در سالهای اخیر، جریانهای انحرافی و معنویتهای نوظهور به یکی از چالشهای جدی فرهنگی و اعتقادی جوامع تبدیل شدهاند. در این میان، یکی از معروفترین و پرنفوذترین این جریانات، «تفکر نوین» است که آموزه اصلی و ستون فقرات آن را «قانون جذب» تشکیل میدهد. تفکر نوین با وعدههای فریبندهای چون ثروت نامحدود، موفقیت تضمینی و رسیدن به هر آرزویی تنها با تجسم و تفکر، توانسته است مخاطبان زیادی را جذب کند. اما نقد این جریان نباید تنها به مبانی اعتقادی و شبهعلمی آن محدود شود؛ چراکه ساختار اقتصادی و روانی حاکم بر آن، دقیقاً همان الگوی یک «فرقه» را بازتولید میکند.
سراب موفقیت نهایی؛ چرخهای که هرگز پایان نمییابد:
در نظام فکری و آموزشی قانون جذب، فرد هیچگاه به «موفقیت نهایی» نمیرسد. مروجان این جریان طوری القا میکنند که همیشه یک گام دیگر برای تکامل باقی است؛ شما باید دوره بعدی را بگذرانید، پکیج جدیدی بخرید یا با استاد بالاتری ارتباط بگیرید. اگر ثروت به دست نیامده، حتماً «ارتعاشات» شما مشکل دارد. اگر مشکل مالی حل شده اما آرامش ندارید، حتماً باید دورههای «پاکسازی چاکرا» یا «شفای درون» را بگذرانید. این یکچرخه تمامنشدنی است که در آن، مخاطب همیشه بهعنوان یک «خریدار» بالقوه باقی میماند و هرگز احساس نمیکند به نقطه پایانی و مطلوب رسیده است. در واقع، خودِ فرآیند خرید و امیدواری به دوره بعدی، به یک سبک زندگی و نوعی اعتیاد روانی تبدیل میشود.
شبکهسازی هرمی؛ از مصرفکننده تا فروشنده:
نکته تکاندهندهتر زمانی آشکار میشود که فرد در این سیستم به اصطلاح «استاد» یا «لیدر» میشود. تصور عمومی این است که یک استاد به قله موفقیت رسیده است، اما واقعیت چیز دیگری است. استاد نیز برای حفظ درآمد، جایگاه و سبک زندگی خود، باید به دنبال شاگردان جدید بگردد و پکیجها و دورههای خودش را به دیگران بفروشد. این ساختار، دقیقاً مانند مجموعههای بازاریابی اینترنتی (نتورک مارکتینگ) یا طرحهای هرمی است. در این سیستم، افراد یا در حال خرید دورهها و مصرف محتوا هستند تا در چرخه بمانند، یا تبدیل به فروشندهای شدهاند که وظیفهشان جذب افراد جدید به چرخه است.
این سازوکار نشان میدهد که هدف اصلی مروجان تفکر نوین، رساندن مردم به کمال و آزادی نیست؛ بلکه تشکیل یک شبکه انسانیِ مصرفکننده است که ثروت را از لایههای پایین به سمت لایههای بالای این هرم سرازیر میکند.
نتیجهگیری
ویژگی بارز یک فرقه، وابستگی محض اعضا و چرخه اقتصادی بستهای است که در آن، رهبران همیشه سود میبرند و پیروان همیشه در حال تلاش و هزینهکردن هستند. «تفکر نوین» و «قانون جذب» نه یک علم برای موفقیت، بلکه یک مدل کسبوکار مبتنی بر معنویتهای کاذب است. در این بازار، سراب موفقیت، هیچگاه به آب نمیرسد و مخاطبان همواره تشنهتر از قبل، در حال دویدن در یکچرخه بیپایان از خرید و فروش توهم هستند. آگاهیبخشی و شناخت این ساختار پنهان، بهترین راه برای رهایی از این دام است.
سید علی طواف زاده

