تمرکز تشکیلات بهائیت بر مهاجران افغانستانی در ایران

بهائیت

بررسی روایت‌های منتشرشده از سوی منابع بهایی و گزارش‌های انتقادی درباره فعالیت این فرقه نشان می‌دهد که مهاجران افغانستانی در ایران، به‌ویژه زنان و کودکان، در سال‌های اخیر به یکی از محورهای مورد توجه تشکیلات بهائیت تبدیل شده‌اند؛ موضوعی که منتقدان آن را تلاشی برای نفوذ اجتماعی و جذب تشکیلاتی در پوشش فعالیت‌های آموزشی و بشردوستانه می‌دانند.

 

موضوع توجه تشکیلات بهائیت به مهاجران افغانستانی در ایران، در سال‌های اخیر به یکی از محورهای مورد بحث منتقدان این فرقه تبدیل شده است. بر اساس این نگاه، بهائیت پس از ناکامی نسبی در گسترش پایگاه اجتماعی خود در داخل افغانستان، بخشی از تمرکز خود را متوجه جامعه مهاجران افغانستانی در ایران کرده است؛ جامعه‌ای که به دلیل شرایط اقتصادی، آموزشی، معیشتی و آسیب‌پذیری بخشی از زنان و کودکان، ظرفیت مناسبی برای فعالیت‌های تبلیغی و شبکه‌سازی اجتماعی تلقی می‌شود.

بر پایه آنچه منابع بهایی درباره تاریخچه حضور این فرقه در افغانستان منتشر کرده‌اند، نخستین تشکل بهایی در این کشور در سال ۱۳۴۶ شکل گرفت و نخستین محفل محلی بهائیان در کابل، پایتخت افغانستان، در سال ۱۳۴۸ تأسیس شد. به ادعای همین منابع، تعداد این مراکز تا سال ۱۳۵۰ به بیش از سه محفل افزایش یافت.

منابع بهایی همچنین مدعی‌اند که محفل ملی بهائیان افغانستان در سال ۱۳۵۱ تأسیس شد و تا سال ۱۳۵۷ مراکز تشکیلاتی این فرقه در ولایت‌هایی از جمله پروان، بغلان، جوزجان، کندز، سمنگان، بلخ، هرات، هلمند، قندهار، غزنی، پکتیا و ننگرهار گسترش پیدا کرد. با این حال، سال ۱۳۵۷ در روایت بهاییان، سالی همراه با تحولات مهم سیاسی و فشار بر جامعه بهایی افغانستان معرفی شده است؛ دوره‌ای که بنا بر ادعای آنان، با دستگیری گسترده پیروان این فرقه همراه بود و پس از حدود چهارده ماه، با روی کار آمدن دولت جدید و اعلام عفو عمومی پایان یافت.

بر اساس همین روایت، بیت‌العدل در سال ۱۳۶۵ هیئتی پنج نفره از بهائیان افغانستان را با عنوان «انجمن اداری بهائیان افغانستان» برای اداره امور پیروان خود در این کشور انتخاب کرد. گفته می‌شود با مدیریت این هیئت، برخی محافل تعطیل‌شده، به‌ویژه در حومه کابل و مزار شریف، بار دیگر فعال شدند. منابع بهایی سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۱ را نیز دوره ممنوعیت فعالیت این فرقه در افغانستان دانسته‌اند؛ دوره‌ای که پس از آن، بهائیت وارد مرحله‌ای تازه از بازسازی تشکیلاتی، فعالیت‌های آموزشی، کادرسازی، گسترش جغرافیایی و تلاش برای نفوذ اجتماعی شد.

با وجود این ادعاها، منتقدان بهائیت معتقدند حتی بر اساس گزارش‌های منتشرشده از سوی منابع بهایی نیز این فرقه در جامعه داخلی افغانستان موفقیت گسترده‌ای به دست نیاورده است. آنان علت این مسئله را در پیوندهای عمیق دینی، سنتی، اعتقادی و اجتماعی مردم افغانستان و حساسیت‌های مذهبی موجود در این کشور می‌دانند.

