بازگشت بیژن مرتضوی، خواننده، آهنگساز و نوازنده شناختهشده ایرانی، به کشور در هشتم مهرماه ۱۴۰۵، پس از سالها حضور در خارج از ایران، با واکنشهایی در شبکههای اجتماعی و رسانههای فارسیزبان همراه شد. خبر بازگشت او که دو روز پیش از آن با تکذیب مرتضوی مواجه شده بود، سرانجام با انتشار تصاویر حضور او در فرودگاه امام خمینی(ره) و اعلام همسرش تأیید شد. همسر مرتضوی در ویدئویی اعلام کرد که این سفر با خواست شخصی او، برای دلتنگی وطن و ماندن در کنار مردم در شرایط جنگی انجام شده است.
اهمیت این بازگشت صرفاً به حضور یک چهره موسیقی در ایران محدود نماند. در فاصله کوتاهی پس از انتشار خبر، مجموعهای از واکنشهای تند در برخی حسابهای وابسته یا نزدیک به جریانهای مسیحیت تبشیری و سلطنتطلبِ خارج از کشور علیه مرتضوی شکل گرفت. در یکی از این موارد، سیروس خراسانی، کشیش تبشیری سلطنتطلب، در مجموعهای از استوریهای اینستاگرامی، ضمن اشاره به بازگشت مرتضوی، او را با ادبیاتی تحقیرآمیز مورد حمله قرار داده و بازگشت او را در کنار موضوعاتی همچون «جوانان کشتهشده» و «زندانیان سیاسی» قرار داده است. در بخش دیگری از این واکنش، وی از مخاطبان خواسته است «صدای زندانیان سیاسی» باشند و همزمان با تعبیری توهینآمیز، مرتضوی را هدف قرار داده است.

در واکنشی دیگر، شهرام کیهانفر، فعال مسیحی سلطنتطلب، بازگشت مرتضوی را نشانه «دستان خالی رژیم» توصیف کرده و با استفاده از ادبیات تحقیرآمیز، شخص مرتضوی را مورد حمله قرار داده است. همچنین در یکی از استوریهای منتسب به شبکه «هفت»، بازگشت مرتضوی در کنار نام محسن نامجو و قیصر بهعنوان بخشی از یک سناریوی تبلیغاتی جمهوری اسلامی تصویر شده و با این مضمون مورد تمسخر قرار گرفته که حتی حضور این هنرمندان نیز نمیتواند مانع «سقوط» جمهوری اسلامی شود.

مجموع این واکنشها نشان میدهد که موضوع از سطح نقد شخصی یک هنرمند فراتر رفته و به یک مناقشه سیاسی ـ رسانهای تبدیل شده است؛ بهویژه آنکه در ادبیات بهکاررفته، بازگشت یک هنرمند به وطن نه بهعنوان یک تصمیم شخصی، بلکه بهعنوان اقدامی در خدمت یا علیه یک پروژه سیاسی تفسیر شده است.
همزمانی دو خط رسانهای
همزمان با واکنش جریانهای خارج از کشور، در داخل نیز بازگشت مرتضوی و دیگر هنرمندان خارجنشین وارد مناقشه رسانهای شد. برخی رسانهها و برنامههای صداوسیما با طرح سابقه اظهارنظرها و فعالیتهای گذشته شماری از این افراد، از جمله بیژن مرتضوی و محسن نامجو، موضوع «بازگشت بدون هزینه» را مورد پرسش قرار دادند و ضرورت رسیدگی به مواضع گذشته آنان را مطرح کردند. این موضع در رسانههای منتقد صدا و سیما نیز بازتاب ویژه ای یافت و با تعابیری مانند «فشار برای محاکمه» یا «درخواست رسیدگی قضایی به گذشته هنرمندان» بازنمایی شد.
از این منظر، فضای رسانهای پیرامون بازگشت مرتضوی دارای دو خط متفاوت است: در یک سو، بخشی از مخالفان خارج از کشور، بازگشت او را با ادبیات تخریب و بیاعتبارسازی پاسخ میدهند و در سوی دیگر، بخشی از رسانههای داخلی بر سوابق سیاسی و اظهارات گذشته او تمرکز میکنند. این دو خط الزاماً از یکدیگر ناشی نمیشوند، اما در سطح افکار عمومی میتوانند در شکلدهی به یک تصویر واحد از «پرریسک بودن بازگشت» اثر بگذارند.
تحلیل عملیات روانی
از منظر عملیات روانی، مهمترین نکته در این رصد، تلاش مسیحیت تبشیری-صهیونیستی و فعالان مسیحی سلطنت طلب برای تبدیل یک خبر به تهدیدی جدید علیه اعتبار اجتماعی جمهوری اسلامی است.
