رسوایی در پیاده‌روهای غرب؛ تقلای نافرجام سلطنت‌طلبان برای حاشیه‌سازی در سوگ ملی و مراسم تدفین رهبر شهید

باستان گرایی

جبهه ورشکسته سلطنت‌طلب به سرکردگی رضا پهلوی، در اقدامی که بوی درماندگی و استیصال از آن به مشام می‌رسد، فراخوانی را برای تجمع در مقابل سفارت‌خانه‌های آمریکا در روز ۴ ژوئیه (۱۴ تیرماه) صادر کرده است. این حرکت که با عنوان مضحک «هفته جهانی اقدام» (۱۳ تا ۱۸ تیر) تبلیغ می‌شود، بیش از آنکه یک فعالیت سیاسی باشد، تلاشی رذیلانه برای تحت‌الشعاع قرار دادن شکوه مراسم تشییع و خاکسپاری رهبر شهید و عرض ارادت میلیونی امت ایران به مقام شامخ ولایت است.

در ادامه، ابعاد مختلف این نمایش خیابانی و تناقضات درونی این جریان را بازخوانیمی‌کنیم:

۱. سوءاستفاده از زمان برای پنهان کردن موج میلیونی عشق به رهبری
دقیق‌ترین نکته در زمان‌بندی این فراخوان (۱۳ تا ۱۸ تیر)، هم‌زمانی آن با ایام جان‌سوز تشییع و تدفین رهبر شهید، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است. در حالی که تمام جهان شاهد ازدحام بی‌سابقه و حضور دشمن‌شکن مردم ایران در میادین برای خداحافظی با رهبر محبوبشان است، سلطنت‌طلبان با هماهنگی اتاق فکرهای غربی، سعی دارند با تجمعات چندنفره در پیاده‌روهای غرب، این حماسه عظیم ملی را به حاشیه ببرند. آن‌ها با هراس از نمایشِ قدرتِ پیوندِ میان ملت و رهبری، به دنبال ایجاد سر و صدای رسانه‌ای هستند تا واقعیتِ غیرقابل انکارِ پایگاهِ مردمیِ نظام را کتمان کنند.

۲. حضیضِ سازماندهی: رهبری که محتاجِ «بنزینِ» هواداران است!
در حالی که در ایران میلیون‌ها نفر به صورت خودجوش در مراسم حضور می‌یابند، در جبهه مقابل، درماندگی به اوج رسیده است. بر اساس ویدیوهای منتشر شده از لیدرهای میدانی این جریان، آن‌ها حتی توانِ هماهنگی و تامین هزینه چند دستگاه اتوبوس برای انتقال هواداران اندک خود را ندارند. اعتراف صریح مبلغان این تجمع به «عدم توانایی در گرفتن اتوبوس» و التماس به مردم برای استفاده از خودروهای شخصی (Carpool)، نشان‌دهنده فروپاشیِ تشکیلاتی جریانی است که مدعی اداره کشور است، اما در مدیریتِ یک سفرِ بین‌شهری در کانادا شکست خورده است!

۳. استقلال در گروِ پیاده‌روی مقابل سفارت آمریکا!
انتخاب روز ملی آمریکا برای تجمع و التماس به دولت ایالات متحده، سند دیگری بر وابستگی و بی‌هویتی این جریان است. رضا پهلوی در حالی از «مبارزه مردم ایران» سخن می‌گوید که تمام امیدش به پیاده‌روهای مقابل سفارت‌خانه‌های بیگانه گره خورده است. این جریان به جای تکیه بر ملت، به دنبال «گدایی قدرت» از کاخ سفید است و با ادبیاتی متملقانه، استقلال نیم‌بند خود را قربانیِ جلب توجهِ دولت‌های غربی در روز جشن‌شان کرده است.

۴. فرقه پنداری و جنگ داخلی با اینفلوئنسرها
شکست‌های پی‌درپی، این جریان را به سمت یک «فرقه سیاسی» منزوی سوق داده است. ویدیوهای حامیان افراطی پهلوی پر است از توهین و برچسب‌زنی به دیگر گروه‌های ضدانقلاب و اینفلوئنسرهایی که حاضر به «اطاعت محض» نشده‌اند. آن‌ها با ادبیاتی پادگانی، هر منتقدی را «عامل نفوذی» می‌خوانند. این برخورد حذفی نشان می‌دهد که شعارهای «آزادی‌خواهی» آن‌ها، تنها پوششی برای بازگشت به استبداد فردی و خفقانِ مطلق است.

۵. توهمات باستانی و افسردگیِ لیدرها
استفاده از ادبیات مضحکی چون «سربازان ساسانی و اشکانی» در پیام‌های صوتی و تصویری، نشان‌دهنده عمق توهم و گسست ذهنی این افراد از واقعیت‌های روز است. لیدرهایی که در ویدیوهای خود از «افسردگی شدید» و بی‌معنا شدن زندگی سخن می‌گویند، اکنون با توسل به نوستالژی‌های باستانی، سعی در پنهان کردن سرخوردگی ناشی از عظمت مراسم‌های ملی در ایران دارند.

بنابراین: فراخوان ۱۴ تیرماه، نه یک حرکت سیاسی، بلکه یک «سیرک رسانه‌ای» برای بقا در فضای مجازی است. سلطنت‌طلبان که از حضور بی‌نظیر مردم ایران در مراسم تشییع رهبر شهید به وحشت افتاده‌اند، با این نمایش‌های پراکنده و بی‌نظم، تنها حقارت خود را به نمایش گذاشتند. جریانی که در تامین اتوبوس برای هوادارانش درمانده است و مشروعیتش را در روز استقلال آمریکا جستجو می‌کند، پیش از آنکه رقیبی برای ایران باشد، مایه طنز و عبرت در تاریخ سیاسی جهان است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *