مرکز فام (فرق، ادیان و مذاهب) معاونت تبلیغ حوزه علمیه قم، نشست تخصصی «نقد و بررسی شبهات باستانگرایی» را برای مبلغان ویژه مدارس امین با ارائه حجتالاسلام مهدی کاویانی برگزار کرد.
باستانگرایی؛ مسئلهای میانرشتهای
در این نشست، ضمن بررسی ضرورت شناخت زرتشت و باستانگرایی، تأکید شد که این موضوع صرفاً تاریخی یا اعتقادی نیست و باید از ابعاد تاریخی، کلامی، جامعهشناختی و سیاسی مورد بررسی قرار گیرد.
لایههای هویتی ایران
یکی از محورهای نشست، بررسی لایههای هویتی ایران در دورههای مختلف بود؛ از شکلگیری دولتهای باستانی و دوره هخامنشی و ساسانی تا ورود اسلام و شکلگیری فرهنگ ایرانی ـ اسلامی.
در ادامه، به نقش زبان فارسی و تعامل فرهنگ ایرانی و اسلامی و همچنین شکلگیری و تقویت مؤلفههای هویت شیعی در دوره آلبویه اشاره شد.
در این نشست تأکید شد که هویت ایرانی، حاصل مجموعهای از لایههای تاریخی و فرهنگی است و برای شناخت و نقد باستانگرایی، باید این لایهها و نسبت میان ایران، اسلام و تشیع بهصورت دقیق بررسی شود.
ضرورت پرداختن به مسئله زرتشت و باستانگرایی
در این نشست، ضمن تبیین ضرورت پرداختن به موضوع زرتشت و باستانگرایی، ابعاد مختلف این مسئله مورد بررسی قرار گرفت.
در ابتدای بحث تأکید شد که باستانگرایی را نمیتوان صرفاً یک موضوع تاریخی یا اعتقادی دانست؛ بلکه این مسئله، ماهیتی میانرشتهای دارد و برای تحلیل دقیق آن باید مجموعهای از مباحث تاریخی، کلامی و اعتقادی، جامعهشناختی و علوم سیاسی را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار داد.
بر همین اساس، در بخش تاریخی، موضوعاتی همچون ایران باستان، زرتشت، ادیان و آیینهای پیش از اسلام، ورود اسلام به ایران و تحولات تاریخی پس از آن مورد توجه قرار گرفت. در حوزه جامعهشناسی و علوم سیاسی نیز موضوعاتی مانند هویت، شرقشناسی، نسبت اسلام و ایران، نقش روشنفکران، ملیگرایی، باستانگرایی و ناسیونالیسم مورد بررسی قرار گرفت.

لایههای هویتی؛ مقدمهای برای فهم هویت ایرانی
یکی از مباحث مقدماتی و مهم این نشست، مسئله «لایههای هویتی» بود.
در این بحث، منظور از لایه هویتی، مجموعهای از عوامل، عناصر و تحولات تاریخی و فرهنگی است که در یک بازه زمانی مشخص، در شکلگیری و تثبیت هویت یک جامعه نقش داشتهاند.
بر این اساس، هویت ایرانی یک امر تکبعدی و متعلق به یک دوره تاریخی خاص نیست؛ بلکه در طول قرنها و در نتیجه تحولات سیاسی، اجتماعی، دینی و فرهنگی، لایههای مختلفی در آن شکل گرفته و بر یکدیگر اثر گذاشتهاند.
از این منظر، برای شناخت هویت ایرانی و نسبت آن با مسئله باستانگرایی، لازم است این لایهها بهصورت تاریخی مورد مطالعه قرار گیرند.
لایههای هویتی ایران پیش از اسلام
در بررسی تحولات پیش از اسلام، نخست به شکلگیری ساختارهای اجتماعی و سیاسی اولیه در سرزمین ایران اشاره شد.
در دورههای اولیه، با شکلگیری روستاها و پیوستن مجموعههایی از سکونتگاهها به یکدیگر، ساختارهای سیاسی منطقهای شکل گرفتند. در ادامه، این ساختارها به حکومتها و دولتهای گستردهتر تبدیل شدند و در نهایت با ظهور هخامنشیان، شاهد شکلگیری یک امپراتوری بزرگ در ایران هستیم.
پس از دوره هخامنشی، حمله اسکندر و شکلگیری حکومت سلوکیان، زمینه ورود و گسترش بخشی از عناصر فرهنگ هلنیستی و یونانی را در ایران فراهم کرد. این دوره نیز بهعنوان یکی از مقاطع مهم در تحولات هویتی ایران مورد توجه قرار گرفت.
در ادامه، دورههای اشکانی و سپس ساسانی مورد بررسی قرار گرفتند. در دوره ساسانی، یکی از مهمترین عناصر هویتی، یعنی دین**، جایگاه برجستهای در ساختار اجتماعی و سیاسی پیدا کرد.
در این دوره، نهاد دینی و موبدان نقش مهمی در تثبیت هویت دینی جامعه ایفا کردند و دین زرتشتی به یکی از مؤلفههای مهم هویت رسمی جامعه ایرانی تبدیل شد.
