چرایی ضرورت بررسی افکار خطرناک انجمن حجتیه در جامعه امروز

انجمن حجتیه

در حالی که نزدیک به چهار دهه از اعلان رسمی توقف فعالیت‌های انجمن خیریه حجتیه مهدویه می‌گذرد، پرسش از ضرورت پرداختن به این جریان، امروز بیش از هر زمان دیگری جدی به نظر می‌رسد. این پرسش، نه از سر کنجکاوی تاریخی، بلکه از آن رو مطرح می‌شود که پرونده فعالیت انجمن حجتیه با تعطیلی رسمی‌اش در سال ۱۳۶۲ بسته نشده است. حتی اگر تنها به تحولات صحنه سیاسی ایران در سال‌های اخیر علاقه‌مند باشیم، به‌روشنی می‌بینیم که «حجتیه» و «حجتیه‌ای» دست‌کم به‌عنوان یک انگ و برچسب سیاسی در فضای جامعه ما کماکان حاضر و زنده است و می‌تواند نصیب هر کسی گردد که در گفتار و رفتار خود توجهی ویژه به امام عصر (عج) دارد. البته این مسئله یقینی است که عنوان یک گروه مذهبی در قالب های مختلف مثل برگزاری مراسمات مذهبی، گروه‌های نقد فرق و ادیان و… حضور فعال دارد و ادعای تعطیلی آن از ابتدا یک فریب بود.

 

واقعیت این است که انجمن حجتیه فقط یک مؤسسه یا سازمان مذهبی مشخص نیست که در مقطعی تأسیس و سپس تعطیل شده باشد؛ بلکه جریان اجتماعی و فرهنگی ریشه‌داری است که به حیات دینی بخشی، اگرچه نه چندان پرشمار اما قابل‌توجه، از دینداران جامعه ما شکل می‌دهد. اهمیت چنین جریانی فقط از آن رو نیست که فی‌المثل حامل تهدیدات امنیتی بوده یا به‌عنوان یک نیروی سازمان‌یافته در پروژه‌های سیاسی گوناگون می‌تواند نقش‌آفرینی کند؛ این اهمیت بیشتر از آن جهت است که ایده‌ها و سوگیری‌های گفتمانی و رفتاری انجمن حجتیه این قابلیت را دارد که در لباس‌ها و ظرف‌های گوناگون، بخش قابل‌اعتنایی از ظرفیت توده‌های متدین جامعه ایران پساانقلابی را متأثر ساخته و از این طریق منفعل و خنثی سازد. تمرکز و تأکید بر مؤلفه‌های این تفکر دست‌کم می‌تواند این فایده را داشته باشد که از طریق شناسایی دقیق آن‌ها، راه را بر گسترش و تقویت‌شان ببندیم.

تقیه‌ای که به نفاق بدل شد

یکی از مهم‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین مؤلفه‌های تفکر حجتیه‌ای، سوءاستفاده از مفهوم شرعی «تقیه» است. سران این گروه با استفاده از این راهکار شرعی، به‌اندازه‌ای از صداقت و شفافیت در عملکرد خود فاصله گرفتند که به‌تدریج رنگ نفاق به خود گرفت. این رویکرد منافقانه، خصلت همه جریان‌های انحرافی است و آنچه تمامی جریان‌های ضد انقلاب مقدس‌مآب را به انجمن حجتیه پیوند می‌زند، همین رویکرد است.

