دنیل روزن، رئیس کنگره یهودیان آمریکا، اخیرا در یادداشتی استدلال میکند که اگر عربستان، پاکستان و ترکیه میخواهند بازدارندگی جدی در برابر ایران ایجاد کنند، اسرائیل باید بخشی از این معماری امنیتی باشد. او با اشاره به توان اطلاعاتی، نظامی و فناوری رژیم صهیونسیتی، خواستار اتصال این توافق به معماری امنیتی گستردهتر به رهبری آمریکا شده است. این یادداشت در راستای تثبیت قدرت رژیم صهیونیستی و تضعیف هرچه بیشتر دولتهای منطقه نگاشته شده است.
اسرائیل باید در اتاق مدیریت باشد!
دنیل روزن چندی پیش در واکنش به پیمان مکه، در یادداشتی با عنوان «شریک گمشده پیمان مکه: اسرائیل» استدلال میکند که عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در برههای که ایران و شبکههای مسلح آن همچنان منطقه را تهدید میکنند، یک آرایش دفاعی جدید ایجاد کردهاند. با این حال، به باور او، پرسش بنیادین این است: اگر هدف، بازدارندگی ایران است، چرا توانمندترین شریک منطقه علیه ایران باید بیرون از اتاق بماند؟ روزن تأکید میکند که این یک بحث ایدئولوژیک نیست، بلکه یک بحث عملی است:
اسرائیل دههها صرف مطالعه برنامه هستهای، قابلیتهای موشکی، سپاه پاسداران و شبکههای نیابتی ایران کرده است. نفوذ اطلاعاتی آن در ایران، خارق العاده عمیق است. ارتش آن توانایی حمله مستقیم به قابلیتهای ایران را نشان داده است. دفاع موشکی، سایبری و اطلاعاتی آن با ایالات متحده ادغام شده است.
او در ادامه مینویسد: «اگر هدف از معماری جدید امنیت منطقهای، بازدارندگی باشد، اسرائیل در حال حاضر برخی از سختترین کارها را انجام میدهد.»
نمایش صهیونیستی از واقعیتها و اختلافات سیاسی
روزن اذعان میکند که عربستان با اسرائیل روابط دیپلماتیک ندارد، پاکستان اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد، و ترکیه و اسرائیل اختلافات سیاسی جدی دارند. اما بلافاصله میافزاید: «این حقایق واقعی هستند. اما ایران هم همینطور!» او استدلال میکند که کشورهای جدی باید بتوانند اختلافات سیاسی را از منافع امنیتی مشترک جدا کنند.
پیشنهاد عملی: اتصال، نه عضویت رسمی
روزن تصریح میکند که پیشنهاد نمیکند اسرائیل فردا رسماً به توافق مکه بپیوندد. بلکه میگوید هر آنچه از این توافق حاصل شود، باید با معماری امنیتی گستردهتر به رهبری ایالات متحده که از قبل اسرائیل را شامل میشود، مرتبط باشد:
پدافند هوایی و موشکی باید با یکدیگر در ارتباط باشند. سیستمهای اطلاعاتی باید هشدارهای مربوطه را به اشتراک بگذارند. امنیت دریایی در دریای سرخ و خلیج فارس باید کشورهای با تهدیدات یکسان را به هم متصل کند. فناوری ضد پهپاد، دفاع سایبری و سیستمهای هشدار اولیه باید با یکدیگر سازگار شوند.
فرصت آمریکایی
روزن مینویسد که رئیسجمهور ترامپ پیوسته از متحدان آمریکا خواسته است که برای دفاع از خود تلاش بیشتری کنند و در عین حال از عادیسازی گستردهتر روابط بین اسرائیل و جهان عرب و مسلمان حمایت کرده است. به گفته او، این اهداف یکدیگر را تقویت میکنند و آمریکا نباید تمام بار امنیت منطقهای را به تنهایی به دوش بکشد.
روزن در پایان نتیجه میگیرد: «آیا یک معماری منطقهای جدی که برای بازدارندگی ایران طراحی شده است، میتواند اسرائیل را از دایره نفوذ خود خارج کند؟ من باور ندارم که چنین چیزی ممکن باشد.» به گفته او، اسرائیل بخشی از راهحل است، نه مشکلی که باید از آن عبور کرد.
سیاست صهیونسیتی: استفاده از قدرت «دیگری» برای پیشبرد اهداف خود
با توجه به پایین آمدن سطح قدرت جهانی آمریکا و بالا رفتن هزینه حضور آمریکا در منطقه (در سالیان اخیر) یک طرح این است آمریکا نوع حضور خود را تغییر دهد و رژیم صهیونسیتی را به عنوان دست برتر منطقهای برجای بگذارد. میدانیم که در تصریحات مراکز و رسانههای صهیونیستی بارها از خطر کشورهای منطقه مانند ترکیه و مصر و عربستان و… سخن گفته شده و اینکه چگونه باید تضعیف شوند. و اصولاً ماهیت توسعهطلبی صهیونیستی هیچ دولت یا هویت تمدنی مستحکمی را در کنار خود تحمل نمیکند. این نکته خاص در ایران نیست.
دوم، این یک رویه ثابت در سیاست صهیونیستی است که با توجه به جمعیت و مساحت محدود اسرائیل، و مشکلات داخلیاش، همواره میکوشد که برای حذف دشمنش بر دوش دیگران سوار شود و خود را دژ و قلعه بازدارنده معرفی کند.
برای اینکه حمایت غرب را در برابر مسلمین داشته باشد، چنین میگوید: «من قلعه و پایگاه شما در جهان هستم که مانع قوت و پیشروی مسلمانان میشوم.»
برای استخدام سایر دول منطقه هم میگوید: «من مانع ایران و جریان مقاومت هستم؛ مرا در برابر آنان تقویت کنید، که اگر پیش بیایند، شما را خواهند بلعید.»

