بی‌دقتی‌های فاحش وریا امیری در بحث از مادی‌انگاری نفس انسان

آتئیست

وریا امیری، از مروجان آتئیسم در فضای فارسی‌زبان، در آخرین ویدیوی خود در شبکه اجتماعی یوتیوب، کلیپی از سخنان آقای دینانی، استاد فلسفه فارسی‌زبان، منتشر کرده است. آقای دینانی در این کلیپ توضیح می‌دهد که ادراک انسان به ظاهر امور محسوس محدود نیست و ما همواره در پسِ امور محسوس، معانی معقول و نامحسوس را نیز درک می‌کنیم. وریا امیری از این اظهارات چنین نتیجه گرفته است که سخنان آقای دینانی متضمن اثبات قلمرویی فراتر از طبیعت است که اموری چون خدا و روح به آن تعلق دارند.

 

 

امیری در این باره می‌گوید:

«ایشان می‌خواهد اثبات کند که چیزی ورای ماده هست… چرا خرافه‌ای را گسترش می‌دهید؟ آن هم خرافه‌ای که از دینی آمده مربوط به بیابانی‌های ۱۴۰۰ سال پیش. چه اصراری هست که نظام باطلی را که این‌همه رفتارهای غیراخلاقی در آن هست معتبر کنیم؟ ایشان می‌گوید چون فهم از شکل و رنگ فراتر است، پس روحِ غیرمادی هست؛ یعنی چون شما از این گل چیزی بیش از شکل و رنگش می‌فهمی، پس روح داری. این چه پرش بیهوده‌ای است؟ اینکه موسیقی‌دان، چیزی بیشتر از ما می‌شنود، حاصل آموزش و توانایی اوست، نه شاهدی بر یک تجربه مجرد غیرمادی… این حرف‌ها که پشت پرده حواس چیزی هست، به معنی گرفتاری و گیر و بدبختی و هپروت است و دوستان روی هپروت شعر سرودند و فلسفه ساختند…»

آقای امیری در این بحث چند مسئله را از یکدیگر تفکیک نمی‌کند.

نخست اینکه سخن گفتن از امر فراتر از طبیعت، گاه به این معناست که قلمرویی وجود دارد که موجودات و اموری از سنخ ماده در آن حضور ندارند و گاه به این معناست که انسان می‌تواند در پسِ امور محسوس، معانی معقول را دریابد. اساساً توانایی انسان برای آفرینش هنر و دستیابی به علم نیز از همین قابلیت ناشی می‌شود. امیری با خلط این دو مسئله، درحالی‌که با ژستی فیلسوفانه دیگران را به هپروتی بودن متهم می‌کند، خود از توانایی انجام چنین تمایزگذاری ساده‌ای ناتوان می‌ماند.

دومین نکته‌ای که امیری به آن توجه ندارد و در سخنانش نیز بارها موضعی متعارض در قبال آن اتخاذ کرده، این است که از یک سو می‌پذیرد انسان چیزی فراتر از ماده را درک می‌کند، اما بلافاصله این ادعا را با نسبت دادن این فهم خاص به فرگشت، آموزش و توانایی‌های ویژه مغز انسان زیر سؤال می‌برد. پرسش این است که چگونه می‌توان برای فهم معنا یا ادراک امر نامحسوس، منشأیی غیرمادی در نظر گرفت؟ به نظر می‌رسد امیری، با وجود تمام ادعاهایش درباره فهم فلسفه، اساساً موفق به درک تمایز میان محسوس و معقول نشده است. به همین دلیل، هم دو مسئله یادشده را با یکدیگر خلط می‌کند و هم نمی‌تواند دریابد که ادراک امر غیرمادی، از منظر استدلال مورد بحث، مستلزم اثبات غیرمادی بودن دستگاه آگاهی انسان است. او چنین استدلالی را پرشی ناموجه و ترویج خرافه و جهل می‌شمارد؛ درحالی‌که خود تصریح می‌کند انسان معنایی فراتر از ظاهر امور را درک می‌کند، اما به ملازمه این ادراک با فرامحسوس بودن انسان توجه ندارد و در مقابل، دیگران را اهل هپروت و توهم می‌خواند.

ایراد امیری و افرادی شبیه به او این است که چنان مغرضانه به دین و تمام امور مرتبط با آن، از جمله میراث ادبی و فلسفی سازگار با ادیان، می‌نگرند و چنان در دوگانه‌ای ساخته‌وپرداخته تخیل خود گرفتار شده‌اند که در یک سوی آن دین و خرافه و در سوی دیگر علم و حقیقت قرار دارد، که حتی با وجود پذیرش ادعایی روشن همچون این گزاره که «انسان چیزی بیش از محسوس می‌فهمد»، نمی‌توانند به لوازم آن تن دهند. دلیل این امر آن است که پذیرش آن لازمه، یعنی اینکه انسان موجودی فراتر از طبیعت است، از دسترس تبیین علمی و قلمرو حقیقت موهوم آنان خارج است.

آنان با فهمی عوامانه و کودکانه، به‌سرعت از این نتیجه می‌گیرند که خداباوران معتقدند چیزی وجود دارد که ما نمی‌بینیم. سپس این ادعا را چنان تمسخرآمیز و با ظاهری نامعقول عرضه می‌کنند که گویی از قصه جن و پریان سخن می‌گویند. این در حالی است که با وجود ادعای بی‌طرفی و حقیقت‌جویی، سوگیرانه‌ترین و مغرضانه‌ترین مدعیات را درباره دین و هر آنچه می‌تواند با نگاه ادیان به جهان سازگار باشد، از هنر و آثار ادبی گرفته تا میراث فکری و مکاتب فلسفی جهان، به نام نقد و برملا کردن حقیقت به مخاطبان ارائه می‌کنند و در نهایت، مخالفان خود را به بی‌صداقتی متهم می‌سازند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *