شکوه یا ذلت؟ موضع متعارض موسس شبکه «زئوس» در واکنش به همایش کوروش بزرگ

آتئیسم

مؤسس شبکه مروج آتئیسم «زئوس» در ویدیوی اخیر خود در شبکه اجتماعی تلگرام، ذیل تجلیل از همایش اخیر کوروش که با حضور رضا پهلوی برگزار شده است، ادعا کرده که تنها راه بازگشت ایران به شکوه گذشته، بازگشت پادشاهی است و این امر جز از طریق حمایت بیگانگان از رضا پهلوی ممکن نخواهد بود.

 

بنا به گفته وی «هزاران ساله که ایران با پادشاهی از پستی‌ها و بلندی‌های تاریخ گذشته. دوران باشکوه پادشاهی کوروش بزرگ و داریوش بزرگ، بعد از ۲۵۰۰ سال، جزو افتخارات ایرانیانه.
خون‌ها بابت این ایران پادشاهی فدا شده؛ از حمله اسکندر مقدونی گرفته تا حمله اعراب و مغول‌ها، مردم جوانان خودشون رو دادند تا این ایران حفظ بشه…

همایش کوروش بزرگ، شکوه و انسجام پادشاهی‌خواهان را به نمایش گذاشت و موجب افتخار ما بود. نشان داد که مردم پشت شاه هستند و به او اعتماد دارند و برای سرنگونی این رژیم جمهوری اسلامی کمر همت بستند.

در واقع، اپوزیسیون دیگه‌ای وجود نداره؛ اگرم باشه ناچیزه. شاهزاده تنها امید رهایی مردم ایران از این رژیم وحشی است. این مهمه که دنیا هرگز به سقوط این حکومت فکر نمی‌کنه، مگر اینکه جایگزین مطمئنی براش سراغ داشته باشه، و شاهزاده عزیز بهترین جایگزین برای حاکمیت ایرانه. دوست داریم که دنیا ایران رو با خاندان بزرگ پهلوی بشناسه، نه با این آخوندهای بی‌مایه.»

فارغ از ادعای وی درباره امکان احیای پادشاهی، این اظهارات با یک تناقض قابل توجه همراه است؛ از یک سو بر «شکوه» گذشته ایران تأکید می‌شود و از سوی دیگر، تحقق این هدف به حمایت و همراهی قدرت‌های خارجی و به رسمیت شناختن یک «جایگزین مطمئن» از سوی آنان گره زده می‌شود.

بر این اساس، این پرسش مطرح می‌شود که اگر وی و هم‌فکرانش حقیقتاً دل در گرو ایران و شکوه و ابهت آن دارند، چگونه بازگشت به این شکوه را به جلب حمایت کشورهای بیگانه و متقاعد کردن آنان برای توجه به سقوط حکومت فعلی منوط می‌کنند.

در واقع، بر اساس این دیدگاه، جهان باید ابتدا به وجود جایگزینی «مطمئن» و مورد قبول برای حکومت فعلی اطمینان پیدا کند تا به سقوط آن فکر کند و در نهایت، زمینه برای احیای آنچه «شکوه ایران» خوانده می‌شود، فراهم شود.

در چنین چارچوبی، این احتمال نیز مطرح می‌شود که هزینه‌های ناشی از جنگ، کشته شدن مردم بی‌گناه به دست آمریکا و اسرائیل و نابودی زندگی‌ها، بخشی از همان هزینه‌ای تلقی شود که به گفته وی، برای بازگشت پادشاهی باید پرداخت شود.

این موضع همچنین پرسشی اساسی درباره نسبت میان مفاهیمی همچون شکوه، عظمت و افتخار با نوع کنش سیاسی مطرح می‌کند. گرداننده صفحه «زئوس» و هم‌فکران وی، در حالی از احیای عظمت ایران سخن می‌گویند که تحقق این هدف را به مداخله و حمایت قدرت‌های خارجی پیوند می‌زنند.

بر همین اساس، این پرسش قابل طرح است که آیا می‌توان از شکوه و استقلال سخن گفت، اما در عین حال از کشورهای بیگانه درخواست کرد برای تغییر حکومت یک کشور وارد عمل شوند و به آنان اطمینان داد که در صورت براندازی نظام فعلی، جایگزینی «مطمئن»، مقبول و موردپسند در دسترس خواهد بود؛ جایگزینی که قرار نیست برای این قدرت‌ها مزاحمتی ایجاد کند.

از این منظر، مناسب است وی و هم‌فکرانش در کنار تأکید بر مفاهیمی مانند شکوه و افتخار، به این موضوع نیز بیندیشند که کدام اقدامات ایرانیان در طول تاریخ، باشکوه و افتخارآمیز تلقی شده‌اند و مواضع و کنش‌های سیاسی امروز آنان چه نسبتی با این مفاهیم دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *