طی دو هفته گذشته، فضای مجازی شاهد انتشار گسترده اخبار و حواشی پیرامون سهیل سنگرزاده، اینفلوئنسر معروف به «جون دل»، بود. ادعای پیامبری، تشکیل «قبیلهای الهی» و دریافت حق عضویت برای ورود به آن، واکنشهای زیادی را برانگیخت. این ماجرا در نهایت با برگزاری یک لایو اینستاگرامی از سوی سنگرزاده و تکذیب ادعای پیامبری، اما تأیید دریافت هزینه و «سبک زندگی» خاص، وارد فاز جدیدی شد.
از ادعای پیامبری تا تأسیس «قبیله الهی»:
ماجرا از چند هفته پیش و با انتشار تصاویری از استوریهای سهیل سنگرزاده در فضای مجازی آغاز شد. بر اساس این تصاویر، او اقدام به تشکیل گروهی مجازی با نام «SBF» کرده بود که آن را «قبیله الهی» میخواند. در این گروه، سنگرزاده به آموزش «سبک زندگی» خاصی میپرداخت و برای عضویت در آن، از افراد یا خانوادههایشان حق عضویت دریافت میکرد. این اقدامات به سرعت با واکنش کاربران و منتقدان مواجه شد و مطالبی درباره ادعای پیامبری او شکل گرفت.
روایت سنگرزاده در لایو اینستاگرامی:
در لایو اینستاگرامی، سهیل سنگرزاده با تکذیب ادعای پیامبری، توضیح داد که «SBF» مخفف «خانواده بزرگ سنگرزاده» است؛ قبیلهای که از سال ۱۴۰۲ تشکیل شده و هدف آن ارائه یک «سبک زندگی» (شامل ایمان، توکل، ورزش و…) است، نه پیامبری. او دریافت حق عضویت را تأیید کرد و با رد شایعات مطرحشده، به وجود ویدئوها و مطالب رایگان در سایت خود اشاره کرد که به گفته او، تجربیات عملی افراد را در اختیار مخاطبان قرار میدهد.
از معنویتهای نوظهور تا فروش «سبک زندگی»:
ماجرای سهیل سنگرزاده، فارغ از صحت یا سقم ادعاهای مطرحشده، آینهای است که بخشی از تحولات در فضای فرهنگی و معنوی جامعه امروز ایران را بازنمایی میکند. در سالهای اخیر، شاهد ظهور جریانهای فکری و معنوی متعددی در بطن جامعه هستیم که تأثیرات عمیقی بر زندگی و اخبار اجتماعی میگذارند.
نکته حائز اهمیت آن است که این جریانها، برخلاف آنچه در فضای مجازی به عنوان «دین جدید» یا «مذهب دیگر» از آنها یاد میشود، در واقع مصادیقی از «معنویتهای نوظهور» هستند. جریاناتی مانند عرفان حلقه، یوگا، انرژیدرمانی و تفکر نوین، که سهیل سنگرزاده نیز با محوریت «سبک زندگی» جزوی از جریان تفکر نوین محسوب میشود، نوعی از معنویت را ارائه میدهند که با معنویت ناب ادیان الهی تفاوتهای اساسی دارد.
این جریانها به جای تأکید بر مناسک دینی و ارتباط با خداوند، بر «خودسازی»، «تغییر سبک زندگی»، «انرژیهای درونی» و «موفقیت فردی» تمرکز میکنند. در چنین بستری، مفاهیمی چون «قبیله»، «خانواده بزرگ» و «حق عضویت» جایگزین مفاهیم دینی مانند «امت»، «برادری دینی» و «خمس و زکات» میشوند. این رویکرد، معنویت را به یک «محصول» و «خدمت» قابل خرید و فروش تبدیل میکند و کاربران را در قامت «مشتری» میبیند، نه پیروانی که به دنبال حقیقت هستند.
ادعای پیامبری، چه به صورت جدی مطرح شود و چه تکذیب گردد، در این چارچوب، ابزاری برای جلب توجه و ایجاد مرجعیت است. وقتی فردی توانایی جذب مخاطب از طریق ارائه «سبک زندگی» را پیدا میکند، به تدریج مرزهای میان «مربی» و «پیامبر» در ذهن مخاطبان کمرنگ میشود. ضروری است نهادهای فرهنگی و اجتماعی، ضمن رصد این جریانها، با آگاهیبخشی به جامعه، به ویژه جوانان، ماهیت اینگونه «معنویتهای بازاری» را تبیین کنند تا افراد در دام جریانهایی که با پوشش «سبک زندگی» و «توسعه فردی»، در صدد کسب درآمد و نفوذ فکری هستند، گرفتار نشوند.