انجمن حجتیه تا پیش از انقلاب، تقیه خود را بر اصل حمایت از حکومت پهلوی قرار داده بود و پس از پیروزی انقلاب، تقیه خود را برای پایداری در عرصه اجتماعی بر حمایت ظاهری و نمایشی از انقلاب تعریف کرد. این تغییر موضع ۱۸۰ درجه‌ای، در حالی رخ داد که این گروه تا قبل از پیروزی انقلاب هیچ اعلامیه‌ای علیه رژیم صادر نکرده بود و امضای مؤسس و رهبر آن، شیخ محمود حلبی، پای حتی یک اعلامیه هم وجود نداشت. هنر دست‌اندرکاران انجمن این بود که برخلاف گروه‌های دیگر، با اقداماتی حساب‌شده توانستند از فاش شدن چهره حقیقی خود تا حد زیادی جلوگیری کرده و مشی منافقانه‌شان را تاکنون ادامه دهند. این بدفهمی و تفسیر غلط از تقیه موجب شده تا انجمنی‌ها نام نفاق خویش را تقیه بگذارند و عنوان دروغ‌سازی‌های خود را نیز «مصلحت» بنامند.

تقابل بنیادین با گفتمان انقلاب اسلامی

شاخصه برجسته انجمن حجتیه، اعتقاد آن‌ها به جدایی دین از سیاست است. این انجمن به دلیل همین جدایی دین از سیاست، در مسیر مقابله با انقلاب اسلامی حرکت می‌کرد. آن‌ها در دوران قبل از انقلاب، قیام و تشکیل حکومت در عصر غیبت را نادرست می‌دانستند و متدینین را از همکاری برای پیروزی انقلاب نهی می‌کردند. در واقع، علت اصلی تقابل انجمن حجتیه با جریان انقلاب اسلامی، دیدگاه خاص آن‌ها نسبت به شرایط ظهور امام زمان (عج) و ضرورت عدم دخالت در امور سیاسی بود.

این انجمن در ابتدا با شعار مقابله با بهائیت شکل گرفت، اما در عمل اعتقادی به تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت نداشت و به همین دلیل، مخالفتی جدی و ریشه‌ای با نظریه ولایت مطلقه فقیه دارد؛ موضوعی که آن را در تقابل آشکار با مبانی انقلاب اسلامی قرار می‌دهد. امام خمینی (ره) این جریان را «روحانیون فاسد و جاهل و یک‌بعدی»، «افعی‌های خوش‌خط‌وخال حوزه» و «مقدس‌نمایان متحجر و بی‌شعور» خطاب می‌کرد. ایشان در سخنرانی عید فطر سال ۱۳۶۲ فرمودند: «یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید… حضرت صاحب مگر برای چی می‌آید؟ حضرت صاحب می‌آید، معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید؟!»

خطر گسترش قرائت سکولار از اسلام در عرصه بین‌الملل

آنچه ضرورت نقد انجمن حجتیه را امروز دوچندان می‌کند، زمزمه‌هایی است که از تلاش برای طرح‌ قرائت انجمن از «اسلام سکولار» به‌عنوان قرائت اصیل شیعی در فضای بین‌الملل حکایت می‌کند. انجمن طرفدار جدایی دین از سیاست در دوره غیبت است و به واقع یک تشکیلات سکولار به حساب می‌آید که در دوران غیبت دین را تنها در حریم شخصی قابل‌توجه می‌داند. نیروهای سکولار انجمن حجتیه را به همین دلیل بزرگ می‌کنند، چون می‌خواهند انجمن به‌عنوان یک «مدل» در برابر انقلاب اسلامی مطرح شود.

این خطر وقتی جدی‌تر می‌شود که بدانیم زمزمه هایی به گوش می‌رسد که در تلاش است نگاه انفعالی و عافیت‌طلبانه حجتیه، که ریشه در تفسیر خاص آن‌ها از انتظار دارد، در مجامع بین‌المللی به‌عنوان چهره‌ای «معتدل» و «عقلانی» از تشیع معرفی شود. انجمن در تمامی جزوات خود نه‌تنها از مبارزه با ستمکاران و تلاش برای استقرار حکومت اسلامی سخنی به میان نیاورده، بلکه به عافیت‌جویی و راحت‌طلبی در غالب صبر، غمگین بودن در مفارقت حضرت و دعا برای تعجیل فرج بدون هیچ‌گونه انجام عملی جهت آماده‌سازی شرایط ظهورش تأکید کرده است. این رویکرد، در حالی که در داخل به‌عنوان «مقدس‌مآبی» شناخته می‌شود، در عرصه بین‌المللی می‌تواند به‌عنوان قرائتی «روشنفکرانه» و «سکولار» از اسلام شیعی بازنمایی شود و از این طریق، هم به مشروعیت‌زدایی از گفتمان انقلاب اسلامی در سطح جهانی کمک کند و هم ظرفیت توده‌های متدین داخلی را خنثی سازد.

