انتشار کتاب «جامع علم و عمل»، یادنامه مرحوم آیتالله شبیری زنجانی، با نکتهای قابل تأمل همراه است. در این کتاب، اجازهای از شیخ احمد احسائی به محمدعلی القطری بحرانی درج شده که در آن از شیخ احمد با تعبیر «شیخ اجلّ اوحد» یاد شده است.
درج این اجازهنامه در یادنامه شخصیتی که بنا بر خاطرات نقلشده، نسبت به جریان شیخیه حساسیت ویژهای داشته، پرسشبرانگیز است. اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم جریان شیخیه از انتشار این سند استقبال کرده و با بازتاب آن در کانالهای خود، تلاش کرده است از این مطلب در جهت تقویت جایگاه شیخ احمد احسائی بهرهبرداری کند.
البته باید توجه داشت که نقل یک سند تاریخی، لزوماً به معنای تأیید تمام مبانی اعتقادی و فکری صاحب آن نیست؛ اما انتشار چنین متنی در یادنامه یک فقیه برجسته با تعبیر “شیخ الاجل الاوحد”، بدون ارائه توضیح درباره زمینه تاریخی سند و دیدگاه صاحب یادنامه نسبت به شخصیت مورد اشاره، میتواند زمینهساز برداشتهای نادرست و سوءاستفاده تبلیغاتی شود. انتظار میرود گردآورندگان آثار علمی و یادنامههای حوزوی، در انتخاب و انتشار اسناد، افزون بر رعایت امانت تاریخی، به پیامدهای احتمالی و بازتابهای اجتماعی آن نیز توجه داشته باشند.
برای درک حساسیت مرحوم آیتالله شبیری زنجانی نسبت به جریان شیخیه، کافی است به خاطرهای که آقای حسینی قمی از ایشان نقل کردهاند توجه کنیم:
«از ویژگیهای برجسته ایشان نقد مطالب سخنران بود، در عین احترام وافر با متانت تمام، اشکال یا اشکالات سخنران را بلافاصله بعد از منبر تذکر میدادند، سیرهای که در دیگر بزرگان کمتر شاهد بودم و ای کاش همه چنین میکردند. در این زمینه خاطرات فراوانی دارم اما به یک مورد اشاره میکنم.
در محضرشان این شعر زیبای نیّر تبریزی را خواندم:
(گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما
سرگیرد و برون رود از کربلای ما)
از نیر تبریزی، تعبیر به مرحوم کرده بودم،
بلافاصله بعد از منبر فرمودند: «شعر زیبائی بود، باز هم بخوانید ولی از کلمه “مرحوم” برای شاعر آن استفاده نکنید زیرا وی از شیخیه بود».
این خاطره بهخوبی نشان میدهد که حساسیت ایشان نسبت به وابستگی افراد به جریان شیخیه تا چه اندازه جدی بوده است؛ بهگونهای که حتی درباره بهکارگیری تعبیر «مرحوم» برای یک شاعر نیز تذکر میدادند.
با چنین پیشینهای، انتشار اجازهنامه شیخ احمد احسائی در یادنامه ایشان، بدون توضیح و تبیین لازم، دستکم نیازمند بازنگری و پاسخگویی است. نمیتوان از یک سو چنین خاطرات روشنی درباره مواضع ایشان در اختیار داشت و از سوی دیگر، با انتشار اسنادی که قابلیت بهرهبرداری تبلیغاتی دارند، زمینه سوءاستفاده جریانهای انحرافی را فراهم کرد.
باید مراقب بود که بیدقتی در انتشار آثار، ناخواسته به فرصتی برای جریانهایی تبدیل نشود که همواره در پی مصادره شخصیتهای برجسته حوزه و بهرهبرداری از نام و اعتبار آنان در راستای اهداف خود هستند.

