آیا امام حسین(ع) با علم به شهادت، هدفی جز کشته‌شدن داشت؟!

جریان های انحرافی

سید صادق شیرازی فرد نام آشنایی است که با مخالفت با جمهوری اسلامی شناخته می شود و در مواضع مختلفی رفتارهایی بر علیه امنیت اجتماعی شیعیان از خود بروز داده است. تفکرات وی در بسیاری از موارد با جریان انحرافی #انجمن_حجتیه هماهنگ است.

 

همان طور که #انجمن_حجتیه قیام سید الشهدا رو طوری تفسیر می کند که قابلیت الگو گیری نداشته باشد یکی از شبهاتی که سید صادق شیرازی در این روزها (۱۴ خرداد ۱۴۰۵ و ایام تشییع رهبر شهید انقلاب) درباره نهضت عاشورا مطرح می‌کند این است که چون امام حسین(ع) از سرنوشت خود آگاه بود و می‌دانست در این راه شهید می‌شود، پس هدفش تشکیل حکومت نبوده، بلکه صرفاً رفتن به میدان برای تحقق خواست الهی در کشته‌شدن بوده است و طبیعتا تکلیفی شخصی است و قابلیت الگو گیری ندارد. این نگاه، نه با متن تاریخ همخوانی دارد و نه با منطق سیره انبیا.

اولاً: خود امام(ع) در خطبه‌ای که در مسیر کربلا و در جمع لشکریان حرّ خواند، هدف اصلی خود را چنین بیان می‌کند:

«اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنْ مَا کَانَ مِنَّا تَنَافُساً فِی سُلْطَانٍ، وَ لَا الْتِمَاساً مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ، وَ لَکِنْ لِنُرِیَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ، وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ، وَ یَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ، وَ یُعْمَلَ بِفَرَائِضِکَ وَ سُنَنِکَ وَ أَحْکَامِکَ.»
«خداوندا! آنچه از ما (در بسیج مردم) صورت گرفت، برای رقابت بر سر حکومت یا به دست آوردن ثروت نبود، بلکه برای آن بود که نشانه‌های دینت را آشکار کنیم، اصلاح را در شهرهایت به ظهور رسانیم، بندگان مظلومت آسوده شوند و فرایض و احکام تو به اجرا درآیند.»

این عبارت، به روشنی، برپایی عدل و اجرای احکام را هدف قیام معرفی می‌کند و هر گونه جاه‌طلبی یا دنیاطلبی را نفی می‌نماید. اگر هدف صرفاً شهادت بود، نیازی به این همه تأکید بر «نشانه‌های دین» و «اصلاح در بلاد» و «امنیت مظلومان» نبود.

ثانیاً: امام حسین(ع) با اعزام مسلم بن عقیل به کوفه، عملاً گام‌های تشکیلاتی برای ایجاد حکومت برداشت. وقتی نامه‌های کوفیان به دستش رسید، در پاسخ آنان نوشت:

«… فَإِنْ کَتَبَ إِلَیَّ أَنَّهُ قَدِ أَجْمَعَ رَأْیُ مَلَئِکُمْ وَ ذَوِی الْفَضْلِ وَ الْحِجَى مِنْکُمْ عَلَى مِثْلِ مَا قَدَّمَتْ بِهِ رُسُلُکُمْ، فَإِنِّی أَقْدَمُ إِلَیْکُمْ وَشِیکاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ. فَلَعَمْرِی مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْعَامِلُ بِالْکِتَابِ، وَ الْآخِذُ بِالْقِسْطِ، وَ الدَّائِنُ بِالْحَقِّ، وَ الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَاتِ اللهِ.»
«اگر مسلم به من بنویسد که بزرگان و خردمندان شما بر آنچه در نامه‌هایتان آمده، هماهنگ هستند، به زودی به سوی شما می‌آیم. به جانم سوگند! امام کسی نیست جز کسی که به کتاب خدا عمل کند، عدل را برپا دارد، به حق پایبند باشد و خود را وقف ذات خدا کند.»
اینجا امام(ع) نه فقط شرط سیاسی برای آمدن تعیین می‌کند، بلکه تعریف دقیقی از امامت و حکومت دینی ارائه می‌دهد؛ یعنی به دنبال تحقق حاکمیتی است که با کتاب خدا و عدل و حق گره خورده باشد. این برنامه‌ریزی و تعیین شروط، با صرفاً شهادت‌طلبی سازگار نیست.

ثالثاً: امام در پاسخ به عبدالله بن مطیع که از علت خروج از مکه پرسید، صراحتاً فرمود:

«إِنَّ أَهْلَ الْکُوفَهِ کَتَبُوا إِلَیَّ یَسْأَلُونَنِی أَنْ أَقْدِمَ عَلَیْهِمْ لِمَا رَجَوْا مِنْ إِحْیَاءِ مَعَالِمِ الْحَقِّ وَ إِمَاتَهِ الْبِدَعِ.»
«اهل کوفه از من خواستند که به سوی آنان بروم، به امید آن که نشانه‌های حق زنده و بدعت‌ها نابود شود.»

آیا احیای معالم حق و نابودی بدعت‌ها، جز در سایه یک حکومت عادلانه ممکن است؟ این جمله، بار دیگر بر هدف سیاسی – اصلاحی قیام تأکید دارد.

رابعاً: علم امام(ع) به شهادت، با هدف تشکیل حکومت منافات ندارد. امام خمینی(ره) در این باره می‌گوید:

«… آنهایی که خیال می‌کنند حضرت سیّدالشهدا(ع) برای حکومت نیامده، خیر [این سخن صحیح نیست بلکه] این‌ها برای حکومت آمدند، برای این که باید حکومت دست مثل سیّدالشهدا(ع) باشد.»

امام(ع) می‌دانست که احتمال موفقیت کامل وجود ندارد، اما وظیفه شرعی و عقلایی ایجاب می‌کرد که برای تشکیل حکومت اسلامی و احقاق حق، قیام کند. اگر موفق می‌شد، حکومت عدل برپا می‌شد و اگر شهید می‌شد، چهره بنی‌امیه رسوا و اسلام ناب از خطر نابودی نجات می‌یافت. شهادت، راه دوم بود، نه هدف نخستین.

از این رو، علم به شهادت، هرگز به معنای دست‌کشیدن از هدف تشکیل حکومت نبوده است؛ بلکه نشان‌دهنده عزمی است که برای اقامه دین، حتی در صورت قطعی بودن مرگ، از پای نمی‌نشیند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *