تبلیغات صهیونیسم درباره مسلمان زاده عربی که به یهودیت پیوسته است

صهیونیسم، یهودیت

یارون اوراهام، مسلمانِ سابقِ ساکنِ غزه که پس از طی وقایعی به یهودیت گرویده است، در مصاحبه‌ای با شبکه‌ی «کیکار هاشبات» (כיכר השבת) که در تاریخ ۳ مرداد ۱۴۰۵ منتشر شد، یارون اوراهام در طی سال‌ها مورد مصاحبه قرار گرفته است. این نمونه‌ای از استفاده رسانه‌های صهیونیست برای تخریب چهره اسلام و محق جلوه دادن صهیونیسم است.

 

یارون اوراهام، که به عنوان یک مسلمانِ سابق و «یهودیِ تازه‌وارد» در رسانه‌های اسرائیلی معرفی می‌شود، در مصاحبه‌ای با شبکه‌ی خبری-مذهبی «کیکار هاشبات» (כיכר השבת)، به روایتِ زندگیِ خود پیش از گرویدن به یهودیت پرداخته است. اوراهام که خود را متولدِ «روز شنبه، در اوایلِ عیدِ پسخ» معرفی می‌کند، این هم‌زمانی را به عنوانِ یک «نقطه‌ی عطفِ» تقدیری برای گرویدنش به یهودیت، مطرح کرده است.

ادعای «خواهرکشی» و تربیتِ خشن در غزه

اوراهام در این مصاحبه، ادعا کرده است که در یک «خانواده‌ی پرجمعیت و مذهبی» در غزه بزرگ شده و فضایی «بسیار خشونت‌آمیز» را تجربه کرده است. او با جزئیاتی، مدعی شده است که برادرش، خواهرِ ۱۷ ساله‌اش را «به نام دفاع از شرف و غیرت خانواده»، در حالی که او «ضجه و استغاثه می‌کرد»، «ذبح» کرده است. اوراهام همچنین گفته است که برای «تحصیل و تربیت دینی» به جایی «بسیار خشک و خشن» در غزه فرستاده شده است و در آن محیط، همواره از «یهودستیزی» سخن می‌گفته‌اند.

«تولد در روز شنبه» و «تنفرِ طبیعی از گوشتِ حرام»

اوراهام در ادامه، پیش زمینه گرویدن خود به یهودیت را با ادعاهای ماورایی دیگری همراه کرد: اشاره به اینکه در «روز شنبه (شبات مقدس یهود) و در اوایلِ عیدِ پسخ یهود» به دنیا آمده است، این هم‌زمانی را به عنوانِ نشانه‌ای از «سرنوشتِ یهودیِ» خود معرفی کرده است. او همچنین مدعی شده است که حتی در دورانِ مسلمانی، برخی از گوشت‌هایی که در اسلام حلال هستند، اما در یهودیت «حرام» شمرده می‌شوند، را «نمی‌خورده است»، نه از رویِ اینکه حرام می‌دانسته، بلکه «طبعاً دوست نداشته است». او همچنین از «حسِ غریبگیِ» خود در دورانِ مسلمانی و عدمِ ارتباط با محیط مسلمان عرب سخن گفته است.

انتقاد از تبعیضِ قانونی در اسرائیل

با وجودِ این روایتِ پرشور از «خشونتِ اسلامی»، و «سرنوشت یهودی» خودش، اوراهام به قانون تبعیض‌ آمیز صهیونیست‌ها درباره اعراب اشاره کرده است: او گفته است که «در اسرائیل، قانونِ قتل برای یهودی و عرب فرق می‌کند» و مدعی شده است که «اگر عرب‌ها از هم بکشند، مادامی که جامعه به هم نریزد، پلیس دخالت نمی‌کند.» او این رویکرد را به عنوانِ یک «تبعیض» توصیف کرده و گفته است که اگر «دو دسته از اعراب با هم بجنگند و بعد بین خودشان صلح کنند، پلیس درباره کشته‌ها دخالت نمی‌کند.» در حالی که او با اشاره به آمارِ قتل‌های حل‌نشده در جامعهٔ عرب، از «حدود سیصد تا چهارصد قتل» در سال سخن گفته که تنها به «حدود پنج تای آن‌ها رسیدگی می‌شود.»

تحلیل؛ روایتی گزینشی در خدمتِ پروژه‌ی یارگیری

روایتِ یارون اوراهام، در ظاهر، یک «داستانِ نجات» از «خشونتِ اسلامی» به نظر می‌رسد، روایت یک قطعه نور (!) که در محیطی تاریک گرفتار شده و سپس اصل خود بازگشته است. اما در عمل، به عنوانِ یک ابزارِ تبلیغاتی برای صهیونیسم به کار گرفته می‌شود. او با تکیه بر یک روایتِ احساسی و غیرقابل‌تأیید، سعی دارد تا چهره‌ای خشن از اسلام ارائه دهد و در عین حال، به نقد سیاست‌هایِ تبعیض‌آمیزِ اسرائیل (که خود به آن اذعان دارد) نیز اشاره دارد. این تناقضِ رفتاری، نشان می‌دهد که این روایت‌پردازی، بیش از آنکه یک «تغییرِ دینِ حق‌طلبانه» باشد، ریشه های دیگری دارد که در آن، فردِ موردِ نظر، با پذیرشِ هویتِ نوین، به یک «ویترینِ انسانی» برای مشروعیت‌بخشی به اقداماتِ اسرائیل تبدیل می‌شود. نکته‌ی قابلِ تأمل آنکه او با وجودِ سخن گفتن از «خشونت و یهودستیزی» در غزه، به «تبعیض» در اسرائیل هم اعتراف دارد، اما این انتقاد، او را از پذیرشِ کلیِ روایتِ صهیونیستی باز نمی‌دارد با وجودی که عملکرد صهیونیسم را هم در قبال دیگران می‌بیند. این رویه، یادآورِ همان الگویی است که در آن، یهودیت به عنوانِ «قربانیِ» همیشگی و «اسلام» به عنوانِ «عاملِ» همیشگیِ خشونت، بازنمایی می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *