در متون تاریخی درباره دین و مذهب ابو لؤلؤ (فیروز) که عمر را به قتل رساند، اختلاف نظر جدی وجود دارد. چهار دیدگاه اصلی مطرح شده است:
۱. مجوسی بودن (زرتشتی): گروهی از مورخان مانند مسعودی، ابن اعثم، ابن قتیبه، ابن کثیر، ذهبی و طبری شیعی او را مجوسی دانستهاند. مستند اصلیشان روایتی است که در آن ابن عباس پس از بازگشت از میان مردم، به عمر میگوید: «ابولؤلؤ مجوسی غلام مغیره این کار را کرده است.» برخی این نقل را به ابن عباس نسبت داده اند.
۲. نصرانی بودن: این قول را طبری، ابن اثیر، ابن خلدون و رازی قزوینی آوردهاند. طبری به صراحت مینویسد: «ابولؤلؤ غلام مغیره بود و نصرانی مذهب بود.» اما از آنجا که بسیاری از این مورخان از طبری نقل کردهاند و راوی اصلی این خبر سیف بن عمر است که به جعل روایت شهرت دارد، این قول اعتبار چندانی ندارد. همچنین طبری دلیل نصرانیت را اسارت فیروز به دست رومیان و سکونت در روم ذکر کرده که مستند محکمی نیست.
۳. کافر بودن (علج): این نظر را ابن سعد، بلاذری و ابن اثیر در اسدالغابه نقل کرده اند. آنها در گزارشهای خود از فیروز با تعبیر «علج» (به معنای کافر غیرعرب) یاد کردهاند و اگرچه داستان پرسش عمر از ابن عباس را آوردهاند، کلمه «مجوسی» را ذکر نکردهاند. این قول با نظر اول قابل جمع است، چون کافر عنوانی عام است که مجوسی را هم دربرمیگیرد.
از نظر کمیت و قدمت راویان، این دیدگاه قابل توجهتر است و با سخن خود عمر نیز تأیید میشود که پس از ضربت خوردن گفت: «شکر خدا که قتل مرا به دست مردی از مسلمانان قرار نداد.»
۴. مسلمان و حتی شیعه بودن: این دیدگاه در برخی منابع متأخر و عمدتاً در تاریخهای محلی کاشان مطرح شده و گاه ابو لؤلؤ را از یاران امام علی(ع) دانستهاند. برای اثبات آن به سه دلیل استناد شده است:
· روایتی منسوب به امام علی(ع) که به عمر فرمود: «قاتل تو به بهشت میرود.»
· روایتی از امام هادی(ع) که برای قاتل عمر طلب رحمت کرده است.
· استدلال به اینکه برادر و برادرزاده احتمالی ابو لؤلؤ از بزرگان مسلمانان بودهاند.
نقد قول چهارم: نویسندگان این دیدگاه معمولاً مدرک معتبری ارائه نکردهاند و تنها به مشهور بودن یا کتابهایی با اعتبار پایین اشاره کردهاند. تنها محدث قمی در سفینه البحار برای این نظر دلیل آورده، اما بررسی سندی نشان میدهد که:
· منبع اصلی روایت، کتاب الهدایه الکبری از حسین بن حمدان خصیبی است که علمای رجال او را «فاسدالمذهب، کذاب و ملعون» خواندهاند و کتابش را مملو از غلو و روایات ساختگی دانستهاند.
· تمام راویان این حدیث (از جمله احمد بن خصیب، جعفر بن محمد مفضل، محمد بن سنان زاهری، عبدالله بن عبدالرحمن اصم و دیگران) یا توثیق نشدهاند یا به دروغگویی، غلو و ضعف شهرت دارند.
· راوی آخر (ابوطفیل عامر بن واثله) نیز از فرقه کیسانیه و طرفدار محمد حنفیه بوده، نه امامی مذهب.
بهعلاوه، این روایت با سیره عملی امام علی(ع) منافات دارد؛ حضرت با قتل خلیفه مخالف بود و در مواقع مختلف (مانند محاصره عثمان) از کشتن خلیفه جلوگیری کرد. بنابراین نسبت دادن قاتل عمر به امام علی(ع) از نظر تاریخی مردود است.
برخی برای اثبات مسلمانی ابو لؤلؤ به دستور پیامبر(ص) مبنی بر اخراج کفار از جزیرهالعرب استناد کردهاند، اما این استدلال نادرست است؛ زیرا ورود ابو لؤلؤ به مدینه با اجازه ویژه عمر و به دلیل مهارتهایش صورت گرفته بود و نیز این دستور شامل بردگان کافر نمیشده است.
خلاصه سخن این که نمیتوان به قطعیت درباره دین ابو لؤلؤ نظر داد. قول به مجوسی یا نصرانی بودن با توجه به ایرانی بودن اصلی او (اهل نهاوند) و احتمال سفر به روم، هرچند محتمل است، اما مستند قطعی ندارد. قول به تشیع و مسلمانی او نیز هیچ دلیل علمی و محکمه پسندی ندارد و صرفاً بر پایه روایات ضعیف و ساختگی است. تنها آنچه از منابع تاریخی دست اول برمیآید، این است که قاتل عمر مسلمان نبوده است و هیچ منبع معتبری او را مسلمان معرفی نکرده است. احتمال مسلمان شدن او پس از اسارت هم وجود دارد، اما شواهد تاریخی آن را تأیید نمیکند.
جهت مطالعه بیشتر ر.ک: فصلنامه تاریخ اسلام، بهار و تابستان ۱۳۸۹ – شماره های ۴۱ و ۴۲ , مشکانی سبزواری، عباسعلی , پژوهشگر و کارشناس کلام اسلامی.
با توجه به مطلب فوق ابولو را نمیتوان از یاران اهل بیت دانست و برای او کرامات تراشیده و عناوین و القاب خاصی داد و فتوای آیت الله سیستانی مربوط به یاران دیگر اهل بیت است که در سوال به نام آنان اشاره شده، ولی جریان تشیع انگلیسی در راستای تفرقهافکنی و ایجاد شکاف میان جامعه اسلامی حاضر است چشم خود را روی واقعیت های تاریخ ببندد و از دستگاه مرجعیت برای مقاصد شوم خود سوء استفاده کند.

