آقای حلبی از آن تحقیق دریافت بقا و دوام هر کاری دو شرط دارد: یکی جلب حمایت حکومت و دیگری دریافت تایید روحانیت.
جالب توجه اینکه شیخ حلبی به شاگردانش گفته که [حدود سال ۱۳۲۰] قصد راه اندازی بساط قطبیت داشته است. ( نشریه یاد استاد)
معنای این سخن این است که آهنگ تاسیس یک مسلک صوفی داشت. لذا به تهران می رود و به ملاقات سید نصراله بیدآبادی کاشانی می رود و او با یک نگاه استعداد و اهلیت آقای حلبی را در می یابد و لذا ذکر “ناد علی کبیر” را به حلبی می دهد. شیخ می گوید از راه اندازی آن بساط منصرف می شود، می گوید علتش بیماری شدید در سفر کربلا بوده و می افزاید لطف امام حسین ع بوده است. شیخ از عنایت امام ع طوری گفته که معنایش نجات او از یک انحراف آشکار بوده است.
البته گویا پس از این بیماری با شیخ حسنعلی نخودکی آشنا می شود و این آشنایی هم در نجات آقای حلبی از کجراهه ی صوفیانه و و انهادن آن اعوجاج موثر می افتد. از منظر عینی و واقعنگرانه می توان چنین تعلیل نمود که شیخ حلبی در آن سال ها نه از حمایت حکومت برخودار بود و نه موفق به کسب تایید و حمایت روحانیت شده بود بنابراین طبیعی بود که بساط قطبیتی که می خواست راه اندازد، یخش نمی گرفت یعنی نه می توانست شکل گیرد و نه دوام یابد.
رضایی
تیر ۱۴۰۵