ورود اسلام و شکلگیری لایه جدید هویتی
در ادامه نشست، ورود اسلام به ایران و پیامدهای آن بهعنوان یکی از مهمترین تحولات تاریخ ایران مورد بحث قرار گرفت.
در این بخش تأکید شد که پذیرش اسلام از سوی ایرانیان به معنای پذیرش کامل فرهنگ عربی نبود. ایرانیان در فرایندی تاریخی، اسلام را پذیرفتند، اما بسیاری از عناصر فرهنگی و زبانی خود را حفظ کردند و در تعامل با فرهنگ اسلامی، صورت جدیدی از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی را شکل دادند.
یکی از نمونههای مهم این فرایند، زبان فارسی است.
زبان فارسی نهتنها از بین نرفت، بلکه با بهرهگیری از ظرفیتهای زبان عربی و ادبیات اسلامی، به یکی از مهمترین ابزارهای انتقال و گسترش فرهنگ ایرانی ـ اسلامی تبدیل شد.
این تحول را میتوان در آثار شاعران و ادیبان بزرگ فارسیزبان مشاهده کرد؛ از **رودکی و فردوسی تا سعدی، حافظ و مولوی. آثار این بزرگان نشاندهنده نوعی تعامل و ترکیب میان میراث زبان فارسی و ظرفیتهای علمی، ادبی و مفهومی جهان اسلام است.
از این منظر، ورود اسلام را نمیتوان صرفاً بهعنوان جایگزینی یک فرهنگ با فرهنگ دیگر تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را در قالب یک فرایند پیچیده تاریخی و فرهنگی مورد بررسی قرار داد که در آن، عناصر مختلف ایرانی و اسلامی در تعامل با یکدیگر قرار گرفتند.

تغییر تدریجی ترکیب دینی جامعه ایران
در ادامه به تغییر ترکیب دینی جامعه ایران پس از ورود اسلام نیز اشاره شد.
بر اساس مباحث مطرحشده در نشست، تبدیل جامعهای که در دوره پیش از اسلام اکثریت آن زرتشتی بود به جامعهای که زرتشتیان در آن به اقلیت تبدیل شدند، فرایندی تدریجی و چندصدساله بوده است.
در این زمینه به مباحث شهید مرتضی مطهری در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» نیز اشاره شد.
این نکته از آن جهت اهمیت دارد که تحولات هویتی و دینی جامعه ایران را نمیتوان در یک مقطع کوتاه تاریخی خلاصه کرد؛ بلکه این تغییرات در طول چند قرن و تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و دینی شکل گرفتهاند.
شکلگیری و تقویت لایه هویت شیعی
یکی دیگر از مراحل مهم در تحول هویت ایرانی، گسترش و تثبیت مؤلفههای شیعی بود.
در این زمینه، دوره آلبویه بهعنوان یکی از مقاطع مهم مورد بررسی قرار گرفت. آلبویه حکومتی ایرانی و شیعی بود که در شرایطی بر بخشهایی از جهان اسلام تسلط یافت که خلافت عباسی همچنان از جایگاه سیاسی و نمادین برخوردار بود.
با وجود قدرت آلبویه، خلافت عباسی بهطور کامل حذف نشد و خلیفه عباسی همچنان جایگاه خود را حفظ کرد. در این دوره، زمینه برای تثبیت بخشی از عناصر فرهنگی و مذهبی شیعی فراهم شد و مؤلفههای ایرانی و شیعی در کنار یکدیگر تقویت شدند.
هویت ایرانی؛ هویتی چندلایه
برآیند این مباحث نشان میدهد که هویت ایرانی را نمیتوان تنها با یک مؤلفه توضیح داد.
هویت ایرانی در طول تاریخ، تحت تأثیر دورهها و جریانهای مختلف شکل گرفته است؛ از ساختارهای سیاسی ایران باستان و میراث تمدنی هخامنشی و ساسانی گرفته تا ورود اسلام، شکلگیری فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و در ادامه تقویت مؤلفههای شیعی.
از این منظر، یکی از نکات مهم در مطالعه باستانگرایی، توجه به این واقعیت است که نمیتوان بخشی از تاریخ ایران را جدا از سایر دورهها و مؤلفههای هویتی آن بررسی کرد.
بنابراین، نقد و بررسی باستانگرایی نیازمند شناخت دقیق و تاریخی از لایههای هویتی ایران و چگونگی شکلگیری، تحول و تعامل این لایهها با یکدیگر است.
جمعبندی
در این نشست تأکید شد که مواجهه علمی با شبهات مرتبط با زرتشت و باستانگرایی، نیازمند شناختی جامع از تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی است.
شناخت ایران پیش از اسلام، بررسی تحولات پس از ورود اسلام، مطالعه شکلگیری فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و بررسی نقش تشیع در تحولات بعدی، مجموعهای از مباحث بههمپیوسته را تشکیل میدهند که بدون توجه به آنها، تحلیل مسئله باستانگرایی ناقص خواهد بود.
از همین رو، دوره تخصصی «نقد زرتشت و باستانگرایی» تلاش دارد با رویکردی علمی و میانرشتهای، زمینه شناخت دقیقتر این جریان و پاسخگویی مستند به شبهات و پرسشهای مرتبط با آن را برای مبلغان فراهم کند.

