از پیمان مکه تا پیمان ابراهیم؛ مانور ژئوپلیتیک عربستان سعودی

یهودیت، پیمان ابراهیم

اخیراً پایگاه تحلیلی MECouncil (شورای خاورمیانه برای امور جهانی مستقر) گزارشی مفصل درباره امضای «پیمان دفاع مشترک مکه» منتشر کرده است. پیش از ورود به تحلیل، باید دانست که این اندیشکده — برخلاف ظاهر مستقل خود — در واقع اتاق فکرِ جایگزینِ دولت قطر در دوحه (پس از تعطیلی شعبه بروکینگز) است که وظیفه القای کردن نگاه استراتژیک قطر و ائتلاف‌های محور سُنی را بر عهده دارد. از همین رو، گزارش این نهاد تلاش می‌کند پیمان مکه را صرفاً به عنوان یک «دژ دفاعی بومی و ضد اسرائیلی» معرفی کند؛ اما تحلیل لایه‌های پنهان این توافق، واقعیت بسیار خطرناک‌تر و فریبکارانه‌تری را افشا می‌کند.

 

ظاهر ماجرا؛ رویای «ناتوی شرقی» در غیاب آمریکا
بر اساس داده‌های این گزارش، در آگوست ۲۰۲۶، محمد بن‌سلمان، رجب طیب اردوغان و شهباز شریف سندی را در کاخ الصفای عربستان امضا کردند که هسته مرکزی آن کپی‌برداری از «ماده ۵ ناتو» است (حمله به یک عضو، حمله به همه تلقی می‌شود).
دلیل اعلامی این ائتلاف روشن است: پس از جنگ غزه و حمایت کورکورانه آمریکا از جنایات رژیم صهیونیستی، عربستان به این نتیجه رسیده که چتر امنیتی واشنگتن دیگر بازدارنده نیست و منطقه غرب آسیا باید امنیت خود را از طریق هم‌افزایی دلارهای نفتی سعودی، تکنولوژی پهپادی ترکیه و قدرت اتمی پاکستان تأمین کند. این اندیشکده قطری نتیجه می‌گیرد که چنین پیمانی، عربستان را از «عادی‌سازی با اسرائیل» دور خواهد کرد.

باطن ماجرا؛ استراتژی بن‌سلمان برای ورود به «پیمان ابراهیم»
اما خوانش کارشناسان از سیاست واقع گرایانه سعودی از این رویداد نشان می‌دهد که «پیمان مکه» نه‌تنها نقطه مقابل «پیمان ابراهیم» نیست، بلکه دقیقاً پازل تکمیل‌کننده و پیش‌نیازِ امنیتی بن‌سلمان برای عادی‌سازی روابط با تل‌آویو است!
ولیعهد سعودی از این پیمان سه‌جانبه به عنوان یک «ابزار اخاذی و برگ چانه‌زنی طلایی» در برابر واشنگتن و تلاویو استفاده می‌کند قابل بررسی است:

اسلحه اتمی روی میز مذاکره با واشنگتن
عربستان سال‌هاست برای پیوستن به «پیمان ابراهیم»، دو پیش‌شرط سنگین برای کاخ سفید گذاشته است: پیمان دفاعی دوجانبه با آمریکا و چرخه کامل غنی‌سازی هسته‌ای. آمریکا تاکنون از ترس به خطر افتادن برتری اسرائیل، زیر بار این شروط نرفته بود.
بن‌سلمان با امضای پیمان مکه، عملاً یک بلوف استراتژیک زد. پیام او به واشنگتن این است: «اگر چتر امنیتی و تکنولوژی هسته‌ای را به من ندهید، من آن را از طریق ترکیه و پاکستان اتمی به دست می‌آورم.» ریاض با این ائتلاف، در حال بالا بردن قیمت خود است تا آمریکا را مجبور به اعطای امتیازات هسته‌ای کند؛ امتیازاتی که پیش‌نیاز نهایی عربستان برای امضای توافق ابراهیم است.

ورود به پیمان ابراهیم از موضع ارباب، نه رعیت!
کشورهایی مانند امارات و بحرین، در اوج احساس ناامنی و از موضع ضعف به دامان اسرائیل و پیمان ابراهیم پناه بردند. اما عربستان که داعیه رهبری جهان عرب را دارد، نمی‌تواند به عنوان یک مشتری ضعیف پای میز توافق با نتانیاهو بنشیند.
«پیمان مکه» به ریاض کمک می‌کند تا ابتدا یک دژ نظامی درون‌منطقه‌ای بسازد. زمانی که عربستان پشتیبانی ارتش ترکیه و پاکستان را در پشت سر خود داشته باشد، ورودش به پیمان ابراهیم نه از سر استیصال، بلکه به عنوان یک ابرقدرت هم‌تراز منطقه‌ای خواهد بود که نیازی به گنبد آهنین اسرائیل ندارد.

خرید «مشروعیت اسلامی»؛ جلیقه ضدگلوله در برابر خشم اعراب
بزرگترین مانع بن‌سلمان برای عادی‌سازی با رژیم صهیونیستی (به‌ویژه پس از توحش اسرائیل در غزه و لبنان)، برچسب «خیانت به آرمان فلسطین» و خشم افکار عمومی مسلمانان است.
نام‌گذاری این ائتلاف به نام «مکه» و اتحاد با دو کشورِ بزرگ سنی (ترکیه و پاکستان)، در واقع تلاشی برای خرید اعتبار مذهبی است. بن‌سلمان در حال تدارک یک جلیقه ضدگلوله‌ی روانی است تا روزی که سند عادی‌سازی با اسرائیل را امضا کرد، در برابر منتقدان بگوید: «من خائن نیستم؛ من رهبر قدرتمندترین ائتلاف نظامی جهان اسلام (پیمان مکه) هستم و از موضع قدرت و برای منافع مسلمین با اسرائیل صلح کردم!»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *