چهار تحلیلگر صهیونیست، در روزهای جنگ، هر یک با رویکردی متفاوت، اما در یک نقطه مشترک، مهدویتِ شیعی را به عنوان «ایدئولوژیِ هرجومرجآفرین» معرفی کردهاند که در آن، ایران به دنبالِ «تسریعِ ظهور» از طریقِ «گسترشِ بیثباتی و ظلم و تباهی» در جهان است.
۱. مردخای کیدار (پادکست Moshe Fabrikant، ۲۹ فروردین ۱۴۰۵)
۲. افرایم هراری (پادکست רז זאובר، ۹ فروردین ۱۴۰۵)
۳. عیدیت بار (پادکست Moshe Fabrikant، ۱۹ اسفند ۱۴۰۴)
۴. ژنرال اسحاق بریک (کانال اعرف عدوک، ۱۳ مرداد ۱۴۰۵)
در این میان: مردخای کیدار، افرایم هراری و عیدیت بار به عنوان مستشرق، یا متخصص در اسلام و جهان عرب شناخته میشوند و اسحاق بریک هم به عنوان یک ژنرال باسابقه و تحلیلگر سیاسی شناخته میشود و میتوان نگرش او را تحت تاثیر بیان افرادی چون کیدار دانست.
این چهار تحلیلگر (به عنوان نمونه) علیرغم تفاوتهای رویکردی در یک نقطه اشتراک دارند: همگی، مهدویتِ شیعی را به عنوان یک «ایدئولوژیِ هرجومرجآفرین» معرفی میکنند. در حالی که به روشنی میدانیم نگرشی به دور از واقعیت است.
اما این تحلیل، به روشنی هم با آموزههایِ مهدویتِ شیعی در تضاد است و هم جمهوری اسلامی هیچگاه هوادار چنین نگرشی نبوده است که: «برای شتاب دادن به ظهور باید به تباهی و هرج و مرج جهانی دامن زد!» نظام در سطح نظری از ایده تمدنسازی و وحدت اسلامی سخن گفته است. در سطح عملی هم با ایجاد همپیمانان منطقهای و بر اساس صبر راهبردی تا مدتها از ورود به جنگ خودداری داشت. هر بار جنگ هم با هجوم طرف مقابل آغاز شده است.
چنان نگرشهای جنونآمیزی درباره ظهور منجی، بیشتر در بین پیروان صهیونیسم مسیحی و صهیونیسم دینی (یهود) یافت میشود.
این واقعیت پنهانی نیست. و انگیزه خلق چنین اتهاماتی را باید در یک طرح بزرگتر دید. چنانکه در مطالب پیشین بیان شد هدف این است که ایران و اسلام و عرب و هرچه مرتبط با تمدن اسلام است به گونهای غیرعادی و ترسآور و هیولایی نمایش داده شود. برای دو هدف:
۱. ایجاد وحدت داخلی بین طیفهای متضاد ساکن در سرزمینهای اشغالی، در برابر جبهه مقاومت. در واقع با خلق تصویری هولانگیز از دشمن، میتوان در درون، یکپارچگی بیشتر ایجاد کرد. خلق این تصویر که: ملت اسرائیل از سوی دریایی از بربریت و وحشیگری احاطه شده است
۲. القای تصویر غیرعقلانی از ایران و تشیع و اسلام برای جهان و غرب در راستای به دست آوردن حمایت بیشتر و کنترل حساسیتها نسبت به جنایات خود رژیم صهیونسیت
بنابراین، آنچه در سخنانِ این چهار تحلیلگر دیده میشود، نه یک «تحلیلِ علمی»، که حاصل یک «پروژهیِ ژئوپلیتیکیِ حسابشده» است که با هدفِ «ایرانهراسی» و «اسلامهراسی»، به تحریفِ آموزههایِ مهدویتِ شیعی میپردازد.

