انکار تاریخ در خدمت ایدئولوژی؛ تحلیل مردخای کیدار از اسلام و یهودیت

یهودیت، صهیونیسم

دکتر مردخای کیدار، به عنوان محقق در امور جهان عرب و دین اسلام و تحلیلگر صهیونیست، در مصاحبه‌ای با دانیل دوشی، با طرح ادعاهای بی‌اساس درباره شخصیت‌های تاریخی اسلام و یهودیت، نشان داد که چگونه مبانی دینی و تاریخی در خدمت اهداف سیاسی و سلطه‌طلبانه تحریف می‌شوند. او در این گفت‌وگو، با تشکیک در وجود تاریخی حضرت محمد(ص) و حتی حضرت موسی(ع)، روایتی از اسلام را ترسیم کرد که آن را در قامت یک نیروی جهان‌خوار نمایش می‌دهد. در عین حال، او در ادامه جلسه، از فراموش شدن «ارزش‌های یهودی» در جامعه اسرائیل ابراز نارضایتی کرد.

 

دکتر مردخای کیدار (Mordechai Kedar)، شرق‌شناس صهیونیست، در مصاحبه‌ای با «دانیل دوشی» (Daniel Dushy) در تاریخ ۱۵ اوت ۲۰۲۳ (۲۴ مرداد ۱۴۰۲)، با طرح ادعاهای شگفت‌آوری، وجود تاریخی حضرت محمد(ص) را زیر سؤال برد و گفت که شاید او شخصیتی «اسطوره‌ای» بوده و وجود خارجی نداشته است. او حتی در پاسخ به سؤال مجری درباره وجود حضرت موسی(ع)، پاسخ روشنی نداد و گفت که «ممکن است او نیز وجود خارجی نداشته باشد.» کیدار سپس مدعی شد که حتی اگر پیامبر اسلام(ص) وجود داشته باشد، محتوای دعوت خود را از فردی یهودی به نام «کعب» (که احتمالاً منظور او «کعب الاحبار» یا «کعب بن اشرف» است) آموخته است. این سخنان در حالی مطرح شد که کعب الاحبار، پیامبر را درک نکرده و کعب اشرف نیز از دشمنان پیامبر بود که برای درگیری‌اش با مسلمانان کشته شد، و دعوت پیامبر پیش از مواجهه با او اعلام شده بود.
کیدار در ادامه این مصاحبه، با اشاره به «فراموش شدن ارزش‌های یهودی» در جامعه اسرائیل، از این وضعیت ابراز نارضایتی کرد و در عین حال، اسلام را به عنوان دینی معرفی کرد که خود را برای همه زمان‌ها و مکان‌ها دارای صلاحیت می‌داند و «می‌خواهد کل جهان را بگیرد» پس صلح با اسلام وقتی است که همه جهان مسلمان شوند.

تحلیل و جمع‌بندی
انکار بدیهیات تاریخی (مانند وجود رسول الله(ص)) که در منابع غیراسلامی معاصر پیامبر اکرم مانند نوشته‌های «تاریخ سبئوس» و «تعالیم یعقوب» امده و حجم بالایی از آن از سوی محققانی چون رابرت هویلند نیز گردآوری شده است، نشان می‌دهد که کیدار و جریان‌های مشابه، به جای روش علمی، به دنبال پیش‌برد اهدافی ایدئولوژیک هستند. تشکیک در وجود حضرت موسی(ع) از سوی فردی که ظاهراً از یهودیت دفاع می‌کند و در عین حال از فراموش شدن ارزش‌های یهودی در جامعه گله دارد، تناقضی آشکار است و نشان می‌دهد که نگاه او به یهودیت، نه یک دینِ دارای شریعت و پیامبر، بلکه یک «فرهنگ» و «میراث» قابل بهره‌برداری برای سلطه‌طلبی است. این رویکرد بیانگر این واقعیت است که دین و تاریخ در این گفتمان، تنها ابزاری برای توجیه اهداف سیاسی و مشروعیت‌بخشی به توسعه‌طلبی صهیونیستی هستند. این رویکرد، که با روش‌های علمی و منصفانه در تاریخ‌پژوهی و دین‌شناسی فاصله دارد، در عمل به ترویج روایتی تحریف‌شده از اسلام و یهودیت می‌انجامد که در خدمت اهداف سیاسی و نظامی صهیونیسم قرار می‌گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *