گزارش آسیب دیدگان طب سنتی افراطی

طب سنتی افراطی

(نام محفوظ)؛

درخواستی از بزرگواران و متخصصان طب سنتی و طب اسلامی دارم.

تو را به خدا نکنید!

یکی از دوستان اهل علم ما که در قم ساکن است و سال هاست به تحقیق در علوم حدیث و تفسیر مشغول است، مبتلا به فشار خون بالا بوده، به گونه ای که برای کنترل فشار خون مرتب دارو مصرف می کرده است. سال گذشته با یکی از مدعیان طب سنتی آشنا می شود و برای مشکلی به او مراجعه می کند. طبیب به او می گوید: «تو دموی هستی و فشارت بالاست، درست است؟» دوست ما هم می گوید: «بله، فشارم ۱۸ یا ۱۹ هم می شود و برای کنترلش قرص می خورم.»

آن مدعی طبابت به او می گوید: اصلا تو نباید قرص بخوری. این فشار برای تو طبیعی است! خلاصه دوست ما قانع می شود و داروی خود را بدون مشورت با پزشک قطع می کند. چند روز بعد فشار خونش به ۲۵ می رسد و دچار سکته مغزی می شود. ماه ها در کما می ماند. حدود هشت ماه است که از کما خارج شده، اما سطح هوشیاری اش همچنان پایین است. ماه های نخست با لوله تغذیه می شد، اما در ماه های اخیر غذا را با قاشق در دهانش می گذارند و به این مرحله رسیده که می جود، اما نه می نشیند، نه حرف می زند و نه…

خدا می داند این مدعیان طب سنتی یا طب اسلامی تا کنون چند خانواده را داغدار کرده اند!

خود من نیز دو سال قبل برای یک بیماری خاص به یکی از این افراد مراجعه کردم. اصلا حاضر نشد علائمی را که به وضوح در بدنم وجود داشت بررسی کند. چند قرص گیاهی، یک شربت گیاهی و یک پماد داد و گفت اگر با اینها خوب نشدی، داروها را عوض می کنیم و اگر باز هم خوب نشدی، تنها راه درمان زالو درمانی است.

به او گفتم که قبلا زالو درمانی کرده ام و نتیجه ای نگرفته ام! یعنی غول مرحله آخر هم کاری از دستش بر نیامده بود اما با این حال، چون مرا از عمل جراحی و هزینه های بالای آن ترسانده بودند، داروهای این طبیب را مصرف کردم، اما دریغ از کمترین بهبودی. بعدها که عمل جراحی کردم، بهبود یافتم. وقتی هزینه عمل را با هزینه هایی که پیش از آن به این بزرگواران طب سنتی و طب اسلامی پرداخت کرده بودم مقایسه کردم، دیدم بی جهت مرا از عمل می ترساندند، چرا که پیش از عمل تقریبا دو برابر هزینه کرده بودم و نه تنها بهبودی حاصل نشده بود، بلکه وضعم بدتر هم شده بود.

برای همه چیز هم ماشاءالله دارو و درمان دارند! اگر در پزشکی نوین برای بیماری های مختلف ده ها متخصص وجود دارد، در طب سنتی و اسلامی این گونه نیست. خصوصا برخی از کسانی که ادعاهایشان فرسنگ ها از دانش و تخصص واقعی شان جلوتر رفته است، برای تقریبا هر بیماری نسخه ای در آستین دارند. این که نشد!

آن قدر هم محکم و از روی اطمینان سخن می گویند که کسی نداند گمان می کند، استغفرالله، روح عیسی در کالبد ابن سیناهای قرن پانزدهم حلول کرده است!

درخواست پایانی و تکراری حقیر

تو را خدا خودتان را مدیون نکنید. در کار پزشکان و تشخیص های دقیق پزشکی که بر اساس معاینه، آزمایش و روش های تشخیصی معتبر انجام شده دخالت نکنید. پیش از این نیز یکی از دوستان ما را به همین شیوه زیر خاک فرستادند که ماجرایش مفصل است و شاید روزی آن را بنویسم. اخیرا هم این دوست ما که پس از گذشت یک سال به چنین وضعی افتاده، چند فرزند قد و نیم قد دارد و…

البته این دو مورد و چند مورد دیگری که من از نزدیک خبر دارم، تمام ماجرا نیست. اگر همه از تجربه های خود و اطرافیانشان بگویند، شاید هزاران مورد باشد.

لذا بزرگواران، خودتان را مدیون نکنید. خیلی ها را به زیر خاک می فرستید که اگر به جای شما به پزشک مراجعه می کردند، می توانستند زنده بمانند. برخی هم که پس از نتیجه نگرفتن از تجویزها و راهکارهای شما به پزشک مراجعه می کنند، دیگر دیر شده و نوش داروی پس از مرگ سهراب است!

قبول بکنید یا نه، خیلی ها را داغدار و یتیم و بی سرپرست کرده اید یا در آینده می کنید.

نکنید بزرگواران، تو را به خدا نکنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *