«عذر عندالله»؛ خط بطلان سیره علوی بر عافیت‌طلبیِ انجمن حجتیه

انجمن حجتیه

در میانه کارزار صفین، امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) جمله‌ای فرمودند که در نگاه اول برای برخی یارانشان عجیب به نظر می‌رسید: «به خدا سوگند، معاویه هلاک نمی‌شود تا زمانی که امت بر او اجتماع کنند (با او بیعت کنند).» راوی که از این پیش‌گویی و آگاهی امام نسبت به بقای موقت باطل شگفت‌زده شده بود، پرسید: «ای امیرمؤمنان! اگر می‌دانی که او فعلاً از میان نمی‌رود، پس چرا با او می‌جنگی؟» امام (ع) در پاسخی که تا ابد مرز میان حق و باطل و تکلیف و عافیت را مشخص می‌کند، فرمودند: «لِیَکُونَ لِی عُذْرٌ عِنْدَ اللَّهِ؛ برای اینکه در پیشگاه خداوند عذری داشته باشم.» (منبع: مناقب ابن‌شهر آشوب، ج ۲، ص ۲۵۹).

این روایت دقیقاً همان نقطه‌ای است که منطق «اسلام ناب» را از تفکر انحرافی و ایستای «انجمن حجتیه» و جریانات همسو با آن جدا می‌کند. تفکر حجتیه‌ای که با قرائتی وارونه از مفاهیمی چون انتظار و تقدیر، نسخه‌ی سکوت، خانه‌نشینی و کناره‌گیری از مبارزه با ستمگر را می‌پیچد و مدعی است که در عصر غیبت، هرگونه قیام، تشکیل حکومت یا مبارزه سیاسی پیش از ظهور، تلاشی بی‌فایده و یا حتی غیرشرعی است. آن‌ها با تفکر«سپردن کار به صاحب اصلی‌اش»، مؤمنان را به انزوا، اکتفا به دعا و استغاثه، و دوری از میدان نبرد با مستکبران دعوت می‌کنند، اما سیره علوی در صفین، بطلان این منطق را فریاد می‌زند؛ چرا که اگر قرار بود معیارِ عمل تنها «اطمینان از پیروزی فوری» باشد، امیرالمومنین (ع) نباید با معاویه می‌جنگید. تفکر انجمن حجتیه ، مبارزه را تنها زمانی جایز می‌داند که پیروزی نقد باشد، اما در مکتب امیرالمؤمنین (ع)، ایستادگی در برابر ظلم «موضوعیت» دارد و بخشی از هویت ایمان است تا در روز جزا، کسی نتواند شیعه را به سکوت و رضایت در برابر ستم متهم کند.

کسی که امروز در برابر جنایات رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی، به بهانه «عصر غیبت» یا «نداشتن تکلیف برای تشکیل حکومت»، کنج عزلت اختیار کرده و برای خود وظیفه‌ای به‌جز دعا قائل نیست، در واقع در حال تئوریزه کردن همان پرسشی است که از امام علی (ع) در صفین پرسیده شد. تحریف مفهوم انتظار توسط جریانات عافیت‌طلب، بزرگترین ضربه را به بدنه تفکر شیعی زده است؛ چرا که انتظار علوی به معنای تماشاگر بودن نیست، بلکه به معنای ایجاد حجت برای حقانیت مسیر و مبارزه فعال است. حقیقت آن است که این دست از قرائت‌های مذهبی که دین را به سجاده‌ها محدود کرده و قیام برای عدالت را نفی می‌کنند می تواند پوششی برای ترس و عافیت‌طلبی باشد. پیروِ حقیقی این مکتب کسی است که می‌داند بزرگترین شکست، نه جراحت در میدان، بلکه بی‌تفاوتی و نداشتنِ «عذری در پیشگاه پروردگار» در لحظه‌ی مواجهه با ستم است. تفاوت است میان کسی که تنها منتظر است تا در پیروزی نهایی سهیم شود، با کسی که امروز می‌جنگد تا حق پایمال نشود، حتی اگر تقدیر چنین باشد که پیروزی نهایی را آیندگان به چشم ببینند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *