در هفتههای اخیر، گزارشهای تکاندهندهای از مراجع پرتعدادی از شهروندان منتشر شده است که قربانی جریانات شیاد و مدعیان دروغین شدهاند. افرادی که تحت عناوین فریبندهای چون «دفع چشمزخم»، «رفع سنگینی منزل»، «پاکسازی انرژی منفی» و «شفای معنوی» سفره مکر و فریب پهن کرده و سرمایه و آرامش خانوادهها را به یغما میبرند. اما راز موفقیت این شیادان در چیست؟ آنها بر روی نقطهضعف روانی انسانها انگشت گذاشتهاند: ترس و اضطراب.
وقتی فردی در زندگی با مشکل مالی، بیماری، اختلاف خانوادگی یا ناکامی عاطفی روبهرو میشود و از راههای عادی نتیجه نمیگیرد، دچار نوعی سرگردانی میشود. در همین لحظه حساس است که وعدههای جادویی این افراد از راه میرسد. آنها مدعی میشوند ریشه همه مشکلات، یک «انرژی منفی»، «طلسم» یا «چشمزخم» است که تنها با پرداخت مبالغی کلان و انجام آیینهای خاص برطرف میشود. این جریانات با ایجاد ترس از یک دشمن نامرئی، فرد را به دام انداخته و به جای ارائه راهکارهای عقلانی و توکل واقعی بر خداوند، او را به مشتری وفادار خود تبدیل میکنند. نکته تأسفبار آنکه این چرخه اغلب پایان ندارد؛ فرد پس از پرداخت پول، موقتاً احساس آرامش میکند، اما به زودی با مشکل جدیدی روبهرو شده و دوباره به همان شیاد مراجعه میکند. این وابستگی روانی، دقیقاً همان چیزی است که جریانهای فرقهای برای بقای خود به آن نیاز دارند.
اما خطر بزرگتر زمانی آغاز میشود که این مدعیان، پای خود را فراتر از خرافات گذاشته و به حوزههای درمانی و پزشکی وارد میشوند. این افراد تحت عناوینی چون «درمانهای انرژی»، «طب مکمل» یا «درمان با فرکانس»، بدون هیچگونه صلاحیت یا مجوز رسمی، در امور تخصصی مداخله میکنند. آنها با ادعای درمان بیماریهای صعبالعلاجی چون سرطان، دیابت، افسردگی و ناباروری، بیماران را از مراجعه به پزشک متخصص بازمیدارند و با استفاده از دستگاههای فاقد اعتبار یا روشهای کاملاً ساختگی، آنها را از درمان واقعی محروم میسازند. این در حالی است که طبق قوانین جاری کشور و مصوبات وزارت بهداشت، دخالت در امر درمان بدون مجوزهای لازم، جرم محسوب شده و مستوجب تعقیب کیفری است. وقتی فردی به جای مصرف داروی تجویز شده، به یک «انرژیدرمانگر» اعتماد میکند، ممکن است زمان طلایی درمان خود را از دست بدهد و دچار عوارض جبرانناپذیری شود. این یک بازی خطرناک با جان انسانهاست که هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد.
عدالت منتظر بهانهتراشی شیادان نمیماند. مبارزه با این پدیده، پیش از هر چیز نیازمند ارتقای سواد رسانهای، علمی و دینی جامعه است تا مردم بیاموزند آرامش واقعی، نه در پرداخت پول به شیادان، بلکه در بازگشت به عقلانیت، توکل و اصلاح سبک زندگی به دست میآید. دستگاه قضایی و نهادهای نظارتی نیز باید با این متخلفان که سلامت عمومی را به خطر میاندازند، برخورد قاطع و قانونی داشته باشند تا جان و مال مردم از دست این سودجویان در امان بماند.

