شیخ عبدالزهرا (بیات) احضار روح سردار رشید!

مدعیان معنویت

یکی از علل زوال و فروپاشی حکومت صفویه، نفوذ جریان‌های باطنی‌گرا و خرافی در ساختار فکری و سیاسی جامعه بود. این جریان‌ها به‌تدریج مردم و حتی نخبگان را از سه منبع اصیل شناخت و تصمیم‌گیریِ عقلانیِ دینی یعنی «قرآن، روایات معتبر و عقل سلیم» دور کردند. در چنین فضایی، معیارهای درست تشخیص حق از باطل جای خود را به اوهام، پیش‌گویی‌های نجومی و اعمال مرموز داد که نتیجتاً جامعه را در برابر بحران‌ها درمانده و منفعل ساخت.

 

نمونهٔ بارز این انحراف فکری، عملکرد افرادی مانند «شیخ عبدالزهرا» است. او پیش‌تر با ترویج نجوم و به‌کارگیری علوم غریبه (مانند جفر، رمل و طلسم‌ات) به عنوان مبنای تصمیم‌گیری‌های فردی و جمعی، خطایی اساسی مرتکب می‌شد. او با استناد به ادعای «غلبهٔ احکام نجومی» (نه قطعیت آن‌ها) رفتارهای نادرستی را در جامعه رواج داد و مردم را به جای تکیه بر عقل و نص، به دامان طالع‌بینی و محاسبات واهی کشاند. متأسفانه این بار، او -چه عمداً و چه ناخواسته- با مطرح کردن بحثی جدید و خطرناک‌تر به نام «احضار ارواح» و پیش‌گویی‌های مرتبط با آن، گام دیگری در تخریب فضای تعقلی و تفکر سالم جامعه برمی‌دارد.

واقعیت این است که احضار روح و پیش‌گویی از طریق آن، هیچ پشتوانهٔ علمی، عقلی یا دینی ندارد. این ادعاها نه تنها «واقع‌نمایی» نمی‌کنند، بلکه اغلب بر پایهٔ توهم، فریب یا القائات روانی شکل می‌گیرند. چنین مطالبی هرگز نمی‌توانند منشأ تصمیم‌گیری‌های درست، مبنای گفت‌وگوهای منطقی یا منبع امیدبخشی برای جامعه باشند. برعکس، آن‌ها افکار عمومی را دچار سردرگمی، ترس و خرافه‌پرستی می‌کنند و نیروی تعقل و ارادهٔ جمعی را فلج می‌سازند.

پیش از آنکه فساد این اندیشه‌ها در لایه‌های مختلف جامعه نفوذ کند و جبران‌ناپذیر شود، ضرورت تاریخی و فوری دارد که به «عقلانیت دینی» اصیل بازگردیم. عقلانیتی که در چهارچوب قرآن، سنت صحیح و خرد ناب، هم پاسخگوی نیازهای معنوی بشر است و هم او را به سمت تدبیر، علم‌آموزی و تصمیم‌گیری آگاهانه در امور فردی و اجتماعی سوق می‌دهد. تنها در این صورت است که جامعه از انفعال و خرافه نجات می‌یابد و می‌تواند آینده‌ای روشن بر پایهٔ حقیقت و منطق بسازد.

4 دیدگاه در “شیخ عبدالزهرا (بیات) احضار روح سردار رشید!

  1. سید علی میگوید:

    یعنی نویسنده این متن سکولار، بیش از آیات عظام وحید، بهاءالدینی، مرعشی، حسن‌زاده آملی، بهجت، صافی و… اسلام را می‌فهمد؟
    کلام و کتب و بیانات این فقهای بزرگ، آکنده از رؤیاهای صادقه، احضار ارواح، علوم غریبه و استفاده از دانش‌هایی مانند جفر و رمل و امثالهم است.
    عصر این مزخرفات گذشته و ان‌شاءالله در دوره متصل به ظهور امام زمان، علومی که شما سکولارها نمی‌پسندید اوج خواهد گرفت و مردم به جای توسل به ابزارهای تکنولوژیک، با تحلیل اسامی و کلمات، استفاده از آیات قرآن و اذکار و ارتباط‌گیری با ارواح و استخدام اجنه مؤمنه، کارها را پیش خواهند برد.
    دوره شما تموم شده مربی!

  2. ایمان میگوید:

    دوست عزیز احضار روح رو علمای بزرگی مثل علامه حسن زاده هم فرموده بودن، فیلمش هم موجوده

  3. ابوالفضل رضایی میگوید:

    علمای واقعی این شیوه را ندارند که از کشف سر و پیش گویی استفاده کنند چندین ادعا های را مطرح نمی کنند،علت این است برخی سالکان به محض رسیدن به عالم غیب وبه عبارت دیگر خروج از عالم ماده ،اسرار را حفظ نکرده و با دخالت شیطان به ارشاد مردم می پردازند در حالی که هنوز به درجه استادی و پختگی زیر نظر استاد مطمئن نرسیده آند که زمینه انحراف پیش می آید از خصوصیات بارز مریدان شیخ واصل نشده تعصب شدید شاگردان نسب به استاد خود است که دیگر هیچ استادی را قبول ندارند و از خصوصیات بارز چنین استادی افشای اسرار است

  4. ابوالفضل رضایی میگوید:

    بسم‌الله الرحمن الرحیم سلام علیکم در شیوه علمای اخلاق واساتید سلوک بیان اسرار آنهم به طور عمومی اصلا رایج نیست،برخی سالکان به محض عبور از عالم ماده و دریافت اخبارواشراف جزی بر عالم غیب با دخالت شیاطین شروع به ارشاد مردم و برگزاری کلاس اخلاق می کنند از خصوصیات این دسته مدعیان بیان اسرار و به این طریق جذب مریدان و شوخی با شاگردان در جلسه و مرید بازی و از خصوصیات بارز شاگردانش تعصب شدید به استاد بطوری که استاد خود را منحصر به فرد و فقط او را قبول
    دارند،این اشخاص شیخ واصل ناشده و نا پخته هستند و عاقبت خود و مریدان سیاه است علمای اخلاق واقعی بعضا حتی با شاگردان به سردی برخورد کرده تا شاگرد مغرور نگردد وبه خشوع برسد وبحای دعوت به خود و کشف اسرار شاگردان را به بزرگان دیگر یا توصل به معصومین علیهم‌السلام ارجاع میدهندبیان اسرار و اخبار غیبی حتی در صورت صحت دال بر حق بودن استاد نیست،و اصولا ا شیخ واقعی بعد از طی منزل کافی و سلامت نفس با اجازه استادش شاگرد پروری می نماید وصرف حضور چند جلسه در کلاس بزرگان دال بر انتساب آن شخص به استاد واقعی و پرورش یافته در آن مکتب نیست،هزار نکته باریک تر از مو اینجاست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *