن معاشرت و احترام به حقوق دیگران جمع میشود. بر این اساس، پیروی از اهلبیت علیهمالسلام نهتنها در پذیرش آموزههای اعتقادی و فقهی، بلکه در شیوه مواجهه با دیگر مسلمانان نیز معنا پیدا میکند.
[۱] وسائلالشیعه، ج۸، ص۳۹۹؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۳۶
ساسان علیمرادی