در این الگو، دستکم پنج مؤلفه قابل مشاهده است:
۱ . افزایش هزینه اجتماعی بازگشت:
با حمله مستقیم به شخص مرتضوی، پیام ضمنی به سایر چهرههای خارج از کشور نیز منتقل میشود که بازگشت به ایران ممکن است با تخریب شخصیت، برچسبزنی و طرد اجتماعی از سوی شبکههای مخالف همراه شود. استفاده از ادبیات توهینآمیز و اتهامزنی شخصی، بخشی از تاکتیک ایجاد این هزینه اجتماعی است. در واکنشهای مورد رصد، تلاش شده است معنای این اقدام از «بازگشت به وطن» به «خیانت به جریان سیاسی سابق» یا «همکاری با جمهوری اسلامی» تغییر کند.
۲. نمایش مخالفت علنی با جمهوری اسلامی ایران:
این عملیات رسانهای با ادبیات به کار رفته درباره جمهوری اسلامی نشان داد، مسیحیت تبشیری دیگر هیچ ابایی از نمایش علنی دشمنی خود با جمهوری اسلامی ندارد و عملا به جای تبلیغ و تبشیر مسیحیت، به بازوی رسانه ای اپوزسیون تبدیل شده اند. .
۳. خنثی کردن آثار مثبت بازگشت هنرمندان در تقویت و تثبیت اقتدار نظام:
نوع واکنشها نشان میدهد، مسیحیت تبشیری به عنوان مخالف جدی جمهوری اسلامی دریافته است که این بازگشتها میتواند موجب تقویت یا تثبیت اقتدار سیاسی اجتماعی و رسانهای جمهوری اسلامی ایران شود و به همین جهت با تأکید بر سقوط قریب الوقوع نظام، در پی بی اثر ساختن بازگشت هنرمندان ایرانی به وطن هستند.
۴. پیوند دادن و برجسته سازی غیرمرتبط برای کودتا:
در برخی واکنشها، بازگشت مرتضوی همزمان با موضوعاتی چون «زندانیان سیاسی»، «جوانان کشتهشده»، «اعدام» و «سقوط جمهوری اسلامی»، پیوند خورده است. این تکنیک موجب انتقال بار خبری واقعه به سمت موضوعات مناقشه برانگیز سیاسی است که جریان اپوزسیون برای روشن کردن آتش فتنه و کودتا به آن نیاز مبرم دارد تا لحظه ای توجهات رسانه ای از آنها کنده نشود و تشدید فشار روانی و عاطفی منفی برای بروز اغتشاش قطع نشود.
۵. قطبیسازی مخاطب:
در این چارچوب، مخاطب با یک دوگانه ساده مواجه میشود: یا بازگشت هنرمند را نشانه همراهی با جمهوری اسلامی بداند، یا در صورت دفاع از او، در معرض حمله و برچسب قرار گیرد. چنین دوقطبیای امکان شکلگیری روایتهای میانه، مانند «بازگشت به وطن بدون تغییر همه مواضع سیاسی» را کاهش میدهد.
ملاحظه مهم درباره یک همسویی غیر راهبردی
اگرچه گزارش صدا و سیما و مطالبه محاکمه هنرمندان مخالف جمهوری اسلامی، خواسته یا ناخواسته همان تأثیر رسانه های مسیحیت تبشیری یعنی هزینه سازی برای بازگشت هنرمندان را در پی خواهد داشت اما قطعا این همسویی برآمده از انگیزه مشترک یا هماهنگی راهبردی نیست.
با توجه به دادههای موجود در این رصد، ممکن است نقد و نظری که صدا و سیما درباره بازگشت بدون هزینه مطرح کرده است، بر اساس این فرض باشد که ایجاد هزینه برای سلبریتی مخالف نظام، بازدارندگی لازم برای پیشگیری در فتنه های بعدی ایجاد خواهد کرد. همچنین این احتمال را مفروض میداند که ممکن است بازگشت برخی سلبریتی ها با هدف حضور و نقش آفرینی مستقیم در اغتشاشات پیش رو اتفاق افتاده باشد و چنین مطالباتی میتواند مانع حضور یا نقش آفرینی مخرب آنها در آینده شود.
بر این اساس انگیزه فعالان مسیحی و سلطنت طلب در حمله رسانه ای به بیژن مرتضوی باید پوششی برای سفید کردن این هنرمندان و البته ممانعت از ایجاد دستاورد اجتماعی یا موج بازگشت هنرمندان به کشور قلمداد شود.
اما حمله هماهنگ برخی رسانه های مخالف صدا و سیما به این رسانه نیز موجب میشود تا رسانه ملی به عنوان نهادی ضد مردمی معرفی شده و میتواند اقدامی برای اعتبارزدایی از صدا و سیما در حوادث پیش رو تلقی شود. حداقل آنکه چنین تأثیری خودآگاه یا ناخودآگاه بر مخاطب ایجاد خواهد شد.