ضرورت واکسیناسیون جامعه مذهبی

تقلیل «ولایت» به «محبت»، تفسیر «انتظار» به رکود و بی‌عملی، بی‌تفاوتی نسبت به مشکلات و مسائل اجتماع ملی و اسلامی، «رفاه‌زدگی و بی‌دردی»، بی‌توجهی به مقوله وحدت مسلمین و «تحجر» در فهم آموزه‌های دینی، عمده‌ترین مؤلفه‌های این تفکر است که می‌تواند در سایه کج‌فهمی‌ها، سستی‌ها و ضعف‌های فردی و جمعی، حتی در میان پاره‌ای از خالص‌ترین و اصیل‌ترین گروه‌ها و اجتماعات مؤمن و انقلابی جامعه ما نیز رسوخ یابد.

توجه نقادانه به انجمن حجتیه می‌تواند در میان بخش‌های وسیعی از متأثرین و مرتبطین دانسته و نادانسته این جریان، کارکردی روشنگرانه داشته باشد. بخش اعظم متأثرین انجمن در شرایط فعلی را کسانی تشکیل می‌دهند که اساساً شناخت و درک چندانی از ابعاد گوناگون اعتقادی و تاریخی این جریان ندارند و چه بسا حتی پس از سال‌ها رفت‌وآمد در محافل و مجالس حجتیه‌ای، از اینکه آن محفل و مجلس متعلق به کدام جریان است، بی‌اطلاع باشند. در چنین مواردی، حضور مستمر در این محافل، عملاً نوع تلقی دینی افراد را به‌صورت خاصی شکل می‌دهد و از فضای اسلام اصیل انقلابی دور می‌سازد.

نقد انجمن حجتیه در عرصه عمومی می‌تواند این امکان را فراهم کند که این فرآیند تأثیر و تأثر از تاریکی و ابهام به درآید و با افزایش آگاهی عمومی از ماهیت دین و آیین حجتیه‌ای، آسیب‌های آن کاهش یابد. این امر به‌ویژه از آن جهت حائز اهمیت است که بررسی و نقد این جریان در شرایط فعلی، برای تکمیل و تدقیق فهم ما از شرایط اجتماعی ایران و نیروهای مؤثر و فعال در آن، واجد اهمیت است. غفلت فراگیر از موقعیت و شیوه فعالیت و نقش‌آفرینی این جریان در دوران پس از اعلام رسمی تعطیلی، در حالی که روایت‌های موجود عموماً بر تاریخ تأسیس و تقابل با جریان انقلابی در دهه‌های چهل و پنجاه متمرکز مانده‌اند، باعث می‌شود بخش مهمی از ویژگی‌ها و مؤلفه‌های نسبتاً متأخر در هویت و مواضع جریان حجتیه‌ای به فراموشی سپرده شود.

خلاصه سخن آنکه ضرورت دارد که جامعه مذهبی کشور نسبت به این تفکر واکسینه شود تا از تبدیل شدن نگاه منفعل و عافیت‌طلب انجمن حجتیه در مجامع بین‌الملل به‌عنوان قرائت اصیل شیعی از اسلام جلوگیری به عمل آید. این مهم، جز با نقد مستمر، آگاهانه و همه‌جانبه این جریان در عرصه عمومی و دانشگاهی، و نیز تقویت شناخت نسل‌های جدید از مفاهیم بنیادین تشیع و گفتمان انقلاب اسلامی، میسر نخواهد شد.

شیخ حسین
پژوهشگر نقد انجمن حجتیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *