کانال «جمهوری بیخدایان»، منتسب به آرمین نوابی، در مطلبی موضعی آشکارا ضد فلسطینی و ضد انسانی اتخاذ کرده و مدعی شده است که حمایت از آرمان فلسطین، نقطه اشتراک گروههای مختلف سیاسی و مذهبی است که گویا همگی از «نفرت از یهود» تغذیه میکنند. نویسنده برای تحقیر این جریانها از ادبیاتی سخیف استفاده کرده و با تعمیم دادن اتهام یهودستیزی به حامیان فلسطین، مدعی شده است که فلسطینیها بارها فرصت صلح را رد کردهاند، چون بهجای صلح، خواهان نابودی یهودیاناند. در بخشی از این مطلب میخوانیم: «آرمان فلسطین هیچوقت در مورد مسلمونهای تروریست غزه نبوده» و در ادامه، حمایت از فلسطین به پروژهای برای ضربه زدن به نظم لیبرال جهانی، سرمایهداری و آمریکا نسبت داده میشود. به این ترتیب، این کانال بهجای پرداختن به واقعیت پیچیده تاریخی و سیاسی فلسطین، تصویری کاریکاتوری از یک ملت تحت اشغال ارائه میدهد؛ تصویری که در آن، هر نوع همدلی با فلسطینیها نه واکنشی انسانی به رنج انسانها، بلکه نشانهای از نفرتپراکنی و توطئه سیاسی معرفی میشود.
مشکل اول این متن، جعل یک روایت تاریخی یکطرفه است؛ گویی اسرائیل همواره دست صلح دراز کرده و فلسطینیها صرفاً از سر نفرت آن را پس زدهاند! اما تاریخ منازعه فلسطین و اسرائیل را نمیتوان با چند جمله شعاری و نسبت دادن همهچیز به «نفرت از یهود» توضیح داد. آوارگی گسترده فلسطینیها در سال ۱۹۴۸، تداوم اشغال سرزمینهای فلسطینی از سال ۱۹۶۷، گسترش شهرکسازیها، محاصره غزه و شکستهای مکرر روندهای صلح، بخشهایی اساسی از این تاریخاند که نویسنده ترجیح داده از کنارشان بگذرد. هر پیشنهاد صلحی را باید با جزئیات آن، شرایط طرفین، مسئله مرزها، آوارگان، شهرکها، قدس و حاکمیت سیاسی سنجید؛ نه اینکه هر رد یا شکست مذاکرات را به یک بیماری جمعی به نام یهودستیزی نسبت داد. بله، در تاریخ این منازعه پیشنهادهای صلحی مطرح شده ؛ اما از این واقعیت نمیتوان نتیجه گرفت که اسرائیل همیشه خواهان صلحی عادلانه بوده و فلسطینیها ذاتاً جنگطلباند. اگر قرار است تاریخ بخوانیم، بهتر است آن را کامل بخوانیم، نه فقط آن قسمتهایی را که به کار تبلیغات سیاسیمان میآید.
مشکل دوم، مغالطهای آشکار و از نظر اخلاقی تأسفبار است: تبدیل همدردی با قربانیان به اتهام علیه همدردان. وقتی مردم جهان از کشته شدن غیرنظامیان، مرگ کودکان، ویرانی خانهها، گرسنگی و آوارگی فلسطینیها خشمگین میشوند، دقیقاً چه چیزی را باید محکوم کنند تا از اتهام «نفرت از یهود» در امان بمانند؟ نهادهای بینالمللی حقوق بشری و سازمان ملل بارها درباره وضعیت انسانی غزه، نقض حقوق غیرنظامیان و احتمال وقوع جنایات بینالمللی هشدار دادهاند. نمیتوان همه این نگرانیها را با یک برچسب سیاسی بیاعتبار کرد. طنز تلخ ماجرا اینجاست که کانالی مدعی دفاع از عقلانیت و رهایی از تعصب، بهجای استدلال، به توهین و تعمیمهای بیپایه پناه میبرد و بهجای سنجش رفتار دولتها با معیارهای انسانی، برای یکی از طرفهای منازعه چک سفید امضا صادر میکند. اگر دفاع از حقوق بشر قرار است ارزشی جهانی باشد، باید وقتی پای فلسطینیها در میان است نیز اعتبار داشته باشد؛ وگرنه آنچه باقی میماند نه عقلانیت است، نه انسانگرایی، بلکه تبلیغاتی سیاسی با ظاهری روشنفکرانه است.

