کانال «جمهوری بیخدایان» در پستی با انتشار تصویری از حضور یک زن همراه با کودک شیرخوارش در یک تجمع، با لحنی تند نوشت: «با بچه شیرخواره! الحق که هیچ بویی از انسانیت و مادر پدر بودن نبردین» و مدعی شد حاضران به دنبال استفاده از کودکان بهعنوان «سپر انسانی» و «فدا کردن و شهید کردن بچهها» بودهاند. این کانال در ادامه نیز با لحنی تهدیدآمیز خطاب به مخاطبان خود نوشت که اگر زمانی پیامدهای این رفتار فرا برسد، نباید «ضجه» بزنند.
اما این ادعا با یک پرسش جدی روبهروست: مبنای ادعای «سپر انسانی» بودن این زن و کودک چه بوده است؟ صرف حضور نمادین یک مادر همراه فرزندش در یک مراسم، بهخودیخود چه دلیلی برای چنین اتهامی فراهم میکند؟ اگر قرار است از «انسانیت» و حقوق کودکان سخن گفته شود، آیا این معیار نباید درباره همه کودکان و همه طرفهای درگیر یکسان باشد؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که همین جریان، در مواضع سیاسی خود از آمریکا و اسرائیل حمایت میکند یا آنان را در موضعی نزدیک به مردم ایران معرفی میکند. منتقدان این رویکرد میپرسند چگونه میتوان از یک سو حضور نمادین یک مادر و کودک را «سپر انسانی» نامید، اما از سوی دیگر درباره کشتهشدن کودکان ایرانی در حملات نظامی آمریکا و اسرائیل با همان شدت سخن نگفت؟ کانالی که به شهادت رسیدن کودکان میناب را محکوم نکرد، چگونه میتواند با چنین استانداردهای دوگانهای سخن بگوید؟
مسئله قابل تامل در اینجا، استاندارد دوگانه در سنجش «انسانیت» و حقوق کودکان است: اگر حضور یک کودک در یک تجمع سیاسی مستوجب چنین ادبیات تندی است، تکلیف کودکانی که در حملات دشمن آمریکایی-اسرائیلی جان خود را از دست دادهاند چیست؟ دفاع از حقوق کودک زمانی معنا دارد که فارغ از تعلقات سیاسی، درباره همه کودکان با یک معیار سخن گفته شود؛ نه اینکه یک کودک بهانهای برای حمله سیاسی باشد و کودکان قربانی جنگ در حاشیه قرار بگیرند.

