انجمن حجتیه در سال ۱۳۳۲ با هدف مبارزه با بهائیت تأسیس شد؛ اما مشکل اساسی آن، تحریف مفهوم «انتظار» بود. آنان به تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت معتقد نبودند و با هرگونه قیام و جهاد مخالفت میکردند. اعضای خود را از ورود به سیاست منع میکردند و در عمل، با ساواک همکاری داشتند.
امام خمینی(ره) این تفکر را «اسلام آمریکایی» میدانستند؛ اسلامی که نهتنها در برابر ظلم سکوت میکند، بلکه با قدرتهای استکباری همصدا میشود.
نگاه «نه شرقی و نه غربی» امام، در تقابل کامل با این رویکرد انفعالی است.
مرحوم امام خمینی در منشور روحانیت، درباره این تفکر انحرافی فرمودند:
«روحانیون وابسته و مقدسنما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزههای علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عدهای با ژست تقدسمآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام میزنند که گویی وظیفهای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدسنمایان احمق در حوزههای علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظهای از فکر این مارهای خوشخطوخال کوتاهی نکنند؛ اینها مروج اسلام آمریکاییاند و دشمن رسولالله.»
«بیطرفی» در جنگ حق و باطل و «بیطرفی» در جنگ شرف، «بیشرفی» است.
در منطق اسلام ناب، در نبرد میان حق و باطل، حالت سومی وجود ندارد. سکوت در برابر ظلم، خود نوعی همراهی با ظالم است. قرآن بهصراحت مؤمنان را به جهاد در راه خدا فراخوانده و از سستی و ترک میدان نهی کرده است. آنکه با دیدن فتنه، نه به یاری حق میشتابد و نه در برابر باطل میایستد، نه مظلوم، بلکه مقصرِ سکوت است. سوره انفال، آیه ۲۵، هشدار میدهد که فتنهها تنها دامنگیر ظالمان نمیشوند؛ سکوت خیرخواهان نیز آنان را در معرض عذاب قرار میدهد.
وَاتَّقُوا فِتْنَهً لَا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّهً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ
و از عذابی [که نتیجه گناه، فساد، نزاع، اختلاف و ترک امر به معروف و نهی از منکر است] بپرهیزید؛ [عذابی] که فقط به ستمکاران از شما نمیرسد [بلکه وقتی نازل شود، همه را فرا میگیرد؛ ستمکاران را بهخاطر ستم و اهل ایمان را بهسبب اختلاف و نزاع و ترک امر به معروف و نهی از منکر] و بدانید که خدا سختکیفر است.
حضرت علی علیهالسلام فرمود:
مَنْ نَامَ عَنْ نُصْرَهِ وَلِیِّهِ انْتَبَهَ بِوَطْأَهِ «عَدُوِّهِ».
کسی که به هنگام یاری ولیّ خود، یعنی رهبر، بخوابد، با لگد دشمن از خواب بیدار خواهد شد!
عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، ص ۴۴۱.
یعنی سکوت و بیطرفی در وضع فعلی، نهتنها صلحی به ارمغان نمیآورد، بلکه طعم تلخ شکست و ذلت را به جامعه میچشاند.
تاریخ انجمن حجتیه نشان داد که این بیطرفی ظاهری، در عمل، به همراهی با طاغوت انجامید.
اسلام ناب برای تحقق صلح و امنیت، بهجای انفعال، سه اصل را ارائه میدهد:
۱. دشمنشناسی دقیق: انجمن حجتیه بزرگترین خطر را بهائیت میدانست و از شناخت دشمن اصلی، یعنی استکبار، غافل شد. امروز نیز دشمن اصلی، استکبار جهانی و عوامل تجزیهطلب آن هستند.
۲. ایستادگی در برابر ظلم: امام خمینی(ره) در برابر این تفکر انفعالی ایستاد و ثابت کرد که انقلاب، بدون وابستگی به شرق و غرب، ممکن است. این همان «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» است.
۳. قدرتآفرینی برای بازدارندگی: قرآن میفرماید برای دشمنان، هرچه در توان دارید، از نیرو و اسبهای جنگی آماده کنید.
وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ
و در برابر آنان، آنچه در قدرت و توان دارید، از نیرو [و نفرات و سازوبرگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا بهوسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنانی غیر از ایشان را که نمیشناسید، ولی خدا آنان را میشناسد، بترسانید.
سوره انفال، آیه ۶۰
این یعنی صلح و امنیت، تنها با نشان دادن قدرت به دشمن حاصل میشود، نه با عقبنشینی و بیطرفی.
پایان سخن اینکه وقتی میبینیم در ایام اوج جنگ وجودی میان اسلام ناب و کفر جهانی، افراد و صفحات مختلف دارای تفکر انجمن حجتیه، با بیانهای بهظاهر فریبنده، درصدد مسمومکردن مخاطب جوان و کمتجربه خود هستند، ضرورت دارد مبلغان و صاحبنظران در تبیین بایستههای جنگ، دفاع از انقلاب و ارزشهای آن و تبیین انحراف انجمن حجتیه، هم در درون بدنه روحانیت و حوزه و هم در اجتماع، بیشازپیش بکوشند.
رهبر شهید انقلاب (قدسسره) در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، با تبیین جایگاه و نقش بیبدیل و تأثیرگذار حوزه علمیه قم در پیروزی انقلاب اسلامی، فرمودند: اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند، باید حوزه علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.