از نگاه این منتقدان، تشکیلات بهایی همواره در پی ایجاد شبکه‌های نفوذ در کشورهای مختلف بوده و در مورد افغانستان، به دلیل محدودیت‌های اجتماعی و مذهبی داخل این کشور، به ظرفیت مهاجران افغانستانی در خارج از افغانستان توجه بیشتری نشان داده است. در این میان، ایران به دلیل میزبانی از جمعیت قابل توجهی از مهاجران افغانستانی، یکی از بسترهای مهم مورد توجه این فرقه ارزیابی می‌شود.

در سال‌های اخیر، اخباری درباره دستگیری برخی بهائیان به اتهام ارتباط‌گیری با مهاجران افغانستانی، به‌ویژه کودکان آنان، در پوشش فعالیت‌های بشردوستانه و سوادآموزی منتشر شده است. منتقدان بهائیت این موارد را نشانه‌ای از تمرکز هدفمند این فرقه بر جامعه مهاجران افغانستانی، به‌خصوص زنان و کودکان، ارزیابی می‌کنند.

به باور این جریان انتقادی، زمینه‌سازی تبلیغی برای نفوذ در جامعه مهاجران افغانستانی از چند مسیر دنبال شده است. از جمله این موارد، برجسته‌سازی وضعیت دشوار زندگی در افغانستان، تأکید بر محدودیت‌های اجتماعی زنان، طرح گسترده موضوع محرومیت آموزشی دختران و تصویرسازی منفی از حاکمیت دینی افغانستان در حوزه زنان و آموزش عنوان می‌شود. بر اساس این تحلیل، هدف از انتشار چنین روایت‌هایی، ناامید کردن مهاجران از بازگشت به کشورشان و تقویت نگاه منفی نسبت به ساختار اجتماعی و دینی افغانستان است.

در کنار این موارد، برخی رسانه‌ها و فعالان نزدیک به بهائیت، وضعیت مهاجران افغانستانی در ایران را نیز با محورهایی مانند کم‌توجهی حاکمیت ایران به مهاجران، مشکلات آموزشی کودکان مهاجر، محرومیت‌های اجتماعی و نیاز آنان به حمایت‌های خیریه و آموزشی برجسته می‌کنند. منتقدان می‌گویند طرح این موضوعات در کنار ادعای خیرخواهی بهائیان برای کودکان افغانستانی، می‌تواند زمینه‌ای برای مشروع‌سازی فعالیت‌های تبلیغی و تشکیلاتی در پوشش اقدامات بشردوستانه باشد.

بر اساس این تحلیل، مشکلات روحی، معیشتی، شغلی، آموزشی و بهداشتی بخشی از مهاجران افغانستانی در ایران، به‌ویژه وضعیت کودکان بازمانده از تحصیل یا رهاشده، زمینه‌ای فراهم کرده است که مبلغان بهایی بتوانند با عنوان حمایت، آموزش و کمک‌رسانی، ارتباطات اجتماعی خود را در میان این گروه‌ها گسترش دهند.

منتقدان بهائیت هشدار می‌دهند که فعالیت تبلیغی و سازمان‌یافته در میان مهاجران افغانستانی می‌تواند پیامدهای اجتماعی و امنیتی برای کشور داشته باشد. به باور آنان، در صورتی که این فعالیت‌ها صرفاً در قالب کمک‌های آموزشی و بشردوستانه باقی نماند و به جذب تشکیلاتی منجر شود، ممکن است بخشی از مهاجران آسیب‌پذیر به نیروهایی وابسته و مطیع در شبکه‌های فرقه‌ای تبدیل شوند؛ مسئله‌ای که از نگاه این منتقدان، نیازمند توجه جدی نهادهای اجتماعی، فرهنگی و امنیتی است.

در همین چارچوب، کارشناسان منتقد بر ضرورت تفکیک میان حمایت واقعی از مهاجران و سوءاستفاده تبلیغی از مشکلات آنان تأکید دارند. آنان معتقدند رسیدگی منظم‌تر به وضعیت آموزشی، معیشتی و اجتماعی مهاجران افغانستانی، به‌ویژه کودکان و زنان، می‌تواند از تبدیل آسیب‌های اجتماعی به بستر نفوذ فرقه‌ای جلوگیری کند و امکان سوءاستفاده گروه‌های سازمان‌یافته از خلأهای حمایتی را کاهش دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *