وارونه سازی گزینشی: عملیات روانی رسانه‌های تبشیری برای الگوسازی از سوریه و توجیه جنگ علیه ایران

مسیحیت، مسیحیت صهیونیستی

در بستر تنش‌های نظامی میان محور واشنگتن-تل‌آویو و جمهوری اسلامی ایران، تحلیل عملکرد شبکه‌های تبشیری نظیر «محبت نیوز» پرده از یک عملیات پیچیده‌ در حوزه جنگ شناختی برمی‌دارد. به نظر می‌رسد در این مقطع راهبردی، توجه این رسانه به وضعیت مسیحیان سوریه پس از سقوط دولت اسد و استقرار رژیم جولانی، کارکردی فراتر از یک گزارش خبری صرف دارد و در خدمت الگوسازی ادراکی برای توجیه غیرمستقیم تجاوز نظامی به ایران است. در این معماری رسانه‌ای، «سوریه‌ی پسااسد» به مثابه یک آینه‌ و مدل پیش‌نگر برای فردای ایران بازتولید می‌شود. پیام نهفته و کانونیِ این خط خبری آن است که تداوم حیات جمهوری اسلامی و محور مقاومت، مترادف با غصب حقوق اقلیت‌ها و انسداد است؛ در حالی که فروپاشی این ساختار، حتی از دل ویرانه‌های جنگ، به بازگشایی مدارس مسیحی و آغاز دوران همزیستی مسالمت‌آمیز منجر خواهد شد. محبت نیوز با این مهندسی پیام تلاش می‌کند تا ایستادگی حاکمیت را معادل تاریکی مطلق، و ایده فروپاشی و تجاوز خارجی را مرادف استقرار صلح و رواداری صورت‌بندی کند.

 

واقعیت ویرانگر جنگ در سوریه و استیلای تروریسم تکفیری، یکی از فجایع عینی است که کلان‌روایتِ «هراس از سوریه‌ای شدن» را به عنوان یک سد بازدارنده در حافظه جمعی ایرانیان در برابر ایده فروپاشی تثبیت کرده است. در مواجهه با این واقعیت، رسانه تبشیری با اتخاذ تاکتیک «برجسته‌سازی گزینشی»، یک خرده‌روایت را جایگزین تصویر کلان ویرانی می‌کند. سفیدشویی هدفمند رژیم رادیکال جولانی و نمایش رواداری مقامات آن در کلیساهای ادلب، تلاش برای تلطیف مفهوم «فروپاشی» و کاستن از بار وحشت‌زای آن است. این مهندسی ادراک می‌کوشد با مصادره یک رویداد خاص اقلیتی و ضریب‌دهی رسانه‌ای به آن، هزینه روانی تغییر رژیم را کاهش دهد و این‌گونه القا کند که حتی در دل خلأ قدرت و تسلط شبه‌نظامیان تندرو نیز، حیات مدنی و همزیستی مسالمت‌آمیز امکان‌پذیر و تضمین‌شده است.

این خط رسانه‌ای، بازتاب‌دهنده همان دکترین الهیاتیِ اوانجلیستی است که نابودی ارکان محور مقاومت را نه یک مداخله نامشروع ژئوپلیتیک، بلکه یک رسالت مقدس آخرالزمانی می‌پندارد. محبت نیوز با ارائه این تصویر اتوپیایی و گزینشی از ادلب، تجاوز نظامی و جنگ احتمالی علیه ایران را تئوریزه کرده و به آن مشروعیت می‌‌‌بخشد. در این چارچوب تحلیلی، مداخله خارجی و تحمیل جنگ بر ایران از یک فاجعه ملی به یک جراحی دردناک اما رسالتی تقلیل می‌یابد؛ نبردی که ویرانی‌های عینی آن پیشاپیش با وعده پرزرق‌وبرق گشایش درهای صلح و احیای حقوق مذهبی، توجیه و تقدیس می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *