جریان «لبهی بیداری» (وابسته به حسین اورا) که در زمینه ترویج یوگا، مدیتیشن و تفکر نوین فعالیت میکند، در تازهترین پست خود در فضای مجازی، با ارائه تحلیلی شبهفلسفی_عرفانی از مفهوم «کافر»، به دفاع از باورهای الحادی «اشو» (راجنیش چاندرا موهان) پرداخته است. این جریان با ترویج این نگاه که «خداوند در مرتبه وجود نیست، بلکه وجود و لاوجود است»، در تلاش است تا انحرافات عقیدتی معنویتهای نوظهور را با پوششی عرفانی تطهیر کند.
«لبهی بیداری» که توسط حسین اورا (ساکن آمریکا) در ایران راهاندازی شده و به برگزاری دورههایی مانند مدیتیشن در طبیعت میپردازد، در جدیدترین پست خود به تحلیل مفهوم «کافر» پرداخته است. این جریان در تلاش است تا چهرهای عرفانی از آموزههای الحادی چهرههایی مانند اشو ارائه دهد.
در این پست آمده است: «کافر، در لغت به معنای پوشاننده حقیقت است… اگر فردی مانند اشو میگوید خدا وجود ندارد، او کافر نیست، بلکه از هر مذهبی، مذهبیتر است… خداوند درون هر چیزی است، همان ناخودآگاه است… هر آنچه وجود دارد، توهم است.»
پست منتشرشده توسط جریان «لبهی بیداری»، نه یک تحلیل فلسفی، که نمونهای آشکار از جابهجایی مفاهیم و توجیه انحرافات عقیدتی با ادبیاتی شبهعرفانی است. نسبتی که این جریان به مفهوم «کافر» میدهد و تلاش برای تطهیر چهرهای چون اشو، نشاندهنده استراتژی پنهانسازی ماهیت الحادی این جریانهاست.
در فلسفه اسلامی، وجود به سه مقسم تقسیم میشود: واجبالوجود (خداوند)، ممکنالوجود (مخلوقات) و عدم (نیستی). خداوند در این تقسیمبندی، تنها «واجبالوجود» و وجوددهنده به ممکنات است. نسبت دادن «وجود و لاوجود» به خداوند، مصداق بارز جمع ضدین (همزمان بودن هستی و نیستی) است که در منطق و فلسفه، امری محال و باطل شمرده میشود. این مغالطه، نه از سر ناآگاهی، که عامدانه برای القای نگاهی پانتئیستی (همهخدایی) و دوری از توحید ناب اسلامی طراحی شده است.
نکته مهمتر اینکه اشو که در پست مذکور به عنوان «مذهبیتر از همه مذاهب» معرفی شده، در آثار و سخنرانیهای خود به صراحت خدا را انکار کرده است. این نگاه، نه تنها با اسلام، که با هر گونه خداباوری اصیل در تعارض است. جریان «لبهی بیداری» با بازتعریف کفر و تطهیر چهرهای مانند اشو، در واقع پردهای بر چهره واقعی معنویتهای نوظهور میکشد و سعی دارد تا با فریبپردازی فلسفی، مخاطبان را از مسیر صحیح اعتقادی منحرف سازد.
این رویکرد، اهانتی آشکار به عقل سلیم و مبانی دینی است و نشان میدهد که جریانهای موسوم به «معنویتهای نوظهور»، در عمل به دنبال تخریب بنیانهای توحیدی جامعه و جایگزینی آن با خرافات و الحاد در لفافه عرفان هستند. ضروری است نهادهای فرهنگی و نظارتی با هوشیاری کامل، این گونه فعالیتها را رصد کرده و از نفوذ این انحرافات عقیدتی در لایههای مختلف جامعه، به ویژه میان جوانان، جلوگیری کنند.

