آرمین نوابی، مدیر مجموعه «جمهوری بیخدایان»، در یکی از سلسلهلایوها و مصاحبههای خود با مایکی هارتمن، افسر ارتش اسرائیل، گفتوگو کرده است. به ادعای نوابی، هارتمن در زمینه آموزش استفاده از سلاح در اسرائیل تخصص دارد.
هارتمن در این مصاحبه مدعی شده است که ارتش و مردم اسرائیل، مردم ایران را دوست دارند. این ادعا در حالی مطرح میشود که ارتش اسرائیل در حملات خود، تعدادی از غیرنظامیان ایرانی را به شهادت رسانده و منازل مسکونی شماری از مردم را تخریب کرده است.
هارتمن در ادامه میگوید:
«امیدوارم بهزودی به تهران سفر کنیم. برای این کار به استراتژی نیاز داریم. باید برنامه داشته باشیم و در بازی شطرنج، پنج یا شش قدم جلوتر باشیم. امیدوارم و مطمئنم که روزی مردم ایران پیروز میشوند. هیچچیز خودبهخود آماده نمیشود؛ مردم باید خود را از نظر ذهنی، جسمی و تجهیزاتی آماده کنند.»
آرمین نوابی که خود را فعال حوزه نقد دین و معنویت معرفی میکند، اینبار در مسیر حمایت از رضا پهلوی، با یک افسر ارتش اسرائیل به گفتوگو نشسته و دیدگاههای او را بازتاب داده است. از منظر نویسنده، همین مسئله تناقضی قابلتأمل در مواضع او ایجاد میکند. اگر مذهب، آنگونه که نوابی بارها مطرح کرده، زمینهساز تنش و تندروی در جامعه است، چگونه همکاری و همراهی با جریانی که خود دارای مؤلفههای پررنگ مذهبی و ایدئولوژیک است، توجیه میشود؟
از سوی دیگر، این پرسش مطرح است که چرا در چنین گفتوگوهایی تلاش میشود تصویری دوستانه از ارتش اسرائیل در ذهن مخاطب ایرانی شکل گیرد؟ چگونه میتوان از «دوستی با مردم ایران» سخن گفت، در حالی که در جریان درگیریهای نظامی، منازل مسکونی تخریب شده و شماری از شهروندان ایرانی جان خود را از دست دادهاند؟ آیا میتوان از مردمی انتظار داشت نیروهایی را که در کشتهشدن هموطنانشان نقش داشتهاند، دوست و حامی خود بدانند؟
این روزها بخشی از فعالیتهای مجموعه «جمهوری بیخدایان» به حمایت از اعتراضات و طرح دیدگاههایی درباره تقابل با جمهوری اسلامی اختصاص یافته است. در مصاحبه مورد بحث نیز سخنان افسر اسرائیلی درباره لزوم آمادگی «ذهنی، جسمی و تجهیزاتی» میتواند از سوی مخاطب بهعنوان دعوت به رویارویی و اقدامات خشونتآمیز تفسیر شود.
بااینحال، چنین مصاحبههایی ممکن است نتیجهای متفاوت از آنچه برگزارکنندگان آن انتظار دارند بر افکار عمومی برجای بگذارند. بخشی از مخاطبان ایرانی با شنیدن این سخنان ممکن است بیش از پیش به این جمعبندی برسند که تشویق به خشونت و درگیری داخلی، نه در جهت منافع مردم ایران، بلکه در راستای منافع دشمنان خارجی صورت میگیرد.
از این منظر، مصاحبهای که قرار است زمینه همراهی بخشی از جامعه با مخالفان جمهوری اسلامی را فراهم کند، ممکن است نتیجهای معکوس داشته باشد و بر حساسیت جامعه نسبت به دخالت خارجی بیفزاید. چنین رویکردی میتواند به تقویت همبستگی، اتحاد و احساس مسئولیت مشترک در برابر تهدیدهای خارجی منجر شود.

