نگاه محاسبهگر انسان به جهان که علم جدید را ممکن ساخته و قادر به پاسخ گفتن به پرسشهای بنیادینی از قبیل معنای زندگی و کمال زندگی انسانی نیست، احساس کمالجویی ذاتی انسان را به فراموشی سپرده و در سایه فراموش گشتن معنای کمال انسان، اخلاق نیز تعریفی حداقلی پیدا کرده است.
انسان مدرن، اخلاق را به معنای آسیب نرساندن به دیگران فهم میکند. ذیل این تعریف حداقلی از اخلاق، البته انسان مسئولیتی در قبال آسیب دیدن دیگران (چه انسانهای دیگر و چه طبیعت و جهان پیرامون) ندارد و فقط لازم است دقت داشته باشد که خودش آسیب جدی به کسی وارد نکند. اگر در این فهم حداقلی از اخلاق باریک شویم، خواهیم دید که همین تعریف هم بر نکاه محاسبهگرانه به جهان استوار شده و انسان محاسبهگر مدرن، از آن رو که نمیخواهد خود، آسیبی ببیند، میگوید نباید به دیگران آسیب برسانیم و این محدودیت را بر خود هموار میکند. یعنی آنچه ذهن او را به خود مشغول ساخته و برایش اولویت دارد، آسیب ندیدن خودش است نه دیگران و همین انسان، اگر زمانی در موقعیتی برتر قرار گرفت، چنانکه درصورت ظلم به دیگران، بیم مورد ظلم و آسیب قرار گرفتن از جانب آنان را نداشت، البته به راحتی مرتکب بدترین شرارتها هم خواهد شد.

